امروزه شهر شوش به ویرانی كشیده شده است

متن پیام دکتر کامیار عبدی(1) برای همایش یک روزه
«شوش و میراث جهانی آن؛ چالشهای کنونی و چشم انداز آینده»

حضار محترم
همکاران گرامی
دلسوزان محوطۀ باستانی شوش

در سرتاسر دنیا و در طول تاریخ، پایتختها نماد عظمت، شوکت، و قدرت کشورها و ملتها بوده اند. امروز کفایت می کند از پایتختهای متعدد جهان چند روزی را در یکی دو تا چون توکیو یا پکن یا لندن سپری کنید تا ببنید که دولت و ملت ژاپن و چین و انگلستان چه زحمت و هزینه ای صرف ساخت و سازهای عظیم، مرمت آثار تاریخی و آب و جاروی پایتختهایشان می کنند. آباد و شاداب نگاهداشتن پایتخت نه فقط وظیفۀ دولت، بلکه تکلیف تک تک اعضای ملت است. چند ماه قبل که یک پل تاریخی در سئول، پایتخت کرۀ جنوبی، آتش گرفت و سوخت، مردمی که از نزدیک یا بر روی صفحۀ تلویزیون شاهد این واقعه بودند های های می گریستند. دولت کره یک هفته عزای عمومی اعلام کرد و بلافاصله هیاتی را گسیل داشت تا کار بازسازی پل را آغاز کنند. ثروتمندان کره ای بلافاصله میلیونها دلار برای عملیات بازسازی اهدا کردند و مردم سئول فوج فوج آمدند تا داوطلبانه و بدون چشمداشت مالی در بازسازی پل شرکت کنند....

طبیعتا با تغییر حکومتها پایتخت ها نیز تغییر می کنند. اما روی کارآمدن حکومتی جدید با پایتختی دیگر به مفهوم متروک و ویران شدن پایتخت قبلی نیست، بلکه آن را نیز باید در مقام جزئی لاینفک از تاریخ و میراث فرهنگی ملت محفوظ نگاهداشت و ارج نهاد. آیا زمانی که امپراتوری عثمانی متلاشی شد و جمهوری ترکیه به جای آن روی کارآمد و پایتخت از استانبول به آنکارا منتقل شد، ترکها استانبول را به حال خود رها کردند تا ویران شود؟ حتی امروز، هشتاد سال پس از اینکه آنکارا جای استانبول را در مقام پایتخت ترکیه گرفته، استانبول زیباترین شهر ترکیه و یکی از دیدنی ترین شهرهای دنیاست. آیا زمانی که حکومت سلطنتی در روسیه سرنگون شد و حکومت بلشویک روی کار آمد و پایتخت را از سن پطرزبورگ به مسکو منتقل کرد، علی رغم تمام خصومتی که بین حکومت جدید و قدیم وجود داشت، سن پطرزبورگ را به حال خود رها کردند تا ویران شود؟ خیر، هنوز هم که هنوز است سن پطرزبورگ گل سرسبد شهرهای روسیه و یکی از مجللترین شهرهای اروپاست.

جای دور نرویم، در همین ایران خودمان، زمانی که کورش بزرگ به حکومت رسید پاسارگاد را به پایتختی خود برگزید و در عرض چند سال در آن دشت لم یزرع پایتختی باشکوه برای خود بنا کرد. کورش رفت و داریوش روی کار آمد. وی با اینکه مردی بلندپرواز بود و زود دست به کار احداث پایتختی بسی بزرگتر و باشکوهتر در تخت جمشید شد، اما پاسارگاد را نیز در مقام نخستین پایتخت دودمانش پاس داشت و آباد نگاهدشت.

ساسانیان نیز که در طول حکومت چهارصد و اندی ساله شان بر ایران چندین بار پایتخت خود را تغییر دادند از همین سنت پیروی کردند. اردشیر فیروزآباد را بنا کرد، شاپور بیشاپور را و شاهان بعدی طیسفون را، اما همگی مراقبت بودند که پایتختهای قبلی از رونق نیفتاده و آسیب نبینند.

در دوران اسلامی نیز وضعیت به همین منوال بود: اصفهان بارها و تحت لوای فرمانروایان گوناگون به پایتختی رسید و هریک از آنان در راه عظمت و زیبایی شهر کوشیدند تا زمانی که صفویان روی کار آمده و اصفهان را چنان متحول کردند که ما امروز آن را نصف جهان می خوانیم.

تهران دویست سال است که پایتخت ایران است، اصفهان پانصد سال پایتخت بود، اما شوش کهنترین و طولانیترین پایتخت ایران بوده است. گروهی از نیاکان ما – که ما آنان را عیلامی می خوانیم- حداقل از 6000 سال قبل تا روی کارآمدن هخامنشیان در حدود 2500 سال قبل پایتخت خود را در شوش بنانهاده بودند. این شهرِ با شوکت پایتخت فرمانروایان پرقدرتی بود که زمانی از شیراز تا بغداد امروزی را تحت حکومت خود داشتند. در شوش بود که معابد عظیم برپا و با غنایم و هدایای فراوان از لشکرکشیهای پیروزمندانۀ فرمانروایان عیلامی در سرزمینهای دور و نزدیک مزین شده بود. به دلیل اهمیت شوش بود که آشور بانی پال، فرمانروای آشوری در حدود 2800 سال قبل، بی رحمانه ترین رفتار خود را با پایتخت یکی از ملل شکست خورده با آب و تاب فراوان در کتیبه هایش ضبط و در نقوش برجستۀ کاخش ثبت کرد، تا نه تنها به عیلامیها بلکه به تمامی مدعیانش درس عبرتی دهد که تاوان مقابله با آشور چیست. اما شوش شهری مقاوم است و همین مقاومت، به علاوۀ سابقۀ درخشان آن بود که داریوش هخامنشی را بر آن داشت که شوش را در مقام پایتخت اداری شاهنشاهی گستردۀ خود احیا کند.

صدها فرمانروای قدرتمند در طول هزاران سال تاریخ ایران شوش را پایتخت خود خوانده و در آبادانی آن کوشیده اند. اما اکنون رو به ویرانی می رود. مکانی که فرمانروایان عیلامی نیایشگاههای خود را در آن بنا کرده بودند اکنون به پیست موتورسواری و زمین فوتبال بدل شده. خاک مقدس و متبرکی که روزی دانیال نبی (که درود خدا بر او باد) بر آن گام می نهاده اکنون به زباله دانی و جولانگاه معتادان بدل شده.
دو هزار و ششصد سال پیش از این سپاهیان عیلامی تا آخرین نفر در مقابل آشوریان مقاومت کردند. نزدیک به سی سال قبل، زمانی که قوای اشغالگر عراقی از آن سوی کرخه، شوش را به توپ بسته بود، جوانان غیور ما از دادن خون خود برای پاسداری از شوش دریغ نکردند.

بر ما دلسوختگان میراث و تاریخ و فرهنگ ایران واجب است که با چنگ و دندان از شوش و محوطه های باستانی ای همچون شوش مراقبت کنیم، آنها را پاس بداریم و صحیح و سالم به نسل بعد بسپاریم. این مهم، مخصوصاً در مورد محوطه ای با وسعت و عظمت شوش، از عهدۀ سازمان میراث فرهنگی به تنهایی برنمی آید، بلکه نیاز به همکاری تمامی ایرانیان، بخصوص اهالی شوش، از مردم کوچه و بازار گرفته تا مقامات و نهادهای مختلف شهری، استانی و کشوری دارد. ما دست اندرکاران «پایگاه میراث فرهنگی و گردشگری شوش» فقط حلقه ای ناچیز از این زنجیرۀ بلندیم و مخلصانه دست یاری به سوی تک تک و همگی شما دراز می کنیم.

با همتی همگانی و خلوص نیت است که شاید بتوانیم رضایت خاطر نیاکان خود را جلب کرده و از خود در مقام ایرانیانی غیور و بندگانی صالح نامی نکو برجای بگذاریم.





___________________
1. دکتر کامیار عبدی، استادیار باستان شناسی و انسان شناسی کالج دارتموث و سردبیر «مجله باستان شناسی و تاریخ» است که به تازگی به سمت «مشاور عالی پایگاه میراث فرهنگی و گردشگری شوش» منصوب شده است.

دسته بندی: