ام الدبس، نشسته بر روی شن‌های روان

مجتبی گهستونی: قدم به ام الدِبِس که می گذاری با عبور از تپه های سراسر رملی آنجا، درونت خنک می شود از رطوبت نهفته در زیر آن. خلاصه همه زیبایی ها در نسیم پر از سایه سار درختان جنگلی با غلت خوردن در تل های شنی از صافی ذهنت عبور می کند.

گویی اینجا تکه ای از ایران فراموش شده است که بعد از آن همه تاثیر در جنگ بی امان سربازان ایرانی در نبردی ماندگار به نام دفاع مقدس با دشمن متجاوز، چشم انتظار توجه بی کران مسئولان امر است.

از میدان سه راه خرمشهر پس از ترک اهواز به سمت جنوب غربی در مسیر شهرهای حمیدیه، سوسنگرد، و بستان قرار می گیری. در سوسنگرد مسیر دوتا می شود. جاده ای که تو را در مسیر شهرهای هویزه و رفیع قرار می دهد و جاده دیگری که تو را به سمت بستان، دهلاویه، چزابه و فکه هدایت می کند.

به روستای بردیه رسیدید سمت راست جاده مضیف زیبایی که سلیقه خوبی در ساخت آن به کار رفته است نظر تو را جلب می کند. ازاین روستا که گذر کردی دهلاویه جلوی راه تو است و از آنجا به الوان و عبدالخان و شوش هم می توانی بروی. فاصله زمینی جنوبی ترین نقطه منطقه تا شهر بستان ، تقریبا ۵ کیلومتر و تا شهر سوسنگر ۴۰ کیلومتر می باشد. مقصد ما منطقه شکار ممنوع ام الدبس و میشداغ است. منطقه وسیع آنجا مانع از آن می شود تا همه منطقه را ببینیم.

 

بارها به واسطه اهمیت تاریخی منطقه ام الدبس نظرم درباره آن جلب شده بود ولی نبود راهنمای محلی آشنا با کل مسیر که فرهنگی هم باشد تا منطقه را نشانمان دهد ما را در رفتن به آنجا دلسرد نمود. آشنایی با خانواده حیدری در روستای بردیه که همگی تحصیل کرده و فرهنگی هستند باعث گشت تا در حاشیه انجام تحقیقات میدانی کتاب گردشگری خوزستان با بخشی از نشانه های خداوند در استان خوزستان آشنا شویم. این علاقه باعث شد تا بعدها در کمتر از سه ماه بارها به آنجا سفر کرده تا بیشتر و بیشتر به معلومات خود اضافه کنم.

از محلی ها درباره وجه تسمیه ام الدبس می پرسم که می گویند معنی آن مادر شیره خرما می شود. منطقه تپه شنی و جنگلی ام الدبس حد فاصل مزارع کشاورزی شمال رودخانه کرخه، بستان و جنوب کوههای میشداغ قرار دارد و از شرق به تپه ماهورهای چزابه در نزیکی مرز عراق منتهی می شود . فاصله زمینی جنوبی ترین نقطه منطقه تا شهر بستان ، تقریباً ۵ کیلومتر و تا شهر سوسنگرد ۴۰ کیلومتر است.

اینجا روزگاری مسیر حرکت رزمندگانی بود که برای دفاع از مرزهای ایرانی با انواع ادوات نظامی خود از جان می گذشتند. تا اینکه طرح تثبیت شنهای روان از سال ۶۴ شروع شد و ۲۵۰۰۰ هکتار از این وسعت ۰۰۰/۱۰۵ هکتاری ، بوسیله طرح های تثبیت شنهای روان اداره منابع طبیعی دشت آزادگان ، مالچ پاشی ، درختکاری و تثبیت شد.

پوشش گیاهی و درختی منطقه باعث ایجاد جذابیت های بصری در منطقه شده است. تا قبل از تثبیت شن های روان، اینجا پر از تپه های رملی بود که با اجرای طرح های تثبیت شنهای روان ، پوشش گیاهی قابل توجهی پیدا کرد و درختان و درختچه های مقاومی مانند کهور ، استبرق ، پانی کوم ، آکاسیا ویکتوریا ، گزشاهی، پنی زی توم و اسکنبیل سر از خاک بیرون زد.

این منقطه از دیرباز زیستگاه آهو است و در کنار این گونه حیوانی زیبا ، پستاندارانی همچون روباه ، کفتار ، شغال ، گرگ ، گراز ، آهو و انواع جوندگان زندگی می کنند.

اما منطقه حفاظت شده میشداغ جایی آنطرفتر است که در غرب رودخانه کرخه و در ۴۵ کیلومتری شمال غرب سوسنگرد واقع شده است.

با گذر از جاده میانی جنگل های ام الدبس، به رشته تپه هایی می رسیم که به میشداغ معروف هستند. از تپه که بالا می رویم در پشت سرمان منطقه پوشیده از تپه های رملی و هزاران درخت متراکم را تا دور دست برانداز می کنیم. با عبور از ارتفاعات میشداغ دشتی که بخش از آن باقی مانده جنگل های ام الدبس است با روستایی به همین نام در مقابلمان نمایان می شود.

میشداغ از توابع شهرستان شوش و در غرب رودخانه کرخه قرار گرفته که از شمال به روستای بیت راشد، از جنوب به روستای ابوحلاج ، از شرق به تپه ماهورهای ا... اکبر و از غرب به تنگه چزابه در مرز ایران وعراق و در بخش شمالی ، به دشت چنانه و امتداد جنوبی دشت عباس و دشت فکه و رقابیه نیز ، محدود می شود.

جامعه گیاهی رملیک ، عمد پوشش گیاهی در ختچه ای منطقه دشتی و دامنه ها را شامل می شود. درختچه های قیچ ، پوشش گیاهی عمده ارتفاعات میش داغ را شامل می شود و در بین آنها بوته های گون نیز دیده می شود.

جامعه گیاهی نی به صورت پراکنده در کنار آبگیرها و چشمه های منطقه دیده می شوند . از جمله گیاهان منطقه می توان به اسکنبیل ، حنظل، کهورک ، کهور پاکستانی ، استبرق ، خارشتر ، علف مار ، بهمن ، کنار ، گز ، کاروان کش و رملیک اشاره نمود.

در میشداغ می‌توان سراغ کبک، تیهو، دم جنبانک زرد، دم جنبانک ابلق، دم سرخ، سینه سرخ، کبوتر کوهپایه ای، کبوتر چاهی، قمری، هوبره، درنا، آنقوت، باقرقره شکم سیاه و شکم سفید، سار، گلاریول، عقاب دشتی، جغد کوچک، عقاب طلایی و نیز انواع چک چک‌ها، چکاوک‌ها و گنجشک‌ها را گرفت.

در منطقه یک گونه قورباغه وزغ سبز زندگی می کند که محدود پراکنش آن در کنار چشمه‌های منطقه است. تا کنون مشاهده خزندگانی چون بزمجه بیابانی و آگامای دم تیغی به فراوانی در منطقه میشداغ گزارش شده است. علاوه بر آن انواع اسکینگ و مارهایی همچون افعی شاخدار عربی، شتر مار، مار پلنگی، کورمار خوزستانی و مار قیطانی نیز در منطقه زندگی می کند. در کنار همه این جانوران و حیوانات، پستاندارانی همچون قوچ و میش، بزکوهی، آهو، خرگوش، موش خرما، تشی، خارپشت، سمور، روباه، گرگ، شغال، گربه وحشی، گراز، کفتار، انواع دوپا، جربیل، موش و خفاش زندگی می کند.

از اهالی سراغ عشایر ام الدبس را می گیریم که سمت راست جاده را نشانمان می دهند. جاده خاکی را گرفته و در مسیر مزارع به سمت شرق می رویم. از دور چند خانه گلی مخروبه دیده می شود. به نظر می رسد که هیچ کسی آنجا زندگی نمی کند اما نزدیک که می شویم گله گوسفندان را می بینیم. چوپانانشان هم در کنارشان قرار دارد. لابه لای خانه های گلی، سیاه چادرهایی برپا است. سگ های نگهبان گله، به سراغمان می آیند. می ایستیم. از دور صاحبشان حدفی می زند تا این نگهبانان وفادار از ما دور شوند.

داریم به غروب نزدیک می شویم. جوانان و بزرگسالان خسته از یک روز کاری خود در حال بردن احشام خود به طویله هستند. مادر و دختری دبه های آب را سوار بر خر کرده تا از جایی در همین حوالی آب بیاورند. آنها سپس خود را برای شام خوردن و خوابیدن آماده می کنند.

ام الدبس را به سمت روستای بردیه سوسنگرد ترک می کنیم تا قهوه و چای بنوشیم و در نهایت آنجا را به مقصد اهواز ترک کنیم.

شهر: 

دیدگاه‌ها

افزودن یک دیدگاه تازه