سفری به همدان

مجتبی گهستونی: مقصد همدان است. اما هدف دیدن جاذبه های گردشگری و تاریخی در طول مسیر از مبدا تا مقصد است. خیالم راحت است.چرا؟ چون در این سفر وقتی آرش نورآقایی و محمد یزدانی ( البته افراد دیگری هم حضور داشتند) همراهت باشند مطمئن خواهی بود که از دیدن هر جاذبه ای به راحتی عبور نمی کنند و دیدن دوباره هر اثر هم برایشان جذاب است و هم درباره آن بحث و بررسی می کنند.

مسیر تهران به کرج و قزوین را گرفته و به سمت همدان می رویم. صبح زود از منزل آرش نورآقایی در خلوت تقریبی جاده راهی همدان می شویم. می گویند اگر بی معطلی به همدان برویم ۵ ساعت در راه خواهیم بود.

صبحانه را در رستوران بین راهی لاله صحرا می خوریم. حضور در کنار دوستان لذت بخش است. بر عکس خیلی افراد که ممکن است در طول مسیر بخوابند اما برای من همیشه دیدن مسیر شهرها بسیار جالب بوده است. در هنگام همین عبور گذرا هم همواره تلاش می کنم که به پیرامون خود توجه کنم و نحوه ساخت و ساز در روستاها، شهرها و نحوه زندگی آدم ها و چگونگی انجام امور روزمره را مورد بررسی سطحی قرار دهم. با این حال بهتر از آن است که چشمت را ببندی و هیچ جا را نبینی.

من در ماشینی هستم که محمدیزدانی (مدیر خانه جهانگرد) و همسرش که فیلمساز است در آن نشسته اند. در ماشینی دیگر آرش نورآقایی همراه با امیر ابراهیم پور، همسرش و کودک خردسالشان نشسته اند. نورآقایی، یزدانی و ابراهیم پور دوستان مشترکی هستند که تاکنون سفرهای زیادی با هم رفته اند و هر سه هم اهل بذله گویی و شوخی اند که سفر در کنار هر سه آنها جالب است.

در ۲۵ کیلومتری رزن، یزدانی توقف می کند تا هم استراحتی به ما بدهد و هم صبحانه دوممان را بخوریم و هم منتظر آرش و دوستان دیگر باشیم تا به ما برسند. می گوئیم حتما جاذبه جدیدی را کشف کرده اند و رفته اند ببینند.دوستان که می رسند با هم از مناظر پیرامونی لذت می بریم.

بعد از آن با گذر از روستای "درجزین" گنبدی نظرمان را جلب می کند به سویش می رویم. این برج استوانه ای تاریخی متعلق به امامزاده اظهر بن علی متعلق است که در قرن هفتم هجری بنا شده که ۲۰ متر ارتفاع دارد که ۸ متر آن را ساختمان برج و بقیه را گنبد مخروطی تشکیل می دهد.

قبر اصلی در داخل سرداب قرار دارد که روی مقبره صندوقی چوبی مشتمل بر آیاتی از کلام الله قرار دارد که در سال ۱۰۵۶ هجری قمری به دستور شاه عباس دوم صفوی ساخته شده است. این بنا که البته با آسیب هایی همراه بوده است به شماره ۳۶۶ در سال ۱۳۲۷ شمسی به ثبت در فهرست آثار ملی رسید. با توجه اینکه در اطراف این گنبد قبرستانی قدیمی سفال های پراکنده وجود داشت عبور جاده روستایی چهره ظاهری و فیزیکی این محوطه را مخدوش کرده بود. در درون بنا چند نقاشی و دست خط های زیبای زوار به طرز عجیبی نظرمان را جلب کرده بود.

در طول مسیر در روستای کاج قلعه ای مخروبه که در پیرامون آن نیز به چشم می خورد ما را به سمت خود می کشاند. وارد روستا که می شویم تعدادی نجاری و گچکاری مشاهده می کنیم. روستائیان می گویند قلعه متعلق به فردی به نام خلیل است که به همین دلیل نام قلعه تخت خلیل نام دارد. مشاهدات ما و تخریب های موجود حاکی از آن است که در زمان آبادانی، قلعه با شکوهی بوده که امروزه به دلیل عدم مرمت و حفاظت با تخریب گسترده ای مواجه شده است. بعدها من گزارشی تصویری و تشریحی در اینباره در خبرگزاری میراث خبر منتشر کردم.

در مسیرمان کارخانه سیمان هگمتانه را در روستای بیله کان از توابع رزن مشاهده می کنم که علاوه برتولید آلاینده روزبه روز از کوه برداشت می کند که به قول محمد یزدانی ۱۰ سال دیگه به هیچ وجه اثری از این کوه نخواهی دید.

با گذر از شهرهای قزوین ، آوج ، تاکستان به شهر همدان که می رسیم با پیوستن خانم زهرا مومنی به جمع ما او ما را با عبور از سد زیبا و منظره منحصر به فردش به روستای "ورکانه" می برد. روستایی که ساکنانش اصالتن کُرد و فارس هستند.

خیابان های سنگ فرش شده با خانه هایی از جنس سنگ که چوپ هم در آن به کار رفته است الگویی جالب از یک روستای گردشگری است.ای کاش روستاهای گردشگری خوزستان مثل مال آقا، ابوالعباس و رباط، منگره و... در خوزستان هم اینگونه بودند. با این حال در گوشه کنار روستا انبوه زباله ها ناراحت کننده بود که می توان با فرهنگ سازی و بوجود آوردن امکانات جزیی از رها کردن زباله ها در گوشه و کنار خودداری کرد. در آنجا با فردی آشنا می شوم که من و همراهانم را به داخل حیاط منزلش می برد تا معماری سنگ و چوبش را نشان بدهد. وقتی متوجه می شود از خوزستان آمده ام اسم شهرهای اهواز، شوشتر، مسجدسلیمان و... را می آورد و از چم عربون، استکی، بنه حیدر، بیشه،ترکالکی، سیدون و...که در روستاهای عقیلی از توابع شهرستان گتوند واقع هستند سخن می گوید. از او می پرسم که چرا در عقیلی اسکان داشته است که می گوید: من در اسطبل مجید خان بهداروند سوار کار انجمن سلطنتی بودم.

او می گوید ما اهالی روستا کشاورز هستیم و روستای ورکانه ۲۰۰ خانوار جمعیت دارد. با او قدم زنان به سمت خیابان های روستا و حمام و مسجد قدیمی روستا می رویم.روستا خلوت است و به قول یکی از اهالی همه رفته اند زیارت اهل قبور.

جلوی یکی از خانه ها دو مرغ پشت در بسته منظم و مرتب ایستاده بودند تا صاحبخانه بیاید و در راه باز کند.

در سرتاسر مسیرمان قله الوند که سراسر برف است نظرمان را جلب می کند. یاد شهر مرحوم اخوان ثالث می افتم: همدان الوند و تهران دماوند دارد. در ادامه سفر با پیوستن بهنام افتخاری به موزه و سفره خانه سنتی حمام قلعه می رویم. حمامی در محله قلعه و یا قاشق تراشان قرار دارد و اکنون به موزه و سفرخانه سنتی تنبدیل شده است. محیطی زیبا که در سال ۱۳۸۰ مرمت آن آغاز شد و در سال ۱۳۸۷ به بهره برداری رسید. شام خوردنمان در این محیط مفرح باعث همراه بود با نواختن آهنگ و اجرای ترانه سلطان قلب ها با هنرمندی دو جوان آکاردئون و تنبک نواز.

شب برای اقامت به سوئیت شماره ۱۱ بلندی های عباس آباد می رویم. اگر چه خود سوئیت به برای هیچ کدام از همراهانمان رضایت بخش نیست اما حضور در کنار یکدیگر راضی مان می کند. چشم انداز زیبایی پیرامون مان وجود دارد.قرار است صبح زود سوئیت را ترک کنیم تا به بازدید از همدان بپردازیم.

فردا صبح بابک مغازه ای برای دیداری کوتاه به جمع ما ملعق می شود. همگی برای صرف صبحانه به منزل افتخاری می رویم. بعد از آن بابک پیشنهاد می دهد از تپه ها و آثار هگمتانه بازدید کنیم. قبل از اینکه به هگمتانه برویم باباک مغازه ای آپارتمان های جنگزدگان آبادانی را که در خانه نهای بانک رهنی اقامت کرده اند را در بلوار کاشانی نشان می دهد.

اما در نظریه های باستان شناسان قدیمی هگمتانه را به مادها و در نظریات جدید تر آن را به دوره های بعد از ماد نسبت می دهند.

در این محوطه باستانی باستان شناسانی مثل دمرگان، کینز، شارل فوسی، محمد رحیم صراف در اینجا کاوش هایی داشته اند. در بخشی از محوطه و بعد از کاوش های باستان شناسی صراف سایت موزه ای ایجاد گردید که اکنون با ایجاد سازه هایی ناهمخوان به حریم اثر و محوطه تعرض شده است. در این سایت موزه مجموعه ساختمان هایی را دیدیم که در عمق ۲ تا ۵ متری از سطح تپه دیدیم که در ابعاد ۵/۱۷ در ۵/۱۷ ساخته شده بود که ورودی هر واحد معماری به یک پیشخوان و تالار مرکزی در وسط سه اتاق جانبی در دو سو ختم می شود.

در محوطه باستانی هگمتانه البته دو اثر تاریخی دیگر وجود دارد. کلیسای مریم مقدس (ارامنه انجیلی) و کلیسای گریگور استپانوس هم قدمتی بیشتر دارد. در بازدید از این دو کلیسا با توجه به تابلوهای نقاشی، عکس، راهنما به خوبی می توان از اهمیت و تاریخچه هر دو کلیسا آگاه شد. یاد کلیساهای خوزستان افتادم که هر کدامشان تا در حال تخریب هستند و یا درِ آنها بسته است و هیچ بنی بشری نمی تواند از آنها بازدید کند انگار که نه انگار تا چند سال قبل انبوهی از هموطنان مسیحی و ارمنی در کنارمان زندگی می کردند.

ظاهرا ارامنه در سال ۱۶۵۰ میلادی به همدان مهاجرت می کنند.کلیسای ارامنه در مساحتی بالغ بر ۳۰۰ متر مربع در سال ۱۸۸۵ میلادی ساخته شد. درون سالن کلیسا ۴ ستون آجری مدور وجود دارد. اما کلیسای گریگور استپانوس با ۲۷۳ متر مربع در زمان شاه سلیمان صفوی در ۲۵۰ سال قبل ساخته شد.

موزه هگمتانه هم که در شرق مجموعه و جنب گودال فرانسوی ها قرار دارد پیشتر مدرسه پرورش بود که بعد از تعمیرات به موزه تبدیل شد که مجموعه ارزشمند و مهمی در آن نگهداری می شود.

یکی دیگر از بناهایی که حیرت زده مان کرد گنبد علویان بود که نقوش گچی آن بسیار هنرمندانه بود. در سرداب آن مقبره ای وجود دارد. بر اساس شناسنامه فنی بنا، این گنبد یکی از یادمان‌های متعلق به اواخر دوره سلجوقیان در قرن ششم هجری است، که توسط خاندان علویان ابتدا به عنوان مسجد احداث شد و سپس در دوره‌های بعد با ایجاد سردابی در زیر زمین، به مقبره آن خاندان تبدیل شده است.

علت نامگذاری این بنا به گنبد علویان این بوده است که در گذشته‌های دور دارای گنبد بوده، گر چه در اثر گذشت زمان، گنبد آن فرو ریخته است. از سوی دیگر، علاقه شدید مردم به سادات و دوستداران علی (ع) و مدفون بودن دو تن از خاندان علویان در این بنا، از دلایل دیگر آن بوده است.گنبد علویان که یکی از شاهکارهای معماری و گچبری بعد از اسلام در همدان است، در سال ۱۳۱۰ با شماره ۹۴ در فهرست آثار ملی به ثبت رسید.نقشه بنای چهار ضلعی و گوشه‌های آن دارای لبه‌های ستاره‌ای شکل است. دیوارهای این مقبره مکعب شکل بوده، تا خط آغاز گنبد باقی مانده ولی خود گنبد فرو ریخته و از بین رفته است.گنبد علویان از لحاظ هنر گچبری و آجرکاری از آثار ارزشمند و کم نظیر سده های میانی دوره اسلامی است. شکل ظاهری آن شبیه گنبد سرخ مراغه است که در سال ۵۴۲ هجری قمری ساخته شده و ابعاد داخلی آن ۸ متر در ۸ متر و تزئینات غنی و متراکم و در عین حال راز آمیز و چشم نواز درون بنا تا حدودی مشابه بنای گنبد حیدریه قزوین است.

موقعی که برای بازدید از مقبره اِستر و مُردِخای می رویم ساعت از یک ظهر گذشته بود و موقع استراحت نگهبان است. این مقبره در سالهای اخیر با چالش های فراوانی مواجه بوده است. تا سال گذشته تابلو بزرگ زیارتگاه در ورودی آن نصب بود و امروز فقط نام اِستر و مُردِخای را بر آن می بینیم. نکته قابل توجه در این مورد این است که استر و مردخای، پسرعمو و دخترعمویی یهودی هستند که در نزد یهودیان مقام بالایی دارند، تا جایی که از آنان به عنوان ناجیان و پیامبران قوم یهود یاد می‌شود.

این بنا یکی از مراکز عبادی و به عبارتی دومین مرکز مهم عبادی یهودیان است. نام اصلی استر، هدسه بوده، اما چون به طرز شگفت آوری زیبا و خوش سیما بوده است، نام استر یعنی ستاره را بر وی نهاده‌اند. وی دختر فردی به نام ابی حایل بوده که در حدود ۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در سرزمین پارس به دنیا آمده و بعد از فوت پدر و مادرش، داییش (مرخای) سرپرستی او را بر عهده گرفته است. مصالح ساختمانی بنای این مقبره از سنگ و آجر است و به سبک بناهای اسلامی ساخته شده است. قسمت‌های مختلف بنا شامل مدخل ورودی، دهلیز، مقبره، ایوان و شاه نشین است.از شکل ظاهری و سبک معماری این اثر، چنین برمی آید، که ساختمان فعلی آن در قرن هفتم هجری روی ساختمان قدیمی‌تری که متعلق به قرن سوم هجری بوده است، بنا شده است.

در وسط فضای مربع شکل مقبره‌ها، دو صندوق منبت‌کاری شده زیبا بر روی این قبور قرار دارد. در بالای قبر جنوبی، که آن را به استر نسبت می‌دهند، صندوق منبت‌کاری عتیقه و نفیسی قرار دارد، که قدیمی‌تر است. بر بالای دیوار مقبره نیز، کتیبه‌ای به زبان عبری و به صورت برجسته گچبری شده است. خطوط عبری روی صندوق استر و گچبری‌های برجسته، متعلق به قرون هشتم و نهم هجری می‌باشند.

در کنار مقبره هوس خوردن سمبوسه و فلافل کردم. به قدری شلوغ بود که حد نداشت. هرچه می خوردم مزه نداشت. سمبوسه و فلافل خوزستان را که می خوری یه چیز دیگه است.

در ادامه مسیر وقتی برای بازدید از مقبره بابا طاهر می رفتم در اطراف پارک کلی ماشین های تمیز اما قدیمی را دیدیم که هر چند یک بار با عنوان نمایشگاه ماشین های کلاسیک همدان به نمایش در می آیند.

اما در فضای بیرونی آرامگاه نمایشگاه عتیقه جات، مجلات و کتاب های قدیمی و خطی جالب توجه بود.از همه جالب تر و زیبا تر و دلچسب تر صدای آواز و ساز هنرمندانی بود که از درون آرامگاه به گوش می رسید. دور تا دور مقبره بابا طاهر زنان و مردان ایستاده حلقه زده بودند و دو نوازنده ساز می نواختند گاهی یک مرد و گاهی زن خوانندگی می کردند.

قدمت مقبره اصلی بابا طاهر به دوره سلجوقیان می‌رسد و در قرن ششم قمری یک برج ۸ ضلعی آجری روی قبر بابا طاهر ساخته شد. در دوره پهلوی اول شهرداری همدان اقدام به ساخت بنای جدیدی برای این شاعر معروف کشورمان کرد اما نیمه‌کاره ماند.در سال ۱۳۲۹ این بنای نیمه‌کاره مرمت شد و در سال ۱۳۴۵ طرح بنای جدید توسط مهندس هوشنگ سیحون و مهندس فروغی ارائه شد.سال ۱۳۴۶ ساخت این آرامگاه آغاز شدو ۳ سال بعد ب پایان رسید. این بنا در مربعی به ابعاد ۱۰۰ متر مربع از مجموع منشورهایی تشکیل شده که دارای مدخل‌های ورودی و منفذهای نور است.آرامگاه در زمان خود از جمله شاهکارهای معماری بوده که طرح اصلی آن از معماری‌های قرون ۷ و ۸ قمری گرفته شده است.برج آرامگاه که بر قاعده ۸ ضلعی قرار گرفته، از سطوح فوقانی تپه ۳۰/۲۰ متر ارتفاع دارد.آرامگاه بابا طاهر عریان در سال ۱۳۷۶ توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره ۱۸۷۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

آراش نورآقایی که هزاران فکر و دغدغه و ایده در سر دارد به نقطه ای خیره شده بود. سفرمان را با خوردن بستنی و فالوده به پایان رساندیم.





دسته بندی: 

دیدگاه‌ها

خیلی خیلی قشنگه من که تا حالا نرفتم انشالا قسمت بشه منم برم

افزودن یک دیدگاه تازه