سوء مدیریت و بی تفاوتی باستان شناسان در تعرض به محوطه ایوان کرخه

مجتبی گهستونی: در خوزستان آثار فراوانی از دوره ساسانی وجود دارد، یکی از مهمترین آنها محوطه ایوان کرخه است که شهری محصور با ۴×۱ کیلومتر ابعاد در قسمت غربی رود کرخه و در فاصله ۳۰ کیلومتری شوش می­باشد. اولین بار گیرشمن در سال ۱۹۵۰ اقدام به حفاری در این محل نمود که به مشخص شدن بقایای یک کاخ و همچنین چند قطعه نقاشی دیواری انجامید. بعد از آن تا کنون هیچ گونه فعالیت علمی در این محوطه صورت نگرفته است.

محوطه های تاریخی شوش در حالی در وضعیت مضطرب به سر می برند که ادعای تهیه پرونده ثبت جهانی شوش با وجود عدم توجه به تکالیف صریح قانونی قطعا شوخی بیش نیست چرا که رفع همه تعرض ها لازمه ابطال بسیاری مجوزها و تخریب ساخت و سازها است.

تا اینکه در سال ۱۳۸۵ طرح تعیین حریم این محوطه به سرپرستی غلامعلی باغبان کوچک تصویب و در اسفند همان سال انجام شد که این تعین حریم هیچگاه ابلاغ نشد که مشکلات موجود ناشی از نبود همین تعیین حریم است. اما متاسفانه پس از گذشت یک سال از عملیات تعیین حریم، باغبان کوچک مجوزی جهت ساخت چند سیلوی عظیم در حریم در جه یک محوطه و در فاصله­ای نزدیک به ۱۰۰ متری از دیوار شمالی شهر صادر نمودند. اکنون شمار این سیلوهای ۱۷ متری به ۴ رسیده که حتی از فاصله چند کیلومتری و از جاده شوش- اندیمشک نیز قابل مشاهده­ اند.

متاسفانه این اتفاق زمانی رسانه­ای گردید که کار از کار گذشته بود و دو سیلو بالا رفته بودند. بعد از این اعتراض ها بود که سازمان میراث فرهنگی یادش آمد باید برای ساخت چنین پروژه ای ضوابط را رعایت کند. همانطور که تصویر ۱ نشان می­دهد کارشناسان سازمان میراث در زمان انجام پی سازی سیلوها ناظر بر انجام این کار بودند و هیچ گونه اقدامی برای توقف کار صورت ندادند و هیچ گونه گزارشی مبنی بر وجود شواهد باستانی در محل ارائه نکردند .

واقعا مسئولیت این بی دقتی و بی تعهدی را چه کسی در سازمان میراث فرهنگی می پذیرد؟ آیا میراث فرهنگی می داند که احداث این سیلو در حاشیه محوطه ایوان کرخه موجب لطمه زدن به حیثیت اثر و در نهایت موجب خرابی آثار موجود در حریم شده است چرا که آثاری نظیر سفال، خرده استخوان و... مشاهده گردیده است؟ حتی اگر مالک که در نتیجه بی درایتی سازمان میراث فرهنگی میلیاردها تومان سرمایه گذاری کرده راضی به تخریب سیلو شود آیا تخریب های موجود در نتیجه پی کنی جبران می شود؟

سوالی که اینجا مطرح است مگر نه اینکه باستان شناسان از ابتدای ورودشان به این رشته نسبت به آثار تاریخی این سرزمین تعهدی نانوشته اما اخلاقی دارند؟ آیا باستان شناسان به صرف اشتغال در میراث باید چشمشان را بر روی تمام تخریب ها و آسیب ها ببندند و در زمان صورت گرفتن این اتفاقات تلخ خود را بی تفاوت نشان دهند؟ به راستی چرا سازمان میراث فرهنگی به خود اجازه می دهد که به جای اعزام یک گروه مجرب باستان شناس و کارشناس حقوقی تنها به اعزام یک نفر باستان شناس اقدام کند؟ سازمان میراث فرهنگی با چه استدلالی حاضر نشده قبل از صدور مجوز، عملیات گمانه زنی را از پژوهشکده باستان شناسی درخواست نماید.

تصویر شماره ۱: حضورکارشناس باستان شناسی پایگاه شوش در محل پی ریزی سیلوها و عکاسی از شواهد باستان شناسی موجود در محل.

جالب تر اینکه طرحی که باغبان کوچک با عنوان تکمیل تعیین حریم ایوان کرخه ارائه نموده در حال حاضر توسط سازمان میراث خوزستان مورد تایید قرار گرفته و حتی بودجه ای نیز برای آن در نظر گرفته شده است و از پژوهشکده برای انجام آن درخواست مجوز شده است.

اینکه اینگونه طرح­های عمرانی نیاز اقتصادی و معیشتی جامعه امروزیست، جای شک ندارد و هیچ انسان عاقلی با آن مخالف نیست، اما آیا امکان این وجود نداشت که در زمان مراجعه کارفرما جهت استعلام از سازمان میراث، با درایت و راهنمایی کارشناسانه و مدبرانه و شناساندن اهمیت آثار موجود در منطقه، برای ساختن بناهای مذکور در چند صد متر دورتر تشویق می­شد تا امروز شاهد معضلی اینچنین لاینحل نباشیم. آیا بهتر نبود که مدیر کل میراث فرهنگی خوزستان، رئیس اداره شوش و یگان حفاظت میراث فرهنگی حساسیت بیشتری به خرج می دادند و با مطالعه اهمیت تاریخ محوطه ایوان کرخه خود و کارفرما را اینچنین با مشکل مواجه ننمایند چرا که شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که از زمان صدور جواز ساخت سیلو در سال ۱۳۸۶ تا اسفند ۱۳۸۸ هیچگونه اعلام کتبی دایر بر ضرورت رعایت ضوابط به مالک سیلو ابلاغ نشده است و گزارش کارشناس اداره میراث نیز به صورت داخلی صادر شده و حسب شواهد موجود به مالک ابلاغ نشده است.

در همین خصوص اطلاعات دریافتی حکایت از آن دارد که مهدی حجت که خود در زمانی نه چندان دور رئیس سازمان میراث فرهنگی کشور بوده و امروز به عنوان کارشناس رسمی دادگستری در حوزه میراث فرهنگی فعالیت می کند از محوطه تاریخی ایوان کرخه و سیلو جانبی بازدید کرده و نظریه خود را به دادگاه ابلاغ نموده است.

شاید در نگاه اول به نظر برسد که مالک سیلو ایوان کرخه بی آنکه شناختی از میراث فرهنگی و تاریخ داشته باشد آمده تا به درایت اداره میراث فرهنگی شهرستان شوش به یکی از مهم ترین محوطه های تاریخی خوزستان تعذرض کند اما هنگامی که تصمیم گرفته می شود تا همه شواهد و قرائن مورد بررسی قرار بگیرد متوجه می شویم که مالک سیلو کلیه پیگیری های خود را به موقع انجام داده است. هوشنگ رحیم خانی با یادآوری این نکته که به میراث فرهنگی اعتقاد واقعی دارد و حاضر نیست به خاطر منافع مالی خدشه ای به میراث فرهنگی کشور وارد کند می گوید: از همان ابتدا می دانستم که باید برای دریافت مجوز باید از طریق اداره میراث فرهنگی شوش اقدام کنم به همین دلیل کلیه مجوزهای خود را به میراث ارائه دادم که در نهایت منجر به صدور مجوزی شد که هیچ گاه در آن تاکید به رعایت حریم نشد.

سرمایه گذار سیلو ایوان کرخه گفت: ضمن همه احترامی که برای دوستداران میراث فرهنگی خوزستان قائل هستم اعلام می کنم که اگر از همان ابتدا از سوی سازمان میراث فرهنگی حریمی مشخص می شد حاضر بودم که سیلو را در نقطه دیگری بسازم ولی احساس من این بود که ساخت سیلو مغایرتی با شاخص های میراث فرهنگی ندارد.

شهر: 
دسته بندی: 

دیدگاه‌ها

فقط می تونم بگم متاسم . همه جای دنیا به تاریخشون به آثار باستانیشون که جزیی از فرهنگ و هویت و تمدنشونه احترام می گذارن و ما اونا رو تخریب میکنیم . من به عنوان یه ایرانی که رشته تحصیلیم هم باستان شناسی هست خجالت میکشم .

افزودن یک دیدگاه تازه