بیانیه

هرمز اردشیر همین جا است

پس از مطرح کردن وجود لایه های باستانی ومقداری سفال های شکسته در میدان دروازه،محل احداث یکی از ایستگاههای قطار شهری  در آغاز سال 1386 که روزنامه صبح کارون اقدام به چاپ مطلبی در این خصوص نمود تا به امروز مسائل واتفاقات مختلفی به وقوع پیوست که در بخشی از این مطلب که بنا به ضرورت دیگری نوشته شده است خواهیم پرداخت. طی یک سال اخیر پس از طرح مسائلی پیرامون وجود شهر هرمز اردشیر در مسیر قطار شهری ودیگر محلات باستانی اطراف این پروژه علی رغم همکاری های متعددی که با انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا صورت گرفت شاهد هجمه های مختلفی به اعضای هیئت مدیره انجمن بودیم.طی چند روز گذشته انعکاس مطالبی از سوی رئیس پروژه باستان شناسی کشورو مدیر عامل قطار شهری اهواز باعث شد سخنگو و نائب رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان به طرح موضوعاتی پیرامون سخنان این دو مقام مسئول بپردازد.

پاسخ قاطعانه انجمن به رئیس پژوهشکده باستان شناسی کشور که مدعی شده بود «در میدان دروازه آثاری از وجود هرمز اردشیر یافت نشده» در روزنامه صبح کارون وخبرگزاری ایسنا انعکاس یافت ، اما پاسخ به سخنان مدیر عامل قطار شهری که در تاریخ پنج شنبه 16 آبان ماه  1387انعکاس یافت به شرح ذیل می باشد. از روزنامه صبح کارون که همواره انعکاس دیدگاههای موافق ومخالف بوده است سپاسگذاریم.

1- بیان  سخنانی غیر کارشناسی و خلاف واقع از سوی مدیر عامل قطار شهری به هیچ وجه در شان فردی که خود خوزستانی است و ظاهراً دلش برای تاریخ فرهنگ این استان می سوزد نیست( اشاره به تیتر ،ایستگاه دروازه محل دفن زباله بوده است).

2- برابر بخشنامه 62180/10 مورخ 5/3/75 استانداری خوزستان کلیه دستگاههای دولتی قبل از اجرای پروژه های عمرانی موظف به استعلام از سازمان میراث فرهنگی در خصوص وجود یا عدم وجود آثار فرهنگی تاریخی در محدوده اجرای پروژه می باشند. متاسفانه قطار شهری اهواز به این وظیفه قانونی عمل نکرده است. اگر استعلامی هم انجام داده باشد ضرورت انتشار آن وجود دارد.

3- یافت نشدن آثار ولایه های باستانی در منطقه دروازه( که بر روی این موضوع اختلاف نظر وجود دارد) به معنای عدم وجود یک شهر باستانی نیست.

4- انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا در اولین روزهای آغاز به کار باستان شناسان در مسیر قطار شهری ضمن تماس با رئیس هیات ،قول همکاری را برای به نتیجه رسیدن این موضوع داده که البته ایشان عنوان داشتند تا بعد از کاوش ها ومطالعات مورد نظر هیچ کس حق حضور در حین کاوش را ندارد( که البته وعده ایشان با حضور فاضلی نشلی وخبرنگاران محترم زیر پا گذاشته شد).

5- مدیر عامل قطار شهری در بخشی از گفتگوی خود با صبح کارون اظهار داشته است که باستان شناسان بی غرض به اینجا آمده و گفته اند میدان دروازه باستانی نیست. این در حالی است که صورتجلسه 16/10/86 که با حضور 5 کارشناس زبده وباستان شناس برجسته سازان میراث فرهنگی کشور و2 تن از معاونان سازمان میراث فرهنگی خوزستان و2 کارشناس مسئول قطار شهری امضا شده است بر باستانی بودن منطقه تاکید و به ا نجام گمانه زنی های باستان شناسی تاکید می کند.

6- آیا مدیر عامل قطار شهری که سعی میکند خود را دلسوز میراث قلمداد کند نباید درگفت وگوی خود از دلسوزی انجمن تاریانا برای مشخص گردیدن واقعیت سخن می گفت: چگونه ایشان به خود اجازه می دهد که دوستداران میراث فرهنگی را مغرض وکارشناسان سازمان میراث فرهنگی را بی غرض معرفی کنند. آیا تلاش انجمن تاریانا ویا هر دوستدار میراث فرهنگی  برای اطلاع رسانی،حفاظت وصیانت ار تاریخ ،فرهنگ وتمدن باشکوه ایرانی مغرضانه است.

7- ایشان در بخشی از گفت وگوی خود اظهار داشته که طی گمانه زنی های متعدد، تکه های سفال مربوط به زمان حال است در حالی که سرپرست هیات کاوش چندین بار در دیدار با اعضای هیئت مدیره انجمن تاریانا گفته اند اگر چه اینجا هرمز اردشیر نیست اما سفال ها مربوط به دوره هخامنشی است .

8- هلاکویی در بخش دیگری گفته میدان دروازه محل خرید و فروش سفال وکوزه بوده است که باید گفت: اگر این مکان اینگونه بوده است که ایشان  فکر می کند پس چرا اثری از مغازه های سفال وکوزه فروشی نمی بینیم. شاید منظور ایشان محل های خریدو فروش کوزه وسفال مربوط به دوره ساسانی واردشیر بزرگ می باشد که ظاهراً کارشناسان بی غرض سازمان میراث فرهنگی نتوانسته اند یا نخواسته اند قدمت آن را اعلام نمایند.

9- وی در اظهار نظر غیر مستند دیگری گفته اند. در سال 1310 پژوهشگری از اهواز رد شده واز وجود شهر هرمز اردشیر خبر داده است. قابل توجه آقای هلاکویی  اینکه در سال 1309 بعد ار تصویب حفظ آثار ملی، ثبت آثار تاریخی کشور آغاز ودر سال 1310 شهر هرمز اردشیر نه  توسط پژوهشگری عبوری بلکه توسط هیات باستان شناسی فرانسوی که در خوزستان مشغول به کار بوده این شهر ثبت می شود. صدالبته اینکه شهر هرمز اردشیررا به طور کامل دیده اند ولی کسی نیست که با مراجعه به مرکز اسناد فرانسه ،اسناد و مدارک موجود این شهر را پیگیری نماید.

10- اما ایشان در بخش دیگری از گفت وگوی خود سخن از انتشار گزارش نهایی کاوش بعد از بررسی کامل 24 ایستگاه یه میان آورده اند حال این سوال پیش می آید که چرا پس از بررسی یک گمانه ودر آغازین روزهای کاوش اقدام به جنجال خبری کرده وچرا آقای فاضلی نشلی که خود یک فرد علمی است تحمل نکرده و نتیجه کاوش را به بعد از فصل کاوش (که 45 روز است) موکول نموده است آیا این اقدام سازمان میراث فرهنگی ومصاحبه شما  به عنوان مدیر عامل قطار شهری برای موج سازی وهجمه بر علیه دوستداران میراث فرهنگی ننبوده است. آیا این اقدام شما زمینه ای برای کسانی که همواره تلاش می کنند عنوان " گهواره تمدن "و"بهشت باستان شناسی" را از خوزستان بربایند فراهم نمی کند. به راستی اعلام تاریخی نبودن مسیر قطار شهری وپشت نیروگاه زرگان که ادعای دیگر انجمن تاریانا بوده است به معنای چیست؟

11- انجمن تاریانا با مطالعه بیش از 60 منبع موثق تاریخی که برای مطالعه همگان موجود است وگفت وگو با کارشناسان وباستان شناسان بی غرض تر از کارشناسان مورد نظر آقای هلاکویی همچنان بر وجود شهر هرمزاردشیر در مسیر قطار شهری ودیگر محلات اطراف آن اعتقاد دارد.

12- وجود گور دخمه های حصیر آباد وتپه های صنایع فولاد ،وجود تپه های باستانی در آسیه آباد،استقرار محلات قدیمی اهواز در حاشیه کارون وجود پل ساسانی (معروف به پل بندشادروان) در زیر پایه های پل سیاه ووجود نهر دستجرد یا دستگرد در اهواز قدیم گواه وجود هرمز اردشیر ویا دیگر شهرهای تاریخی در اهواز فعلی را می دهد .

13- مشاهده یک محوطه باستانی در خرمکوشک یک هفته پس از  اظهارات آقای نشلی ویک روز پس از سخنان آقای هلاکویی که برای اولین بار در این جوابیه به آن اشاره می شود وهمچنین درخواست معاونت حفظ واحیای سازمان میراث فرهنگی خوزستان (متولی ثبت آثار) مبنی بر ضرورت ثبت پایه های پل ساسانی در زیر پل سیاه (واقع در رودخانه کارون) وهمچنین نجات بخشی پایه ستون های  موجود در منطقه عامری همچنان گواه وجود شهر هرمز اردشیر در مناظق از پیش گفته شده را می دهد. در پایان ضمن تشکر رسانه های دیداری وشنیداری ومردم فرهیخته که دوستداران میراث فرهنگی را همراهی می کنند از کسانی که ناآگاهانه دوستداران میراث فرهنگی را تنها می گذارند درخواست داریم حداقل اگر حمایتی نمی کنند ، خیانت نکنند.

مجتبی گهستونی - سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان

فاجعه سد های تخریب گر زیست محیطی ، چه فردایی را رقم خواهد زد

رده 132 بعنوان جایگاه ایران در زمینه حفاظت از محیط زیست نشان می دهد که کشور عزیزما  از 90 درصد کشورهای جهان در این زمینه عقب تر است و ما از بابت بی توجهی به محیط زیست، جزء تخریب یافته ترین کشورهای جهان بشمار می رویم. این درحالی است که ایران از معدود کشورهایی است که در قانون اساسی خود حفاظت از محیط زیست را تاکید کرده است. در اصل 48 قانون اساسی رعایت بدون تبعیض بهره برداری ازمنابع طبیعی تاکید شده است و در اصل 50 حفظ محیط زیست وظیفه عمومی تلقی شده و فعالیت های اقتصادی و غیرآن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیرقابل جبران آن ملازمه پیداکند ممنوع اعلام شده است. همچنین اصل 44 قانون اساسی لزوم تداخل و تعامل بخش های خصوصی و تعاونی در کلیه فعالیت ها را الزامی می سازد. ایران از امضاکنندگان دستورکار 21 گردهمایی سران زمین ریودوژانیرو در 1992 بود و نیز در 1994 ایران پیمان مقابله با بیابانزایی را امضاکرد. رویکرد سازه ای عرضه آب، ناقض قوانین و تعهدات یادشده است و سدسازی از عوامل تخریب محیط زیست بشمار می رود که آسیب جبران ناپذیری به آبخیزها، کوهستان ها، جنگلها و رودخانه ها تا سیلابدشتها، دهانه ها، تالاب ها، دریاچه ها، ودریاهای کشور وارد کرده است .

بیانیه‌ی مشترک «اتحادیه‌ی انجمن‌های علمی دانشجویان باستان‌شناسی دانشگاه‌های کشور» و «دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران» پیرامون طرح اخیر برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی درباره‌ی سازمان میراث فرهنگی در خبرها آمده است که شماری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی تنها به‌جهت پاسخ‌گو نبودن معاون ریاست‌جمهوری می‌خواهند طرحی را ارایه دهند که سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری با عقب‌گردی مشهود، هم‌چون گذشته زیرمجموعه‌ی وزارت ارشاد قرار بگیرد.

به‌باور «دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران» و «اتحادیه‌ی انجمن‌های علمی دانشجویان باستان‌شناسی دانشگاه‌های کشور» به عنوان یکی از جدی‌ترین منتقدان عملکرد سازمان مذکور، این طرح در صورت تصویب شدن، در بهترین حالت خود نه‌تنها در کوتاه‌مدت یکی از مهم‌ترین سازمان‌های کشور را به رکود می‌کشاند بلکه هیچ آینده‌ی روشنی را هم پیش رو نمی‌نمایاند و به نظر می‌رسد بر پایه‌ی این طرح نه‌چندان سنجیده، اندک کارایی آن سازمان در انجام وظایفش هم به بن‌بست کشیده شود.

انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان صدور مجوز برای احداث هتل لاله شوش را به دلیل استقرار زمین این هتل در عرصه تاریخی شهر باستانی شوش غیر قانونی عنوان کرد.

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا با اعلام این مطلب و در پاسخ به چند روزنامه استانی که روز گذشته ( سه شنبه 12 شهریور) اقدام به چاپ مطلبی با عنوان " مجوز احداث هتل لاله شوش صادر شد " کرده بود گفت: بی شک ادعای رییس سازمان میراث فرهنگی خوزستان در خصوص جنجال خبری به قصد تخریب عملکرد دولت نهم در خصوص اعتراض به احداث هتل لاله شوش به هیچ وجه صحت ندارد و انتشار این اخبار تنها با هدف جلوگیری از تخریب یکی دیگر از محوطه های باستانی صورت گرفته است.

مجتبی گهستونی افزود: اگرچه رییس سازمان میراث فرهنگی خوزستان ادعا کرده که احداث این هتل بر اساس طرح جامع شهر شوش انجام شده ولی باید به ایشان بادآور شد که طبق مصوبه هیات دولت و بر اساس بخشنامه مصوب استانداری خوزستان به شماره 62180/10 در تاریخ 15/3 / 1375 صادر شد و بخشنامه های 38140 مورخ 4/ 12/ 1382 و به شماره 57840 مهرماه 1382 که بر اجرای بخشنامه مربوطه تاکید می کنند مبنی بر اینکه کلیه دستگاههای اجرایی مکلف هستند قبل از انجام هر گونه پروژه عمرانی و در مرحله امکان سنجی و مکان یابی نسبت به انجام مطالعات فرهنگی تاریخی از نظر وجود یا عدم وجود آثار فرهنگی تاریخی در محدوده اجرای پروژه اقدام کنند.

دوستان عزیز و دوستداران گرامی میراث فرهنگی

2 روز مانده به روز خبرنگار استاندار خوزستان گفت: بدون حضور خبرنگاران، رابطه میان مردم و مسئولان که از دست آوردهای انقلاب اسلامی است، برقرار نمی‌شود و خبرنگاران کشور تاکنون توانسته‌اند این رابطه را محقق کنند. ضمن اینکه مطبوعات و رسانه‌ها در نگارش مطالب خود، باید به فضای عمومی جامعه توجه داشته باشند.

اما در این خصوص رییس میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان در گفت و گو با رسانه ای دیگر با اشاره به اینکه خبرنگاری شغلی شریف و فرهنگی است گفت: از این جهت که ذهن جامعه را خبرنگاران می‌سازند و اینکه وقتی ذهنیتی ساخته شد، تغییر آن سخت‌تر است؛ خبرنگاری حرفه‌ای با حساسیت بسیار زیاد محسوب می‌شود.

به عنوان خبرنگاری با سابقه بیش از یک دهه که مدتی است خبرنگار اختصاصی حوزه میراث فرهنگی و گردشگری محسوب می شوم روی سخنم با صادق محمدی است که هنوزعادت دروغ گفتن خود را ترک نکرده و گاهی بدون توجه به عواقب اظهار نظری می کند که همه را به تعجب وا می دارد.

به طور مثال وی در گفت و گویی ، پرسش و پاسخ با یک خبرنگار را یک وظیفه‌ی دو طرفه می داند ؛ که به گفته ایشان این وظیفه‌ی دو طرفه با توجه به سیاست‌های سازمان‌ها تعیین می‌شود. به همین دلیل است که رییس میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان فکر می کند که به هر دلیل ممکن ک باید اطلاعات دروغین ارائه دهد. نگاهی به اغلب گفتارهای ایشان در مطبوعات رنگ واقعیت می گیرد. که به طور مثال می توانید در آرشیوها به دروغ پردازی و اظهار نظر های عجیب وی درباره راه اندازی اتوبوس آبی از کارون تا چغازنبیل، ساخت هتل در شهرهای خوزستان، داستان هرمز اردشیر و قطار شهری ، میدان چهار شیر و بالکن مهدیان، تجهیز 17 دهکده گردشگری، بهبود محوطه های باستانی استان به خصوص تل برمی، ایوان کرخه،دزفول، شوش، شوشتر، ایذه، رامهرمز، مسجد سلیمان و... توجه کنید.

آقای محمدی در حالی از شغل خبرنگاری یاد می کند که با دعوت خبرنگاری چون من ، در چند نوبت متوالی از وی در خواست می کند که با اشتغال در سازمان و یا گرفتن مقادیری پول برای خود و دیگر خبرنگاران فضایی برای وی ترسیم نمایم که انگار هیچ معضل و مشکلی در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری وجود نداشته است. قطعا اگرآقای محمدی و سرهنگ دوست داشتنی یگان حفاظت خوزستان شرف ، تعهد و اخلاق اسلامی خود را حفظ نگاه داشته باشند این مذاکرات که هر بار از سوی بنده رد شده است را تکذیب نخواهند کرد.

همکاران محترم در سازمان میراث فرهنگی و خبرنگاران محترم ، سازمان میراث فرهنگی خوزستان امروزه با هر گونه راهکاری سعی می نماید ریشه به تیشه تاریخ این استان بزند که برای اثبات این گفته بنده می توان به سخنان تنی چند از نمایندگان مجلس که از بی کفایتی رحیم مشایی سخن گفته اند رجوع نمایید.

صادق محمدی در حالی از تحمل صدای مخالف سخن می گوید که تلاش خبرنگار و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در حوزه میراث فرهنگی که اتفاقا به این حوزه خبری رونق داده را نادیده می گیرد و دستور به جلوگیری از ورود وی به سازمان میراث فرهنگی می دهد.

برای بسیاری از همکاران صادق محمدی که فقط به عنوان کارمند در سازمانی که اشتغال در آن به شرف ، غیرت ، ملیت و تعهد بستگی دارد متاسف هستم که نام خود را کارشناس می گذارند ولی اعتراضات خود را در گلو خفه می کنند و حداقلی اعتراض به آنچه که تیشه به ریشه زدن تاریخ این استان نام می گذارند اعتراض نمی کنند. دریغ از اعتراضی که به یک مقام مسئول برسد. خبرنگاران عزیز کافی است که به طور غیر محسوس به این سازمان که به دلیل بی تدبیری رییس آن تا چندی دیگر کارمندان آن خانه بدوش خواهند شد سر بزنید آنگاه متوجه می شوید که به چه میزان نارضایتی وجود دارد. اما تا به کی باید حرف زد و حق را طلب نکرد.

در این مجال تصمیم ندارم که به مشکلات و عقب ماندگی های موجود در حوزه گردشگری ، پژوهشی ، حفظ و احیاء و آموزش سازمان که ناشی از بی تدبیری مدیریت است اشاره کنم.

تبریک خود را برای بعضی دوستان خبرنگاری که به پاس خوش خدمتی به سازمان که هیچ گاه حقیقت را ندیده اند اما در روز خبرنگار از دست محمدی هدیه می گیرند نثار آنان می کنم چرا که آقای محمدی این روزها تلاش می کند تا با خبرنگارانی به توافق رسیده و با پرداخت پول به آنان نظرشان را جلب نماید.

او به همین دلیل است که در گفت و گو با رسانه ای می گوید: ما هم حتما در سازمان خود روزی را جهت بزرگداشت خبرنگاران در نظر می‌گیریم.

مجتبی گهستونی

اهواز 16 مرداد 1387

تعدادی از انجمن‌های مردم‌نهاد فعال در حوزه‌ی میراث فرهنگی با انتشار مطلبی نسبت به برخی اتفاق‌ها هشدار دادند. از خوزستان 2 تشکل این بیانیه را امضاء کردند.

به گزارش گروه دریافت خبر ایسنا، متن بیانیه به این شرح است: به این وسیله، نگرانی شدید خود را از رویدادهای تلخی که این روزها در کشورمان رخ داده‌اند و گنجینه‌های باستانی و گران‌بهای میهن‌مان را یکی پس از دیگری به نابودی می‌کشند، اعلام کرده و ضمن یادآوری وظیفه‌ی دولت، یعنی نگهداری و پاسداری از گنجینه‌های این سرزمین، از میان انبوه ویرانی‌هایی که این روزها دل هر ایرانی پاک‌نهادی را به درد آورده است، پنج پاره‌ی زیر را نگران‌کننده‌تر از همه دانسته و آن‌ها را به آگاهی ملت گرامی ایران می‌رسانیم:

1ـ ما از هماهنگی‌های انجام‌شده میان سازمان میراث فرهنگی و مدیریت بریتیش میوزیوم لندن برای بازگشت ـ اگرچه موقت ـ استوانه‌ی خشتی کوروش بزرگ (منشور حقوق بشر کوروش) از موزه‌ی بریتانیا به گنجینه‌ی ملی ایران و نمایش همگانی آن، به‌شدت نگران هستیم و از هم‌اکنون دلواپسی ژرف خود را از این موضوع، به آگاهی هم‌میهنان و نیز همه‌ی نهادهای فعال فرهنگی می‌رسانیم، زیرا بر این باوریم که سازمان میراث فرهنگی، هرگز کارنامه‌ی روشنی در پاسداری از گنجینه‌های کشورمان نداشته است و ندارد. برای نمونه، همان بس که نتوانسته از سنگ‌نوشته‌ی ارزشمند جزیره‌ی خارک، بیش از 199 روز نگهداری کند. هم‌چنین هنوز هم مردم بزرگوار ایران، خاطره‌ی تلخ ربوده شدن لوح زرین تخت جمشید را از همین گنجینه‌ی ملی ایران و سپس پخش خبری مبنی بر آب کردن آن‌را از یاد نبرده‌اند.

2ـ همان‌گونه که کارشناسان غیردولتی از همان آغاز پیش‌بینی کرده بودند، رطوبت‌سنج‌های پاسارگاد نم بسیار بالایی را پیرامون آرامگاه کوروش بزرگ نشان داده‌اند و با آن‌که همه‌ی گروه‌ها، پیش از آب‌گیری سد سیوند، بارها و بارها درباره‌ی اثرهای ویران‌گر این آب‌گیری هشدار داده بودند، ولی هنوز هم و برخلاف وعده‌های داده‌شده، شاهد اقدام مثبتی برای تخلیه‌ی آب‌های آن سد نبوده‌ایم تا پس از قطع شمار بالایی درخت منحصربه‌فرد و نابودی محوطه‌های باستانی تنگ چشمه (تنگ بلاغی) دست کم اینک از شدت آسیب‌های پیش رو بکاهیم.

3ـ شنیده می‌شود، کسانی به جرم ویران کردن سنگ‌نوشته‌ی جزیره‌ی خارک دستگیر شده‌اند. هرچند پیرامون دلیل دستگیری دست کم یک تن از آن‌ها ابهام‌هایی وجود دارد، ولی در میان شگفتی همگان، منابع رسمی تاکنون به بهانه‌ی امنیتی بودن مسأله از شناساندن آن‌ها به مردم و روشن شدن دلیل مسأله سر باز زده‌اند و این درحالی است که می‌دانیم به‌دلیل نفت‌خیز بودن جزیره‌ی خارک و داشتن تأسیسات نفتی بسیار، هیچ‌کسی بدون داشتن پروانه از مسؤولان مربوط به آنجا نمی‌تواند آمد‌ و شد کند.

آشکار است که برای جلوگیری از گسترش شایعات پیرامون این رویداد که چندان خوشایند نیز نبوده و اعتماد دوست‌داران میراث فرهنگی را نسبت به دولت می‌تواند کم‌تر کند، ضمن برکناری مدیریت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان بوشهر، شایسته است که نتایج پیشرفت پرونده گام به گام اعلام شود.

4ـ در خبرها آمده است که در کمال شگفتی بخشی از محوطه‌ی کاخ آپادانای شوش، آن گنجینه‌ی کهن و گران‌بهای کشور و یادمان روزگار داریوش بزرگ، به پیست موتورسواری تبدیل شده است. آشکار و بدیهی است که باید ضمن برچیدن چنین وضعیتی، هرچه زودتر حریم آن اثر ارزشمند مشخص و مورد نگهبانی قرار گیرد تا دیگر بار، فجایعی هم‌چون تخریب پایه‌ستون‌های دروازه‌ی شرقی همان کاخ و نیز نابودی کتیبه‌ی خارک را شاهد نباشیم.

5ـ باز از خوزستان و دیگر کهن‌شهر آن «اهواز» خبری دال بر کاوش و رسیدگی به شهر باستانی هرمزاردشیر که خود یادگاری 1700 ساله از روزگار ساسانیان و از آثار ثبت ملی‌شده‌ی آن استان است، به گوش نرسیده است و نمی‌رسد. ما چنین کوتاهی‌هایی را تنها و تنها از ناکارآمدی مدیریت سازمان میراث فرهنگی آن استان می‌بینیم و خواستار بازبینی در رفتار و عملکرد این سازمان هستیم.

سازمان‌های غیردولتی امضاکننده‌ی این بیانیه به این شرح هستند: بنیاد دوست‌داران میراث فرهنگی افراز (تهران)، انجمن بارگاه مهر (اصفهان)، انجمن فرهنگی بیستون (تهران)، انجمن فریاد (شیراز)، انجمن اندیشه جوان (اصفهان)، انجمن دوست‌داران و حافظان خشت خام (یزد)، کانون دوست‌داران شاهنامه (توس)، کانون جوانان پاسارگاد (گرگان)، گروه جوانان شکوه هخامنشی (خراسان)، جمعیت عصر سبز (یزد)، انجمن فرهنگی سرزمین پارس (خراسان)، جمعیت دوست‌داران میراث فرهنگی یادگار (یزد)، خانه سیمرغ (تهران)، خانه ماورای جوان (گرگان)، انجمن دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران (تهران)، انجمن کهن‌دژ (همدان)، کانون گسترش فرهنگ ایران بزرگ (اصفهان)، انجمن هخامنشیان (تهران)، خانه ادب مهر (اصفهان)، انجمن دوست‌داران میراث فرهنگی تاریانا (خوزستان)، کانون سیمرغ اندیشه (نجف‌آباد)، کانون فرهنگی لر بختیاری ایرانیان(خوزستان) ، انجمن ایلام‌شناسی ایران (تهران)، انجمن اسپاهانا (تهران)، انجمن فرهنگی کوروش بزرگ و گروهی از فرزندان ایران‌زمین.

انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با ارسال 3 نامه به سازمان میراث فرهنگی خوزستان خواستار جلوگیری از نابودی ایوان کرخه شوش، جندی شاپور دزفول و خرید املاک تل برمی رامهرمز شد.

تل برمی
محوطه باستانی تل برمی واقع در رامهرمز که به شماره 403 در سال 1347 به ثبت در فهرست آثار ملی رسید از آغاز جنگ تحمیلی ایران و عراق تاکنون همچنان محل سکونت مهاجرین جنگی است.

خانه های ساخته شده بر روی محوطه باستانی تل برمی پس از جنگ توسط بومیان خریداری شده که همچنان محل سکونت ساکنین محلی می باشد. متاسفانه با آغاز سکونت در محوطه باستانی یاد شده تا کنون تعرضات و تخریب های وسیعی در عرصه و حریم محوطه صورت گرفته که در صورت عدم جا به جایی ساکنین تپه باستانی یاد شده یکی از مدارک منحصر به فرد تاریخ ایلام از بین خواهد رفت. این محوطه بنا بر شواهد و گزارش کارشناسان " هو هنوز" باستانی یکی از بزرگترین شهرهای دوره ایلام نو می باشد که نابودی تدریجی آن با توجه به تعرضات گسترده ای که در آن صورت میگیرد موجب نابودی یکی از مدارک مهم تاریخی کشور خواهد گردید.

به نام خداوند جان و خرد

اعلام نگرانی نسبت به نابودی میراث فرهنگی

به این ‌وسیله، نگرانی شدید خود را از رویدادهای تلخی که این روزها در کشورمان رخ داده و گنجینه‌های باستانی و گران‌بهای میهن‌مان را یکی پس از دیگری به نابودی می‌کشد اعلام كرده و ضمن یادآوری وظیفه‌‌ی دولت یعنی نگهداری و پاسداری از گنجینه‌های این سرزمین، از میان انبوه ویرانی‌هایی که این روزها دل هر ایرانی پاک‌نهادی را به درد می‌آورد، پنج پاره‌ی زیر را نگران‌کننده‌تر از همه دانسته‌ و آن‌ها را به آگاهی ملت گرامی ایران می‌رسانیم:

1. ما از هماهنگی‌های انجام‌شده میان سازمان میراث فرهنگی و مدیریت بریتیش‌موزیوم برای بازگشت - ولو موقت - گردونه‌ی خشتی کوروش بزرگ (منشور حقوق بشر کوروش) از موزه‌ی بریتانیا به گنجینه‌ی ملی ایران و نمایش همگانی آن، به شدت نگران بوده و از هم‌اکنون دلواپسی ژرف خود را از این موضوع، به آگاهی هم‌میهنان و نیز همه‌ی نهادهای فرهنگی فعال می‌رسانیم.

متن پیام دکتر کامیار عبدی(1) برای همایش یک روزه
«شوش و میراث جهانی آن؛ چالشهای کنونی و چشم انداز آینده»

حضار محترم
همکاران گرامی
دلسوزان محوطۀ باستانی شوش

در سرتاسر دنیا و در طول تاریخ، پایتختها نماد عظمت، شوکت، و قدرت کشورها و ملتها بوده اند. امروز کفایت می کند از پایتختهای متعدد جهان چند روزی را در یکی دو تا چون توکیو یا پکن یا لندن سپری کنید تا ببنید که دولت و ملت ژاپن و چین و انگلستان چه زحمت و هزینه ای صرف ساخت و سازهای عظیم، مرمت آثار تاریخی و آب و جاروی پایتختهایشان می کنند. آباد و شاداب نگاهداشتن پایتخت نه فقط وظیفۀ دولت، بلکه تکلیف تک تک اعضای ملت است. چند ماه قبل که یک پل تاریخی در سئول، پایتخت کرۀ جنوبی، آتش گرفت و سوخت، مردمی که از نزدیک یا بر روی صفحۀ تلویزیون شاهد این واقعه بودند های های می گریستند. دولت کره یک هفته عزای عمومی اعلام کرد و بلافاصله هیاتی را گسیل داشت تا کار بازسازی پل را آغاز کنند. ثروتمندان کره ای بلافاصله میلیونها دلار برای عملیات بازسازی اهدا کردند و مردم سئول فوج فوج آمدند تا داوطلبانه و بدون چشمداشت مالی در بازسازی پل شرکت کنند....

صفحه‌ها