نوشته

راهنمایان تورها و گردشگران در حالی به استقبال روز جهانی راهنمایان تور می‌روند که همچنان در انتظار همکاری و مساعدت سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری برای حل مشکل بیمه و نحوه پرداخت دستمزدشان هستند.

به گفته علی‌صدرنیا، رئیس هیأت‌مدیره‌ جامعه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی، طرح تعیین دستمزد راهنمایان تور، براساس آیین‌نامه‌ داخلی سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری به این سازمان برای بررسی، تأیید و اجرا ارائه شده اما تاکنون پاسخی برای اجرای آن دریافت نشده است. این در حالی است که راهنمایان تور و گردشگری به استقبال اول و دوم اسفند که روز جهانی راهنمایان گردشگری نامگذاری شده می‌روند ولی در گرامیداشت این مناسبت نیز هنوز سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری آنان را همراهی نکرده است.

چهاردهم بهمن ماه روز تلخی برای جامعه باستان شناسی ایران بود و علاقه مندان به شناخت تاریخ ایران زمین پس از در گذشت بزرگانی همچون پرویز ورجاوند ،علی سامی ، مسعود آذر نوش و بسیاری دیگر از پیشگامان این عرصه در سالهای گذشته ، در این روز برای همیشه با زنده یاد دکتر عزت الله نگهبان یکی دیگر از اساتید برجسته رشته باستان شناسی و پدر باستان شناسی نوین ایران بدرود گفتند.

توجه به ایجاد زیر ساخت های میراث فرهنگی و گردشگری اگر چه دربعد از انقلاب شکوهمند ایران بسیار چشمگیر بوده است ولی توسعه شتابزده شهرها و مناطق بکر باعث شد که تخریب آثار و محوطه های باستانی و گردشگری فراوانی را شاهد باشیم که این ضعف نه تنها مربوط به انقلاب ملت ایران نیست بلکه مربوط به ضعف و ناکارآمدی مدیرانی است که در این حوزه مهم جزیره یی تصمیم گرفتند.

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اشاره به تعریف فلاسفه از انقلاب گفت: انقلاب در لغت به معنی زیر و رو شدن یا پشت و رو شدن است، فلا سفه انقلاب را اینگونه بیان می نمایند که ذات و ماهیت یک شیی لزوماعوض شده باشدو در نگاه جامعه شناسان انقلاب به معنای دگر شدن است حتی نباید بگوییم دگرگون شده زیرا دگرگون شدن یعنی اینکه گونه و کیفیتش جور دیگر شود. به عوض باید بگوییم دگر شدن یعنی تبدیل شدن به موجودی دیگر. انقلاب در ایران دگر شدن جامعه ایرانی بود .

چندی پیش یکی از خوانندگان تارگاه تاریانا در نظری بیان داشت که نام‌هایی مانند "هرمزاردشیر" نام‌هایی به اصطلاح "2008" و تازه ساز هستند و به دلایل خاصی رواج داده می‌شوند.

گرچه قدمت نام‌های گوناگون تاریخی بر کسی پوشیده نیست و یادآوری نام‌های تاریخی یک شهر یا مکان تاریخی چیزی به جز افتخار را سبب نمی‌شود، ولی در پاسخ به این خواننده و آگاهی کسانی که مایل به دانستن در این باره هستند باید گفت که جلگه خوزستان، و به ویژه کناره‌های رودهای بزرگ آن مانند کارون از دیرباز زیستگاه تمدن‌های گوناگون بوده اند. برای نمونه شهر شوش از هفت هزار سال پیش تا کنون همواره شهر بوده و از این نظر یکی از 8 شهر ویژه جهان است که از دوران پیش از باستان تا کنون (حدود 9 هزار سال پیش) در آن زندگی جاری است.

پس از کشمکش‌های فراوان بر سر باستانی بودن زمین نیروگاه زرگان، در محله زرگان اهواز، و ناچار شدن سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی، و گردشگری کشور به کاوش در این مکان، که به یافت برخی آثار دارای ارزش تاریخی منجر شد، اینک گمان می‌رود که پژوهشکده سازمان میراث فرهنگی کشور تلاش دارد، به دلایلی، یافته‌های خود در این مکان را نادیده بگیرد. در تازه ترین شنیده‌ها این پژوهشکده بیان نموده که تنها یک اثر یافت شده دارای ارزش تاریخی است. سازمان میراث فرهنگی خوزستان نیز در این زمینه چندین دیدگاه بیان داشته است، که خود این دیدگاه‌ها یکدیگر را رد می‌کنند.

« 30 مهر 1387 - رییس سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خوزستان گفت: شایعات مربوط به کشف کوزه‌های دوره اشکانی در منطقه زرگان نادرست است و من آنها را تکذیب می‌کنم. صادق محمدی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) در خوزستان اظهار کرد: گمانه‌زنی‌ها در چهار منطقه مشخص انجام شده و نتیجه این بوده که تنها در یک نقطه آن اثر تاریخی شامل دیواره‌ای مربوط به دوران پهلوی کشف شده که آن هم از نظر تاریخی ارزش چندانی ندارد و فعالیت نیروگاه را با محدودیت مواجه نخواهد کرد. »

باستانی بودن محوطه در حالی به چنین آسانی رد می‌شود که کاوش‌های باستانشناسان در چند دهه گذشته گواه از باستانی بودن این محوطه می‌دهند و حتی حسن فاضلی نشلی، رئیس پژوهشکده سازمان میراث فرهنگی کل کشور نیز در اردیبهشت 1387 در دیدار خود از محوطه زرگان، با بیان باستانی بودن محوطه دلیل کاوش‌ها را یافت هرگونه اثر فرهیخته تاریخی می‌داند. به هر روی، یک هفته پس از آنکه رئیس سازمان میراث فرهنگی خوزستان ضمن رد باستانی بودن محوطه، دیواره‌های یافته شده را به دوران پهلوی نسبت می‌دهد، معاون پژوهشی این سازمان، بمانند برخی مدیران سازمان قطار شهری اهواز، آثار یافت شده را "نخاله ساختمانی" می‌نامد و سخن درباره دوره تاریخی دیواره‌های یافت شده را نیازمند بررسی بیشتر می‌داند.

« 5 آبان 1387 - به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، سید‌محسن حسینی عصر امروز در جمع خبرنگاران استان خوزستان اظهار داشت: وجود لایه‌های خاک نرم محوطه زرگان سبب شد تا سازمان میراث فرهنگی تحقیقات خود را در این محل برای اطمینان از وجود و یا نبود بافت‌باستانی در این منطقه آغاز کند، اما پس از حفاری‌های کارشناسان به این نتیجه رسیدند که نرم بودن خاک این محوطه به‌ دلیل خاکسترهای چوب و نخاله‌های ساختمانی است.

وی مساحت این محوطه را 43 هکتار عنوان کرد و گفت: با تقسیم این محوطه، هفت گمانه در این محل زده شد و حفاری‌ها تا جایی که به خاک بکر رسید، انجام شد که تنها در ضلع جنوبی این محوطه به یک تک‌بنا دست یافتیم. حسینی افزود: جنس سنگ و گچی دیوارهای این بنا نشان می‌دهد که متعلق به زمان‌ خیلی دوری نیست، اما تحقیقات در این‌ باره ادامه دارد و در ‌صورتی‌که باستانی بودن این بنا تایید شود با همکاری مدیران نیروگاه و ایجاد حفاظ‌های لازم این محل به ‌صورت یک موزه روباز درمی‌آید. وی تصریح کرد: این کاوش‌ها در 20 روز آینده با توسعه سطحی و عمقی این گمانه ادامه می‌یابد. »

و پس از یک ماه، معاون پژوهشی سازمان میراث فرهنگی باستانی سرانجام باستانی بودن محوطه را تایید نموده و اندازه آن را 3 تا 4 هکتار می‌داند.

« 9 آذر 1387 - (ایسنا) سیدمحسن حسینی، معاون پژوهشی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان به پروژه احداث نیروگاه در محوطه باستانی زرگان نیز اشاره کرد و گفت: سه تا چهار هکتار از 45 هکتار زمین‌های زرگان باستانی است و در محدوده میراث فرهنگی به حساب می‌آید. بنابراین هیچ گونه ساخت و سازی در آن محوطه نباید صورت گیرد. »

یک نکته مهم در میان از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ تک بنایی که آقای حسینی از آن سخن می‌گویند، دیواره ای است که در گمانه ZA یافت شده، ولی همانگونه که در عکس نیز می‌بینید، در گمانه ZC نیز آثاری دیده می‌شوند، ولی چرا پژوهشکده سخنی از آثاری که در گمانه ZC دیده می‌شوند میان نیاورده است؟ هرچند، انجمن تاریانا بر این باور است که کل محوطه 75 هکتاری دارای آثار تاریخی است، زیرا این کاوش‌ها که تنها در بخش‌های کوچک و محدود انجام شده، سبب یافت این آثار شده است، پس اگر در تمام محوطه کاوش انجام شود به چه آثاری خواهیم رسید؟

وانگهی، برخی از کارشناسان درون سازمان میراث فرهنگی خوزستان، گروه کاوش خط یک مترو اهواز و محوطه زرگان را به دلیل پیشینه ناچیز کاری و پژوهشی، مناسب این کار نمی‌دانند و کار کاوش در این بخش‌ها را فرمایشی و برای کنار زدن موانع برای ادامه ساخت مترو و نیروگاه برق در شرایط پیشین، می‌پندارند.

باید توجه داشت که اگر روزی کاوشگران غیرمجاز و قاچاقچیان آثار تاریخی، بتوانند هر گونه اثر ارزشمندی را از محوطه زرگان، یا خط یک قطار شهری اهواز، و یا در کل هر محوطه تاریخی بی در و پیکر مانند رامشیر، شوش، هفت تپه، چغامیش، جندی شاهپور، ایوان کرخه، تنگ بتا، و ده‌ها مکان دیگر، به دست آورند و پس چندی آن آثار را در حراجی‌های میلیاردی اروپایی و امریکایی ببینیم، تنها انگشت اتهام می‌بایست به سوی سازمان میراث فرهنگی خوزستان و پژوهشکده این سازمان و پژوشکده سازمان میراث فرهنگی کل کشور نشانه رود! مباد آن روز...

 

تاریانا، انجمن دوستدارن میراث فرهنگی خوزستان

«عملیات اجرایی موزه منطقه ای خوزستان آغاز می‌شود

1 دی 1387 - با تامین اعتبار در دور دوم سفر هیات دولت به استان خوزستان عملیات اجرایی موزه منطقه ای استان خوزستان به زودی آغاز خواهد شد. صادق محمدی، رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خوزستان با بیان مطلب بالا به میراث آریا (CHTN) گفت: یک میلیارد تومان اعتبار به منظور انجام عملیات اجرایی موزه منطقه ای استان اختصاص یافت. وی افزود: مطالعات راه اندازی این موزه از جمله مصوبات دور نخست سفر ریاست جمهوری به استان است که توسط سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری استان انجام شد. رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خوزستان اضافه کرد: این موزه در یکی از بهترین نقاط شهر اهواز (وسط رودخانه کارون) احداث خواهد شد.»

همانگونه که در خبر بالا خواندید، برای نخستین بار در تاریخ، کارشناسان، دانشمندان، باستانشناسان، مهندسان، و دیگر افراد درگیر در پروژه ساخت موزه منطقه ای خوزستان اعلام نمودند که بهترین! مکان ساخت موزه منطقه ای خوزستان، درست وسط رودخانه کارون است! آن هم در جزیره ای که بر اثر لرزش یک گسل به وجود آمده است.

این جزیره همانگونه که در نقشه بالا دیده می‌شود، به جز یک پل که به تازگی ساخته شده است هیچ راه دیگری برای ارتباط با خشکی ندارد و دورتادور آن کارون است، و این یعنی نم و رطوبت و فرسایش تدریجی و نابودی آثار تاریخی از یک سو، و از سوی دیگر نبود دسترسی مناسب به موزه در صورت بروز سیل، آتشسوزی، یا هرگونه رخداد تهدید کننده.

البته با توجه به دیدگاه‌هایی که سازمان میراث فرهنگی کشور درباره ساخت سد سیوند، جره، و سلمان فارسی؛ ساخت راه آهن در کنار نقش رستم، تله کابین بر روی طاق بستان، مترو اصفهان از زیر چهارباغ، مترو اهواز از درون هرمزاردشیر، دینامیت گذاری در حریم زیگورات چغازنبیل، ساخت زمین فوتبال در حریم باستانی شوش! دادن مجوز برای گودبرداری به عمق 6 متر به پهنای 10 هکتار در حریم باستانی شوش، ووو تا کنون ابراز نموده، باید چه انتظاری داشت؟

این جزیره که میان شهروندان اهوازی به جزیره شادی شناخته شده است، چندین سال پارک بوده و پس از ویرانی و چند سالی رها شدن به حال خود، در زمان مدیریت مهندس شمسایی، شهردار کنونی کلانشهر اهواز، در سازمان آب و برق خوزستان، پی و دیواره‌های یک موزه آب (با توجه به نقش دیرینه آب در جلگه خوزستان، و ساخته شدن ده‌ها سد، پل‌، آسیاب، و قنات‌ از دوران هخامنشیان تا به امروز) در آن ساخته شد (اگر به نقشه بالا نیز دقت کنید جزیره مانند یک قطره آب است)، ولی پس از پایان ریاست مهندس شمسایی پروژه ساخت موزه آب بدون پشتیبان به حال خود رها شد تا اینکه خبر از ساخت موزه منطقه ای خوزستان به میان آمد.

در این هنگام استانداری خوزستان که درخواست واگذاری زمین برای ساخت موزه منطقه ای را از سوی سازمان میراث فرهنگی داشت، ساختمان نیمه کاره موزه آب را به سازمان میراث فرهنگی پیشنهاد می‌دهد و این پیشنهاد از سوی سازمان پذیرفته می‌شود.

هرچند، سازمان میراث فرهنگی نخستین گزینه خود را ساختمان دانشکده ادبیات دانشگاه شهید چمران می‌دانست، ولی با رد درخواست سازمان میراث فرهنگی از سوی دانشگاه شهید چمران، هیچ کاری انجام نشد و همه چیز به دست فراموشی سپرده شد.

ساختمان یاد شده که به نام ساختمان سه گوش شناخته شده است ترکیبی از هنر ایرانی و اروپایی است که معماران از آن به نام سبک تلفیقی یاد می‌کنند؛ این ساختمان در حدود هفتاد سال پیش به دست بانک ملی ایران ساخته شده و در سال 1336 به دانشگاه جندی شاهپور اهواز فروخته شده است.

پیشتر نیز تلاش‌های سازمان میراث فرهنگی برای مرمت این ساختمان که در پی رخدادهای گوناگون و نگاهداری نامناسب مسئولان دانشکده زیان‌های فراوانی را دیده، به دلیل همکاری ننمودن مسئولین دانشگاه ناکام مانده است. ولی اکنون با به سرانجام رسیدن ساخت دانشکده تازه ادبیات در دانشگاه شهید چمران و بیکار ماندن این ساختمان از سال آینده، شاید بتوان دوباره بر سر کاربری این ساختمان پافشاری نمود.

ولی چیزی که اکنون دیده می‌شود این است که سازمان میراث فرهنگی خوزستان تلاش دارد به گواه دانشمندان و مهندسانی که در اختیار دارد، بدترین مکان جهان برای ساخت موزه را "بهترین" مکان اعلام ‌کند، آن هم برای موزه ای که باید پاسدار آثاری چندین هزار ساله و بی همتا باشد. اینجاست که باید گفت با سد سیوند، آب نزد آثار باستانی رفت ولی اینک آثار باستانی به نزد آب می‌روند، شگفتا!

گذشته از همکاری ننمودن مسئولین دانشگاه، آیا نباید از خود برسیم چرا جانمایی چنین موزه ای باید اینچنین بدون بررسی و کارشناسی انجام شود؟ آیا در خوزستان با این بزرگی، جایی بهتر از وسط رودخانه خروشان کارون برای چنین موزه ای نیست؟ گویا تنها نهادی که اهمیت این موزه برای آن روشن نیست، خود سازمان میراث فرهنگی است!

وانگهی موزه آب نیز نباید فراموش شود. موزه آب خوزستان اگر ساخته می‌شد، با پوشش دادن یکی از مهمترین ویژگی‌های تمدن ایرانی که همانا مدیریت آب و ساخت سیستم‌های آبیاری از زمان باستان تا به امروز است، می‌توانست یکی از مهمترین موزه‌‌های کشور شود. ولی هزاران بار افسوس که تغییر در مدیریت سبب فراموشی این موزه شد.

در عکس زیر جزیره شادی به همراه دیواره‌های بتنی موزه آب و پلی که به تازگی برای دسترسی به جزیره ساخته شده است دیده می‌شوند؛ پلی که البته ساخت آن نیز بدون توجه به بافت قدیمی شهر اهواز بوده و یکی از قدیمی ترین رستوران‌های اهواز را از بین خواهد برد.

نکته مهم دیگر در این باره، بودجه ساخت این موزه است؛ محمدی، رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی، و گردشگری خوزستان در حدود دو سال پیش، خبر از تصویب یک بودجه 10 میلیارد تومانی برای ساخت موزه منطقه ای داده بود.

«رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خوزستان:
یک‌صد میلیارد ریال به موزه‌ی منطقه‌یی استان اختصاص یافته است

18 آذر 1385 رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خوزستان گفت: موزه‌ی منطقه‌یی در این استان احداث می‌شود. به گزارش گروه دریافت خبر ایسنا، صادق محمدی افزود: با سفر مدیر اداره کل موزه‌های سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به خوزستان، یک‌صد میلیارد ریال برای احداث و راه‌اندازی موزه‌ی منطقه‌یی در خوزستان اختصاص یافت...

... محمدی درباره‌ی احداث موزه‌ی منطقه‌یی خوزستان، اظهار کرد: در جلسه‌ای که در دفتر معاون عمرانی استانداری با حضور مقدس و نصرتی درباره‌ی بررسی احداث موزه منطقه‌یی در خوزستان برگزار شد، مقرر شد، اداره کل موزه‌ها یک‌صد میلیارد ریال برای احداث و راه‌اندازی موزه‌ی یادشده اختصاص دهد. همچنین قرار شد، با همکاری معاونت عمرانی استانداری، زمینی مناسب برای راه‌اندازی موزه‌ی منطقه‌یی خوزستان در اهواز درنظر گرفته شود...»

اینک با گذشت دو سال بودجه به یک دهم کاهش یافته است؟ آیا هنگامی که برای ساخت یک ورزشگاه فوتبال 200 میلیارد تومان هزینه می‌کنند باید برای یک موزه 1 میلیارد تومان هزینه کرد!؟

با توجه به موارد گفته شده، اگر به راستی قرار است موزه ای با چنین ارزش و اهمیتی در آن شرایط ساخته شود، بهتر است که هرگز ساخته نشود! ولی اگر مسئولین فرهنگی کشور به این نتیجه رسیده اند که موزه‌ها سبب پایندگی ریشه‌های هر ملت می‌شوند، باید همه به ویژه مسئولین دانشگاه شهید چمران و سازمان میراث فرهنگی خوزستان، در تلاش باشند که برپایی موزه منطقه ای خوزستان به بهترین شکل ممکن انجام شود، نه اینکه شیر بی یال و دمی بر پا کنیم که خود سبب نابودی آثار تاریخی شود.

 

تاریانا، انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان

در منابع مربوط به دوره هخامنشی، به اوضاع اجتماعی به نسبت مسائل سیاسی کمتر پرداخته شده است و دلیل آن را نیز باید در ماهیت منابع دانست که بیشتر مربوط به دولت و پادشاهان است.

در این نوشتار، تلاش بر این است که از میان منابع، وضعیت زندگی عادی مردم این دوره مورد بررسی قرار گیرد. از آنجایی که خانواده به عنوان رکن اصلی هر جامعه یی نقش آفرینی می کند، با بررسی خانواده های ایران هخامنشی می توان دید کلی و نسبتاً واضحی از جامعه آن دوران به دست آورد.

1- وضعیت شهرها و روستاها
بافت شهرها و روستاهای هخامنشی نه تنها به وسیله کاوش ها و حفاری های باستان شناسی، بلکه با بررسی الواح گلی به دست آمده و اشارات مورخان میسر است. خوشبختانه با کشف الواح کوچک تخت جمشید1 که اسناد اداری آن دوران بوده اند، می توان برای نخستین بار به پژوهش در مدارک دسته اول پرداخت. به گزارش دیو دوروس (کتاب 10، بند 21) تراکم جمعیت در پارس غاستان فارس کنونیف بسیار زیاد بود. در لوح های دیوانی، نام حدود 400 آبادی ثبت شده است. اما تعیین محل آبادی ها تقریباً ممکن نیست. مثلاً در کنار مراکز بزرگی چون شوش، تخت جمشید و پاسارگاد، شیراز نیز از همان زمان شهر بااهمیتی بوده است. پس از شیراز، «نریه ایتشیه» است که می توان آن را نیریز امروزی در شرق استان پارس شناخت.

ساخت و ساز در اطراف آثار تاریخی به بهانه کسب درآمد موضوعی نیست که بتوان چشمها را بر روی آن بست و آن را نادیده گرفت ولی متولیان حوزه میراث فرهنگی همچنان اصرار دارند که آثار تاریخی کشور از هر نوع تهدید و تخریبی مصون مانده اند.

موضوع ساخت هتل در اطراف محوطه تاریخی شوش از جمله اخبار ناخوشایندی است که طی روزها و هفته های گذشته از سوی برخی رسانه ها مورد توجه واقع شده اما آنچه مسلم است اینکه مدیران سازمان میراث فرهنگی و گردشگری اعتقاد راسخ دارند که قرار نیست این اثر به جای مانده از تاریخ این مرز و بوم، نابود شود و اگر ساخت و سازی هم صورت می گیرد مانعی بر سر راه آن وجود ندارد.

این اطمینان خاطر از سوی مسئولان میراث فرهنگی کشور در حالی وعده داده می شود که کارشناسان آثار تاریخی بر این باورند که هتل را همه جا می‌توان ساخت ولی محوطه تاریخی "شوش" را نمی‌توان دوباره زنده کرد.

شوش مهمترین اثر باستانی ایران و حتی پیش از تخت جمشید (پارسه) است. ما هیچ اثری را به اهمیت شوش نداریم زیرا این شهر از هزاره چهارم پیش از میلاد به ‌مدت 5 تا 6 ‌هزار سال به‌ طور پیوسته، فرهنگ و تمدن دارد. اگر شوش و آثار باستانی آن از بین برود دیگر قابل جبران نیست. ضمن اینکه حریم مصوبی که اکنون برای محوطه تاریخی شوش وجود دارد در اواخر دهه‌ 60 و پس از انقلاب صورت گرفت در حالی‌ که تعیین حریم پیش از انقلاب انجام شده است.

حسن فاضلی رئیس پژوهشکده باستان شناسی چندی پیش با عنوان اینکه پایگاه میراث فرهنگی و تاریخی شوش فعلا در اولویتهای کاوشهای باستان شناسی قرار ندارد گفته بود که اولویت نخست پژوهشکده باستان شناسی در مورد این محوطه تاریخی، حفاظت، ‌مرمت، ‌احیا و معرفی این محوطه تاریخی است. این در حالی است که در حال حاضر ساخت دو هتل در اطراف این محوطه تاریخی آغاز شده است که خطری بزرگ برای تخریب و نابودی این محوطه تاریخی ارزشمند به شمار می رود اما فاضلی در این خصوص نظر دیگری دارد.

به گفته این مقام مسئول در پژوهشکده باستان شناسی، ساخت هتل در منطقه شوش بلامانع است. زیرا این محوطه فاقد لایه های تاریخی است و 3 کیلومتر نیز با محوطه اصلی شوش فاصله دارد.

فاضلی معتقد است در بازدیدهای انجام شده مشخص گردید ساخت این دو هتل هیچ تداخلی با عرصه‌ و محوطه تاریخی شهر شوش ندارند و روی آثار تاریخی نیز قرار ندارند. بنابراین ساخت این دو هتل که یکی از آنها به بخش خصوصی متعلق و دیگری برعهده شرکت توسعه‌ ایرانگردی و جهانگردی است از نظر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بلامانع است.

قلعه‌ آکروپل‌ یا قلعه‌ شوش‌ به‌ دست‌ هیئت‌ باستان‌شناسی‌ فرانسوی‌ در سال‌ 1897 میلادی‌ بر روی‌ بلندترین‌ نقطه‌ شهر شوش بنا شده‌ و شباهت‌ بسیار زیادی‌ به‌ زندان‌ باستیل‌ فرانسه‌ دارد. این‌ قلعه‌ با استفاده‌ از آجرهای‌ به‌ دست‌ آمده‌ از کاخ‌ داریوش‌ و تعدادی‌ از آجرهای‌ منقوش‌ به‌ خط‌ میخی‌ چغازنبیل‌، به‌ دست ‌استادان‌ دزفولی‌ بنا شده‌ است‌.

این‌ قلعه‌ تا پیش‌ از انقلاب‌ اسلامی‌ در اختیار فرانسویان‌ بود و پس‌ از آن‌ به‌ عنوان ‌پایگاه‌ باستان‌شناسی‌ شوش‌ مورد استفاده‌ قرار گرفت‌. مجسمه‌ معروف‌ ملکه‌ ناپیراسوستون‌، قانون‌ نامه‌ حمورابی‌ و لیوان‌ مشهور سفالی‌ شوش‌ به‌ رنگ‌ نخودی‌ و نقش‌ بزکوهی‌، از مهمترین‌ آثار به دست‌ آمده‌ از تپه‌ آکروپل‌ است‌. قلعه‌ آکروپل‌ در مدت‌ 15 سال‌ ساخته‌ شده‌ و دژ دفاعی‌ باستان‌شناسان‌ فرانسوی‌ در برابر هجوم‌ها و یورشهای ‌قبایل‌ و عشایر محلی‌ بوده‌ است‌. این‌ قلعه‌ که‌ در طول‌ جنگ‌ تحمیلی‌، بارها مورد اصابت‌ گلوله‌های‌ توپ‌ عراق ‌قرار گرفت‌ ، توسط‌ ستاد بازسازی‌ استان‌ خوزستان‌ مرمت‌ شد.

دکتر کامیار عبدی، باستان شناس و مشاور عالی پایگاه میراث فرهنگی و گردشگری شوش معتقد است که احداث دو هتل "لاله" و "امیر زرگر" برخلاف ادعاهای مدیران سازمان میراث فرهنگی دقیقا روی آثار عرصه شهر باستانی شوش قرار گرفته و ساخت آنها بزرگترین تخریب فرهنگی را به دنبال خواهد داشت.

به گفته این باستان شناس هتل امیر زرگر میان دو کاخ هخامنشی واقع شده و مطمئنا در محل قرار گیری این هتل آثار دوره هخامنشی وجود دارد. ساخت هتل امیر زرگر هنوز آغاز نشده و محل قرار گیری آن میان دو کاخ هخامنشی آپادانا و شائور بوده و باستان شناسان معتقدند احداث هتل در این محل می‌ تواند حلقه ارتباط باستانی میان این دو کاخ را از بین ببرد.

عبدی درباره ساخت هتل لاله نیز گفته است که همواره گفته شده محل احداث این هتل با محوطه تاریخی شوش 3 کیلومتر فاصله دارد و همچنین مدام از عرصه 400 هکتاری شوش صحبت می‌شود. این در حالی است که بررسیها و گمانه‌زنی ‌های دقیق نشان می دهد که عرصه محوطه باستانی شوش نه 400 هکتار بلکه 1200 هکتار است اما مدیران میراث فرهنگی با پافشاری قصد دارند عرصه شوش را همان 400 هکتار قلمداد کنند.

به گفته باستان شناسان هتل لاله درست روی آثار دوره اشکانی و ساسانی واقع شده است و گودبرداری سال گذشته نیز بخشی از گورستان این دو دوره را تخریب کرده است.

سنگ نگاره تنگ بتاالیماییان از ساکنین بومی خوزستان بوده که از دیر باز در این سرزمین صاحب فرهنگ و تمدن غنی بوده اند.آنان بی شک بازماندگان همان ایلامیان قدرتمند هزاره سوم ق.م در خوزستان می باشند که پس از شکست از آشور بانی پال سال‌ها در انزوای سیاسی به سر برده لیکن در نخستین فرصت پیش آمده توانستند از لاک خویش بیرون آمده و بار دیگر خود را در تاریخ مطرح نمایند. با همان قدرت،همان جسارت و همان روش پیشین توانستند تحولات فرهنگی شگرفی در دوران اشکانی ایجاد نمایند.آنها سرزمین خوزستان را که رنگ و بوی فرهنگ هلنیستی در تمام زوایایش رخنه کرده بود، زدودند و خود خالق و اشاعه دهنده فرهنگ بومی و محلی گردیدند.

آثار فراوانی از آنها بر جای مانده که گویای توانمندی آنها در زمینه های اقتصادی ، سیاسی و حکومت داری است. معابد سنگی بسیار با شکوه ، مقابر سر دابه ای پر تکلف، انبوهی از نگار کندها ، سکه ها، گچبری ها، پیکرکها و مجسمه های فلزی نمونه هایی از این آثارند.

بی تردید الیماییان از معدود ایالات خودمختار و کوچک محلی بودند که توانستند در تمامی ارکان دولت ایران تاثیر به سزایی داشته باشند تا جایی که اردوان آخرین شاه اشکانی برای رویارویی با رقیب خویش اردشیر ساسانی از آنها کمک طلبید و جهت حفظ کیان و تاج و تخت خویش به قوای نظامی آنان اعتماد نمود.

موقعیت جغرافیایی سرزمین ایلام
ایلام را موجد نخستین سلسله های شاهی در تاریخ نجد ایران دانسته اند که سهم عمده ای در شکل گیری تاریخ فرهنگ ایران داشته است .  این سرزمین با موقعیت خاص جغرافیایی خویش محل اجتماع گروهی از مردم با قومیت ، فرهنگ و زبان متفاوت بوده است که تحت عنوان نامی واحد خوانده می شدند.

« سرزمین ایلام شامل خوزستان و لرستان امروزی ، پشتکوه و بختیاری بوده است . بدین معنی که از مغرب به دجله و از مشرق به قسمتی از فارس و از شمال به کوههای بختیاری و از جنوب به خلیج فارس تا بو شهر محدود می شده ، و در دوره اوج عظمت از سمت مغرب به بابل و از مشرق به اصفهان می رسیده است وچنانکه مشاهده می شود از دو قسمت کوهستانی و دشت تشکیل می شده ، قسمت اول که شمال مملکت قرار داشته به مناسبت وضع جغرافیایی دست نخورده  تر و به اصطلاح ابتدایی تر مانده درحالی که قسمت دشت که دائماً با ملل متمدن زمان درتماس و در همسایگی آنها واقع بوده است مرکزیکی ازمهمترین تمدنهای ایران کهن گردیده است.

حکومت ایلام اصولاً حکومت ایالات خود مختار یا بهتر بگوئیم نوعی حکومت فدرال بوده است . که هر یک از این ایالات ( اوان ، سیماش ، سوزیان ، انشان و ....)  دارای حکومتهای جداگانه بوده اند.زمانی که دولت مرکزی اهمیت و اقتداری نداشت هر یک به استقلال می زیستند و هنگامی که دستگاه حکومت مرکزی توانایی فراوان می یافت موفق می شد این حکومتهای خود مختار را تحت یک قدرت واحد در آورد . ولی هیچگاه شاهزادگان این ایالات استقلال داخلی خود را از دست نمی دادند » ( آمیه ،1384 :3,2) .

سر انجام حکومت ایلام طی جنگهای متعددی که با همسایگان بین النهرینی خویش داشت توسط آشوری ها شکست خورد و درست بعد از این شکست سرزمین ایلام تا مدتها در انزوای مطلق فرو رفت و تا فراهم شدن زمینه ای جهت ظهور مجدد در حکومت فدرال اشکانی به ندرت نامی از آنها برده شد.

سرزمین ایلام بعد از شکست از آشور بانی پال شاه آشور به دو بخش تقسیم شد، بخش شمالی یعنی آنزان بدست پارس‌ها افتاد، که از مدتها پیش در آنجا مسکن گزیده و حقی برای خود قائل شده بودند. چنانکه هنگامی که هنوز ابتدای کار جنگهای آشور و ایلام بود، چیش پیش ( 640-657 ق.م) یکی از روسای پارس‌ها و مؤسس حکومت هخامنشی این ایالت را عملاً در تصرف داشت و عنوان « شاه انشان » به خود گرفته بود. و بخش جنوبی یعنی شوش و سایر نواحی به تصرف آشور در آمد». ( آمیه ،11:1384) .

ایلام در عهد هخامنشی
هر چند ظهور امپراطوری هخامنشی را پایان حیات ایلامیان دانسته اند لیکن با این قاطعیت صحبت کردن از پایان حکومتی که به طور چشمگیری در تاریخ فرهنگ و هنر این کهن بوم موثر بوده درست نمی نماید .

« نفوذ تمدن پیشرفته ایلام بحدی بود که امپراطوری هخامنشی در بیشتر موارد تحت تاثیر آن قرار گرفته و در این باره پرفسور پورادا و پرفسور ملینگ عوامل آن را در طرز لباس و اداره و مملکت و استفاده از خط آنها ابراز می دارند .» ( نگهبان ،1372 : 454 )  حتی چنین بیان داشته اند که « چیش پیش »   که نخستین جرقه های امپراطوری هخامنشی را زد در ابتدا مطیع شاهان ایلامی بود که با زوال  آنان به علت اختلافات داخلی و شورش و تهدیدهای خارجی ( بین النهرین ) قدرت را در انشان بدست گرفت.

« تواریخ آشور بانی پال و کتیبه های متعلق به کوروش دوم در بابل چنین خبر می دهند که « چیش پیش » و کوروش اول و کمبوجیه اول و کوروش دوم ایرانی بودند و در انشان و ایران سلطنت می کردند. ظاهراً آنان پادشاهان کوچکی بودند که در ابتدا مطیع پادشاه ایلام و سپس آشور و ماد بوده اند»  (داندا مایف ،1381 : 136) .  ازاین مطلب چنین استنباط می گردد که رهبران سیاسی هخامنشی در بدو امر از زیر دستان ایلامیان بوده اند .

اگر چه بعدها تمامی سرزمین ایران مقهور قدرت مطلقه شاهان پارسی شد و امپراطوری هخامنشی در تاریخ سرزمین ایران هرگز همتایی نیافت . لیکن ملت کوچک ایلام را که در این برهه دچار انزوای سیاسی شده بود نباید نادیده گرفت آنان اگر چه دچار مرگ سیاسی شدند لیکن هیچگاه افتخارات گذشته خویش را از اذهان نزدودند ، تا در فرصتی دیگر آن را به منصة ظهور رسانند .

ایلامیان کوه نشین همچنان به یکه تازی خویش در میان کوهستانها ادامه داده و گهگاهی نیز سودای استقلال آنها را به ستیزه با حکومت مرکزی می کشاند که برخی از این یورشها در کتیبه بیستون منعکس گردیده است . داریوش در نخستین ستون از کتیبه ماندگار بیستون از اقوام شورشی ایلام نام می برد . که بنابر شرح کتیبه در می یابیم اینان تنها ادعای استقلال نمی کردند بلکه مدعیان سلطنت نیز بودند.اگر بخواهیم جنبه سیاسی شورش ها را موردبررسی قرار دهیم درمی یابیم « آنچه مسئله آفرین است ، منشاء و علل شورش ها هستند . مشخص ترین وجه در تمام آنها این است که جنبه ای سلسله ای داشته اند و رهبران آنها در پی حفظ ظواهر پادشاهی در منطقه خود بوده اند . همه آنها بر خود عنوان شاه می گذاشته اند . آسینه خویشتن را « پادشاه ایلام » می نامید .

همچنین در این میان بیگانگانی مانند « مرتی یه » پارسی در ایلام می خواسته اند مداومت سلسله ای را به نفع خود مورد بهره برداری قرار دهند . این گزینش پاسخی به یک منطق سیاسی کاملاً روشن بوده است که همان در پیش گرفتن مجدد مسیر تاریخی محلی و بستن « پرانتز » دوران تسلط هخامنشی بوده است . )) ( بریان ، 1382: 290 – 289 )

علاوه بر کتیبه بیستون که مدرکی دال بر توسعه طلبی ها و خودسری های ایلامی ها ست ، حجاری های تخت جمشید نیز سندی دیگر مبنی بر حضور این اقوام در عصر هخامنشی ست . که ما آنها را در تمامی نقوش در زمره ردیف فوقانی و صفوف اولیه بعد از مادی ها به عنوان مهمترین هیات های نمایندگی می بینیم . این نقوش علاوه بر اینکه بر جایگاه و مقام ایلامی ها در میان هخامنشی ها صحه می گذارد نشانی از نیاز حکومت مرکزی بدان ها می باشد . چرا که داریوش علی رغم نگرانی هایی که بابت خود سری های ایلامی ها دارد و آن را بصورت شفاف و صراحتاً در کتیبه ی بیستون بیان نموده است، دفاع از پایتخت ، سرزمین ، کاخ و سلطنتش را بنابر نقوش پلکان شرقی آپادانا بدانها می سپارد و با جای دادن آنها در ردیف اول خدمتگزاران به آنها اعتبار و شکوه می بخشد.که تمامی این موارد گواهی صادق بر اهمیت و وجود ایلامی ها در عهد هخامنشی و مداومت آنها از زوال سیاسی تا ظهور مجدد در عهد سلوکی و اشکانی ست .

ایلامیان اگر چه در مقطعی از تاریخ ، مغلوب ملت برتر شدند ، لیکن آنچه که موجب ماندگاری آنان و حفظ هویت و پیشینه تاریخی آنان در امپراطوری عظیم هخامنشی شد، فرهنگ و تمدن غنی آنها به همراه توان رزمی و جنگاوریشان بودکه نه تنها با اتکا به این نیرو توانستند خود را حفظ نمایند،بلکه امپراطوری های حاکم نیز از نیروی نظامی آنها بی نیاز نبودند . از عوامل دیگر ماندگاری آنها می توان به شرایط جغرافیایی کوهستانی بخشی از سرزمین شان اشاره نمود که این محیط کوهستانی همچون دژی مستحکم آن ها را در میان خویش پناه داده و مانع دست اندازی ها و غارتگری های ملل و اقوام پیرامون آن ها بر سرزمین شان می شد .

اگر چه آنان در قرون پیش با توجه به فراز و نشیب هایی که گریبان گیرشان بود تنها سکونت در کوهستانهای جنوب غرب ایران را اختیار نمودند لیکن کم کم دامنه فعالیت خویش را گسترش داده و توانستند بیشتر سرزمینهای اجدادی را مجدداً تحت سیطره در آوردند و قلمرو خود را از « رأس خلیج فارس تا شوش » گسترش دهند .

از ویژگی های دیگری که خاص سرزمین الیمایی و تداوم زندگی آبا و اجدادیشان در همین دیار می باشد موقعیت جغرافیایی سرزمین آنان و تقسیم آن به دو بخش دشت و کوه می باشد . که همین شیوه زندگی موجب فراهم آمدن امکانات و منابعی بود که آنها را از بسیاری وابستگی ها رها می نمود. زمینهای مستعد و رودهای پر آب، کشاورزی پر رونق و زندگی متمدن شهری موقعیت استراتژیکی و شاهراه های ارتباطی در دشت خوزستان در مقابل منابع غنی آهن و چوب زندگی مبتنی بر کوچ نشینی و دامداری بعلاوه موقعیت تدافعی که شرایط کوهستان فراهم نموده بود آنها را تبدیل به گروهی  یکه تاز و سرزمینی با قدرت اقتصادی و سیاسی بسیار بالا که یارای برابر ی با حکومت مرکزی را دارا بودند نموده بود .

چگونگی استقلال یافتن الیماییان
بعد از انزوای سیاسی که ایلامیان در دوران هخامنشیان به آن دچار شده بود ، مجدداً در عصر سلوکی ( 129– 312 ق.م ) آنها توانستند از اوضاع و شرایط حاکم در جامعه استفاده نموده و خود را مجدداً بعنوان ایالتی خود مختار در تاریخ مطرح نمایند که ما در این دوره تاریخی با رستاخیزی عظیم روبروییم .ظهور الیماییان که بی تردید در بسیاری موارد پیرو اسلاف خویش بودند در قلمرو جغرافیایی اجدادشان رخ داد و آنها توانستند برای بار دیگر قدرت حاکمه در سرزمین آبا و اجدادیشان باشند.

زبان رایج در میان الیماییان دو نوع زبان بودکه یکی خاص منطقه کوهستانی و دیگری متعلق به دشت می باشد.  « هنینگ معتقد است که جمعیت کوهستان به گویش الیمایی نوسخن می گفتند و مردم دشت به گویش آرامی » ( فرای ،1380 :439 )

کل حکومت الیماییان از سال 187 ق.م با شکست آنتیخوس سوم آغاز و تا پایان دوران پارتی به حیات خود ادامه داد. با توجه مطالعات سکه شناسی طی سالهای 145-147 ق.م بنحوی بارز با استقلال قاطع الیمایی در تمامی منطقه خوزستان روبروییم .


خاستگاه الیماییان
« حوزه سکونت الیماییان در جبهه جنوب غربی ایران تقریباً تمامی ناحیه زیر فرمانفرمایی در ایلام جدید را شامل می شد و با وجودیکه دامنه و وسعت این حکومت محلی بخوبی مشخص نیست ولی ناحیه وسیعی از خوزستان و اصفهان تا خلیج فارس را در بر می گرفت .»  ( سرفراز ، 1357: 45) در ابتدا مناطق کوهستانی بیشتر مورد توجه و سکونت الیمایی ها بود و خاستگاه اصلی آنان را کوههای شرق و شمال شرقی خوزستان و به طور خاص کوههای زاگرس میانی دانسته اند.از دیگر سکونتگاههای اصلی آنان می توان به مناطق زیر اشاره نمود:

1- دشت میان آب
رودخانه کارون قبل از رسیدن به شوشتر توسط بند میزان به دو شعبه تحت عنوان شطیط و گرگر یا دو دانگه و چهار دانگه تقسیم می شود ، که حد فاصل بین این دو شعبه را ‹‹ میان آب ›› گویند که در اثر آبرفت رود ها بوجود آمده و منطقه حاصلخیزی راتشکیل می دهد . « دشت میان آب حدود چهل هزار هکتار وسعت دارد که انتهای شمالی این دشت بند میزان و انتهای جنوبی آن به بند قیر موسوم است . » ( مقدم ، 1381: 45  )

از آنجایی که آب دو رود فوق الذکر پائین تر از سطح زمینهای میان آب است بمنظور آبیاری زمین های « میان آب » نهری بنام « داریون » از شطیط جدا کرده و از زیر قلعه سلاسل ( قلعه ای واقع در شوشتر) گذرانیده و به میان آب رسانیده اند . سپس نهر داریون خود به چند شعبه کوچکتر تقسیم شده و شبکه آبیاری منظمی را در میان آب به وجود می آورد .

حاصلخیزی میان آب موجب نشو و نمای تمدن هایی بوده است ، که بخشی از محوطه عظیم میان آب موسوم به اراضی ‹‹ ماهی بازان ›› را جایگاه شهر دستوا دانسته اند . که شامل آثاری از دوران الیمایی ، پارت و ساسانی است که پله های پیشرفت را تا اوایل اسلام طی کرده است  و از آن پس شاید به علت خراب شدن سد اصلی و آمدن سیل بصورت ویرانه ای درآمده و متروک گشته و تا کنون نیز مسکون نگردیده است . شکافهای عمیق و دره های فروکش سیل بسوی رودخانه گرگر در جبهه شرقی و برشهای متعدد در ناحیه غربی آن به طرف داریون و شطیط دال بر آن است که مدت مدیدی در زیر سیلاب باقی مانده و خسارت و لطمات زیادی دیده است . از عوامل دیگر نابودی شهر دستوا را ، حمله خوارج به این منطقه دانسته اند.

طی بررسی های صورت گرفته در دشت میان آب توسط آقای عباس مقدم در سال 1380 نتایجی حاصل شد که حاکی از رشد و ظهور یکباره حجم وسیعی از اسکان ها طی دوران اشکانی ست که با استقرار های الیمایی همسو و همزمان است .

« مجموعه مساحت تحت اشغال تپه ها و محوطه های دوره اشکانی میان آب 79/737 هکتار است . محوطه دستوا با دارا بودن 8 پشته عظیم در بخشی شمالی دشت تقریباً مهمترین محوطه دوره اشکانی دشت میان آب محسوب می شود.

مطالعات محیطی و عکس های هوایی و ماهواره ای از وجود کانال های عظیم آبیاری در این بخش از دشت حکایت می کند که ارتباط نزدیکی بین شبکه آبیاری باستانی و محوطه دستوا دیده می شود .

ماحصل بررسی های صورت گرفته در دشت میان آب نشان می دهد که « میزان مساحت تحت اشغال دشت میان آب در دوره اشکانی شدیداً افزایش یافته است به گونه ای که به یکباره 79/727هکتار از اراضی دشت مسکون شده است پس از این دوره این میزان در دوره ساسانی اندکی تنزل یافت و به 75/711 هکتار رسید . »   ( مقدم،1381 : 421 )

2- دستوا
شهر عظیم دستوا بفاصله 3 کیلومتری در جنوب غربی شهرستان شوشتر است . این محوطه در بخش شمالی در دشت میان آب و در اراضی موسوم به ماهی بازان قرار گرفته است. اصطلاح دستوا احتمالاً تغییر نام داده ((دشت آباد)) است که این نام بواسطه موقعیت طبیعی و حاصلخیزی زمین های این خطه بدان داده شده است.

شهر دستوا را براساس کشفیات باستان شناسی « از مقرها و پایتخت های الیمایی در دوران دوم حکومت محلیشان دانسته اند که طی چند قرن توسعه فراوانی یافته است.

به نظر می رسد مقر پادشاهی کامنسکیرها در ایذه و اطراف آن بوده است اما شاهزادگان اشکانی ترجیح دادند پایتخت را به شوشتر در کنار رود گرگر انتقال دهند و شهر دستوا در حقیقت پایتخت پادشاهان محلی الیمایی بعد از به قدرت رسیدن شاهزادگان اشکانی ست .» (رهبر ، 1383 : 12 ) مطالعات و بررسی های صورت گرفته حاکی از اشغال قسمتهایی از دشت میان آب و شهر دستوا برای نخستین بار توسط اقوام الیمایی ست .

3- شوش
این شهر در طول امپراتوری اشکانی فرازو فرودهای زیادی را پشت سر گذاشت و محل مخاصمه ایی میان سلوکیان ، اشکانیان و الیماییان بود. الیماییان در دو مقطع زمانی در طول دوره اشکانی سیادت منطقه آبا و اجدادی خویش را به دست گرفتند که اوج قدرت آنها را می توان در سده اول میلادی دانست . « در حوالی سال 147ق.م شاه آنان کامنسکیرس نخستین نفر از سلسله طولانی شاهان که همین نام ( یا لقب ) را داشتند ، مدت کوتاهی شوش را اشغال کرده و سکه هایی را ضرب زد که تصویر یونانی شده او روی آن دیده می شود . این واقعه طلایه بیست سال آشوب فوق العاده در تاریخ این شهر است . شهر چندین بار متوالی به تصرف پارتها و ایلامیها درآمد . مدت کوتاهی غاصبی گمنام با اسم ایرانی تیگرایوس Tigraios ( 133 ـ 137 ق . م) در شهر حکومت کرد . دو بار سلوکیان آنجا را فتح کردند ، برای بار اول توسط (د متریوس دوم 140 ق . م ) و سپس توسط برادرش آنتیکوس هفتم ( 129 ـ 130 ق . م ) حکومت پارتیان پس از شکست آنتیکوس به دست فرهاد دوم استقرار یافت . در این درگیریها ظاهراً ایلامیها آخرین مانع در راه توسعه طلبی پارتها بوده و پس از فتح سلوکیه کنار دجله توسط مهرداد اول ، با او نبرد می کنند و به هنگام لشکر کشی بد فرجام (د متریوس دوم) در سال 140 کمک نظامی برای دمتریوس می فرستند از دست دادن مزیت پایتخت بودن و قطع بخش عمده ای از روابط سنتی با ایران مرکزی ، سبب ضعف شدید نفوذ ایرانیان و به احتمالی کاهش تعداد آنان در شوش شد . »  ( بویس ، 1375 : 48 )

« به نظر لوریدر الیماییان پیش از حدود 148 تا 147 ق . م شوش را از اسکندر بالاس باز پس گرفتند ، و سپس مهرداد اول در سال 140 ـ 139 ق . م آنجا را تصرف کرد.

به نظر واندنبرگ نقش برجسته خونگ نوروزی در نزدیکی ایذه نقش مهرداد اول را نشان می دهد که الیماییهای شکست خورده در برابرش ادای احترام می کنند . گرچه به نظر نولدکه  از دست دادن شوش فقط به استقلال الیماییها لطمه زد و این حکومت نوپا را ناگزیر خراج گذار پارت کرد.

تسخیر مجدد شوش توسط الیماییها در سال 45 م صورت گرفت ، از نظر وردانیان با مطالعات سکه شناسی سکه های الیمایی را پیش از دهه 70 در شوش ضرب کردند و بنا به نظر او در زمان فرمانروایی کامنسکیرس « ارد » تقریباً در دهه دوم سده دوم میلادی شوش و الیمایی کاملاً بار دیگر به هم پیوستند ضرابخانه پارتی در شوش از حدود 138 ق . م تا نیمه سده نخست میلادی کار می کرده است و مدرک روشنی است که الیماییها هرچه کرده باشند در این دو سده بر شوش تسلط نداشتند . »  ( پاتس ، 1385 : 602 و 597 ) با توجه به سکه های بر جای مانده که درصد زیادی از آنها متعلق به ضرابخانه های همین شهر است می توان به اهمیت این شهر در دوران الیمایی پی برد.

گورستان صالح داوود شوش که در 2 فصل به سرپرستی آقای مهدی رهبر کاوش گردید حاوی اطلاعاتی در زمینه اعتقادات مذهبی و شیوه های تدفین و حتی میزان رشد اقتصادی این گروه قومی است . آرامگاههای بدست آمده از این منطقه کاملاً مشابه با آرامگاههای شناسایی شده در منطقه گلالک شوشتر می باشد.این آرامگاه ازنوع آرامگاههای سردابه ای است که به وسیله 8 پله به داخل آرامگاه دسترسی پیدا میکنیم.


4- ایذه
شهر ایذه در دشتی به همین نام از شهرهای باستانی خوزستان است . که با توجه به شرایط طبیعی و جغرافیایی خویش از غنای فرهنگی و تاریخی منحصر به فردی برخوردار است . از مهمترین یادمان های باستانی این دشت می توان به نقوش برجسته های فراوانی متعلق به دوران ایلامی و الیمایی اشاره نمود.   شهرستان ایذه را می توان به عنوان جایگاه اولیه الیماییان به شمار آورد ، کانونی که تجمعات اولیه الیمایی در آن شکل و منجر به تشکیل دولت الیمایی شد . با افزایش قدرت و نفوذشان ، آنان قلمرو خویش را توسعه داده و سیادت خود را بر تمام قلمرو دوران ایلامی نو گستراندند . این گروه قومی ، در دوران اشکانی با توجه به سیاست های حکومت مرکزی توانستند در قالب حکومتی خود مختار ظهور نموده و تهدیدی جدی برای حکومت مرکزی به شمار آیند . که در جای جای شهرستان ایذه هنوز آثار و شواهدی دال بر سکونت این اقوام وجود دارد . که در اکثر این   مکان ها نگارکندهایی به عنوان یادمان حضورشان هنوز پابرجاست . چرا که حجاری هنر بومی اقوام ایلامی بود که دست به دست به بازماندگان آنها منتقل و در هر جا و مکانی مهر حضور ایشان تلقی   می شد .

از جمله مراکز مهمی که به صورت گسترده محل تجمع اقوام الیمایی بوده می توان به دشت سوسن واقع در شهرستان ایذه اشاره نمود . از آثار موجود در این دشت می توان به گور دخمه ها و نگارکندهایی چون نگارکند شیوند و معبد مهم شمی اشاره نمود، محوطه هایی چون محوطه باستانی موسوم به کل نرگس ، محوطه باستانی شمی ، محوطه مال ویران ، نقوش برجسته جنگه و نقوش برجسته شیمن ازدیگر مناطق مهم الیماییان در دشت سوسن می باشند .

5- مسجد سلیمان :
شهرستان مسجد سلیمان در استان خوزستان و در دامنه کوههای زاگرس واقع شده است ، که آثار شاخصی از ادوار پیش از تاریخ ( غارپبده ) ، و دورانی چون ایلامی ، هخامنشی و همچنین الیمایی را در خود جای داده است .

با توجه به بررسی ها و آثار شناسایی شده ، این سرزمین بخشی از قلمرو تمدن ایلام بوده که در دوران اشکانی با ظهور الیماییان بار دیگر جایگاه خویش را بدست آورد . دو بنای مهم بردنشانده و صفه مقدس که منتسب به این گروه هستند گویای این مسئله است ، علاوه بر آن نقوش برجسته و گوردخمه های متعددی در این منطقه شناسایی گردیده که آنها را به این دوره زمانی نسبت می دهند . با توجه به قرار گرفتن مسجدسلیمان در میان دو مرکز مهم الیمایی نشین چون ایذه ( به عنوان مرکز کوه نشین ) و شوشتر ( از مراکز دشت نشین ) از موقعیت مهمی برخوردار بوده است . دشت لالی در شهرستان مسجدسلیمان نیز از نقاط مهمی است که آثاری از این قوم در آن شناسایی گردیده است . که از جمله می توان به نگارکند چوزه اشاره نمود. حفاری بخشی از تپه ای موسوم به تپه 26 یا تپه کلگه در مسجدسلیمان نیز نشان از معبد دیگری دارد که منعکس کننده آیین و مذهب الیماییان است .


بردنشانده
بردنشانده منطقه ای کوهستانی در 16 کیلومتری شمال شرق مسجدسلیمان است که در کنار آتشهای همیشه شعله ور ( ناشی از فوران منابع نفتی در منطقه ) احداث گردیده است. « کتیبه ای آرامی از بردنشانده که در وضعیت بدی است و هرمتا آن به حدود 180 ـ 160 ق . م نسبت می دهد به شکل « کبناشکیر پادشاه » بازسازی شده است . که در صورت درست بودن تاریخ گذاری این متن ، احتمالاً به کمنیسکیرس اول اشاره دارد و این حاکی از سلطه وی بر این مکان است » ( پاتس ، 1385 : 592 )

صفه مسجدسلیمان
« این بنا در 18 کیلومتری بردنشانده در جوار راهی که عیلام مرکزی را با شوش و شوشتر متصل می سازد قرار دارد » ( بویس ، 1381 : 54 )      

« تراس مسجدسلیمان در کنار قدیمی ترین میدان نفتی ایران و جایی که از مدت ها قبل آتش ناشی از سوختن گاز طبیعی ، آن را برای ایرانیان آتش پرست به صورت مکانی مقدس درآورده بود قرار داشت.  مدارکی دال بر زندگی روی این تراس سنگی از دوره هخامنشی تا پارتی وجود دارد و دست کم نقشه چهار پرستشگاه متفاوت در اینجا یافت شده است » ( هرمان ، 1373 : 40 )


کلگه
علاوه بر معبد بردنشانده و صفه مقدس که از معابد بسیار مهم دوران الیمایی محسوب می گردند تپه موسوم به تپه 26 که بنابر اظهارنظر حفار خود آقای علی اکبر سرفراز نمایانگر جایگاه معبد عظیم دیگری متعلق به الیماییان است، در این ناحیه می باشد . این تپه در جنوب مسجدسلیمان و در ناحیه ای موسوم به کلگه واقع شده است.

«تپه را به صورت یک مصطبه مستطیل شکل و شاید هم چند طبقه درآورده اند و به همین منظور نقاطی را که احتیاج به مرمت و تعمیرات معماری داشته با سنگ های حجاری شده قالبی و ملات گچی برپا داشته اند . در جریان عملیات گمانه زنی در سمت غربی این مکان و در حاشیه خارجی مصطبه نقوش برجسته بسیار زیبا و سمبلیک مذهبی ظاهر شد که امتیاز بنا را نسبت به سایر اماکن مسکونی در این دوره کاملاً نشان می دهد و نمایشگر آن است که ساختمان تپه 26 به صورت یک معبد مقدس عظیم در این ناحیه مورد توجه و استفاده بوده نه به عنوان یک بنای مسکونی.»  ( سرفراز ، 1357 : 44)


نتیجه گیری
بنا بر آثار و شواهد موجود در منطقه خوزستان بویژه در منطقه ایذه  می توان یک خط سیر  از حضور این اقوام از 3000 قبل از میلاد مشاهده نمود. نقوش برجسته ها ی ایلامی در کنار نقوش برجسته الیمایی که از نظر هنر حجاری بسیار به هم نزدیکند نشان از هنر موروثی ست که نسل به نسل در میان آنها تدوام داشته است.

بعد از شکست ایلامیان اگر چه طی چند قرن دیگر نام و نشانی از آنها دیده نشد ولی ناگهان در دوران اشکانی با رستاخیز عظیمی با نام الیماییان روبروییم که در بسیاری از جنبه ها نمایانگر نسل پیشین خود یعنی ایلامیان بودند که محل های استقراری آنان نیزکاملا منطبق برمحل سکونت پیشینیانشان بود.در مجموع می توان گفت این اقوام طی دوره اشکانی با تمام قوا و طی مدتی طولانی به عنوان بازماندگان ایلامیان کهن علی رغم فشارهای دولت مرکزی توانستند حکومتی مقتدر داشته باشند و در تمامی زمینه ها مستقل عمل نمایند .که این مسئله گواه نیروی نظامی قوی ، قدرت اقتصادی و سیاسی بالا در کنار فرهنگی غنی ست که به آنها فرصت حکومتی طولانی در سرزمین خوزستان که قلب تپنده سرزمین ایران محسوب می گردید، شد.


فهرست منابع و مآخذ

1 ـ آمیه ، پ . ، 1384 ، تاریخ عیلام ، ترجمه شیرین بیانی ، تهران ، نشر دانشگاه تهران.
2ـ بریان ، پ . ، 1382 ، تاریخ امپراتوری هخامنشیان ( از کوروش تا اسکندر ) ، ترجمه مهدی سمسار ، جلد اول ، تهران ، انتشارات زریاب.
3- بویس ، م . و گرنر ، ف . 1375 ، تاریخ کیش زرتشت پس از اسکندر گجسته ، ترجمه همایون صنعتی زاده ، جلد سوم ، تهران ، انتشارات توس.
4- بویس ، م . ، 1381 ، نوشته ها و ادب پارتی در تاریخ ایران ( از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان ) ،ترجمه حسن انوشه ، جلد سوم ـ قسمت دوم ، تهران ، نشر امیرکبیر.
5- پاتس ، د . ، 1385 ، باستان شناسی ایلام ، ترجمه زهرا باستی ، تهران انتشارات سمت.
6- داندامایف ، م . ، 1381 ، ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی ، ترجمه روحی ارباب ، تهران ، نشر علمی و فرهنگی.
7- رهبر ، م . ، 1383 ، گزارش باستان شناسی دستوا در شوشتر ، آرشیو دانشگاه آزاد اسلامی شوشتر.
8- سرفراز ، ع . ا. و آورزمانی، ف. ، 1380 ، سکه های ایران ، تهران ، انتشارات سمت.
9- سرفراز ، ع . ا ، 1357 ، آیا مسجد سلیمان یک نیایشگاه مهری است ؟ ، مجله بناهای تاریخی ایران ، شماره 1 ، تهران ، نشر اداره کل حفاظت آثار باستان و بناهای تاریخی،41تا47.
10- فرای ، ر . ن ، 1382 ، تاریخ باستانی ایران ، ترجمه مسعود رجب نیا ، تهران ، نشر علمی و فرهنگی .
11- مقدم ، ع . ، 1385 ، سلسله گزارشهای باستان شناسی (8) ـ بررسی های باستان شناختی میان آب شوشتر ، تهران ، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شوشتر.
12- نگهبان ، ع . ، 1372 ، حفاری هفت دشت خوزستان ، تهران ، نشر سازمان میراث فرهنگی.
13- هرمان ، ج . ، 1373 ، تجدید حیات هنر و تمدن در ایران باستان ، ترجمه مهرداد وحدتی ، تهران ، انتشارات نشر دانشگاهی.

 

 الهام علیزاده ، کارشناسی ارشد رشته باستان شناسی 

خبرگزاری فارس: ورودی‌های بزرگ، اما بی‌روح، درهای بزرگ ولی فولادی، گاه خوش‌رنگ و پرلعاب و گاه رنگ‌ و رو رفته و اینها آن چیزی است که درگذر از کوچه‌ها و کوی‌های شهر، با آن روبه‌رو هستیم و مثلاً نماد «خانه‌»های ماست.

صفحه‌ها