نوشته

77 سال از ثبت محوطه ساسانی «عسکر مکرم» در فهرست آثار ملی میراث فرهنگی می گذرد اما تاکنون نه تنها تعیین حریم واقعی این محوطه تاریخی صورت نگرفته بلکه کاوش و گمانه زنی به منظور شناسایی هرچه بهتر شهر عسکر مکرم صورت نپذیرفته است.

فارغ از ضرورت انجام کاوش به منظور شناسایی هرچه بیشتر این شهر، تاکنون هیچ فعالیت پژوهشی منسجمی در عسکر مکرم صورت نگرفته و پایگاه و یگان حفاظت میراث فرهنگی برای آن تشکیل نشده است. طغیان های فصلی رودخانه گرگر، کشاورزی، بارش باران، نبود حضور دائم یگان حفاظت، ایجاد شیارهای عمیق، وجود چشم تیز حفاران غیرمجاز، عدم انجام هرگونه فعالیت پژوهشی و کاوش از جمله دلایل نامشخص بودن گستره عسکر مکرم و تخریب های پی در پی است. ظاهراً سازمان میراث فرهنگی خوزستان که مدعی است 800 میلیون تومان در سال جاری برای تعیین حریم محوطه های باستانی کل استان درخواست کرده است سهم عسکر مکرم را از این مبلغ 100 میلیون تومان عنوان می کند که تاکنون نیز تامین نشده است.

عسکر مکرم از جمله شهرهای دوره ساسانی است که در صدر اسلام بسیار مهم بوده و در آن دوران آن را «رستم کواذ» می خواندند. عسکر مکرم در دو کیلومتری روستای بند قیر به همراه شش شهر باستانی دیگر در سال 1310 به ثبت در فهرست آثار ملی رسید.

به دلیل نبود مطالعات و بررسی های کافی در این شهر دوره ساسانی موقعیت و میزان اهمیت این شهر بر همگان پوشیده است. بررسی های میدانی حاکی از آن است که در دوره اسلامی به ویژه صدر اسلام این شهر از لحاظ اقتصادی و سیاسی پیشرفت داشته به گونه یی که رهبران سیاسی چون یعقوب لیث صفاری و برخی امرای آل بویه علم طغیان علیه حکومت اموی را در این نقطه برافراشتند. «رستقباد» معرب رستم کواذ به معنای شهر و ناحیه قباد است بدین منظور که این شهر توسط قباد، شاه ساسانی ایجاد شده است که در دوره اسلامی به نام عسکر مکرم یا لشگر مکرم تغییر نام داده است.

 

وجود مسجد جامع، بازار و راه های تجاری آبی و زمینی همگی گواه اهمیت فوق العاده این شهر است به گونه یی که در می یابیم ضرابخانه هایی که سکه هایی با ضرب این شهر تولید می کرده اند وجود داشته است. بررسی های پژوهشی در شوش و جنوب غربی ایران نیز از وجود 6 ضرابخانه در ادوار اسلامی گزارش می دهد که این ضرابخانه ها در شوشتر، سرق (روستای سردار آباد)، عسکر مکرم و مناذر که درهم های نقره ضرب می کردند، شوش که سکه مسی ضرب می کرد و اهواز که به عنوان پایتخت سکه نقره و طلاضرب می کرد. در کتاب معجم البلدان نیز در توضیح وجه تسمیه عسکر مکرم آمده که «مطرف بن سیدان باهلی» در بصره کلانتر بوده است. یک روز دو راهزن را به نزد او می آورند. یکی را تازیانه می زند و دیگری را می کشد. برادر مقتول کینه او را به دل گرفت و چندی بعد که مطرف فرماندار اهواز شد، برادر مقتول، او را کشت. مصعب، حاکم بصره، مکرم پسر مطرف را برای انتقام روانه خوزستان کرد. مکرم در نقطه یی لشگرگاه ساخت که بعدها به نام او عسکر مکرم یا به طور خلاصه عسکر و به فارسی لشکر خوانده شد که تا پیش از این آنجا روستایی به نام رستم کواذ و به عربی رستقباد بود که این واقعه را به سال 71 هجری نسبت می دهند.

حمدالله مستوفی در نزهه القلوب از شاپور ذوالاکتاف که عسکر مکرم را تجدید عمارت کرد، نام می برد و مقدسی نیز می گوید: «اردشیر آب های خوزستان را تقسیم و رودکده هایی بر آنها حفر کرد که از جمله آنها رود مسرقان است که به فارسی اردشیرکان گویند. میان آب شوشتر در اثر احداث این رودکده، صناعی احداث شده که بندقیر به آن گفته می شود و قدما به آن روستا کواذ یا رستم قباد گفته و به زمان حجاج به نام غلام او که فرمانده لشکری که در تعقیب خوارج بوده و نام وی مکرم بوده، عسکر مکرم نامیده شد.»

«استخری» در «اشکال العالم» در باره عسکر مکرم می نویسد: «از ناحیت تستر جوی مسرقان «گرگر» می رود تا به عسکر مکرم می رسد و به اهواز می پیوندد و در آخر او از اهواز نگذرد و به عسکر مکرم پلی است، بر این جوی نزدیک بیست کشتی، که در زیر آن کشتی های بزرگ بگذرد. از عسکر مکرم در کشتی نشستیم تا به اهواز برویم. از آنجا تا اهواز 8 فرسنگ بود.»

علاوه بر این که از عسکر مکرم محوری ترین راه های آبی و خاکی عبور می کرد این منطقه از کشاورزی مستعدی برخوردار بود به گونه یی که از عمده محصولات این شهر می توان به نیشکر اشاره کرد که مورخان از نیشکر آن به عنوان مرغوب ترین نیشکر خوزستان یاد می کنند. «ابن حقول» درباره آبادانی عسکر مکرم می گوید: «اهواز شهری است معروف به هرمز اردشیر و ولایتی بزرگ و ناحیه یی پهناور است چنان که سایر شهرها در خود ولایت بدان شناخته می شوند و اکنون قسمت بیشتر آن ویران گشته و مردم آن پراکنده اند و شهر عسکر مکرم آبادتر از آن شده است که بنا به گفته مقدسی، در عسکر مکرم از ابریشم خام مقنعه و دستمال و پارچه می ساختند.»

اوج شکوفایی عسکر مکرم در قرون اولیه اسلامی ویژه قرن سوم هجری بوده است که در این قرن مورخان و جهانگردان زیادی از راه خشکی و آبی به این منطقه سفر کرده و در کتب خود از آن یاد کرده اند. اگرچه علت نابودی این شهر را طغیان رودخانه و شکست بندها می دانند، لیکن باید دانست شهری که به عنوان شهری نظامی محسوب می شود و مورد توجه قرار می گیرد نمی توان آبادانی همیشگی آن را انتظار داشت چرا که در جریان شورش ها و اغتشاشات چنین سفرهایی همیشه در معرض آسیب های جدی قرار گرفته و گاهی به طور کلی تخریب می شدند و حیات خود را از دست می دادند.

انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان به دلیل ضرورت اهمیت این شهر باستانی تصمیم گرفته است با مورد توجه قراردادن این شهر، زمینه توجه سازمان میراث فرهنگی کشور را به این نقطه جلب کند، چرا که انجام کاوش های باستان شناسی در این نقطه در شناخت هرچه بهتر خوزستان موثر خواهد بود

 

مجتبی گهستونی

کلیساها و قبرستان های ارمنی های خوزستان در فهرست آثار ملی ثبت نشده اند. بعد از تخریب کلیسای تاریخی اندیمشک در اواخر سال 1385 و ناتوانی سازمان میراث فرهنگی برای حمایت و حفظ این اثر، ثبت کلیساهای استان خوزستان در فهرست میراث ملی بیش از پیش اهمیت یافته است.

این در حالی است که انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان (تاریانا) از بی توجهی سازمان میراث فرهنگی برای ثبت کلیساهای باقی مانده در این استان خبر می دهد و تخریب کلیسای اندیمشک به خاطر غفلت سازمان میراث فرهنگی و شورای خلیفه گری اتفاق افتاد اما همچنان به کلیساهای باقی مانده در این استان اهمیتی داده نمی شود، با آن که امسال از سوی ایکوموس سال «ایران، سرزمین محوطه ها و بناهای مقدس» نام گذاری شده است.

ورژ ماردیروسیان، رییس شورای خلیفه گری اصفهان و جنوب کشور، از تخریب کلیسای اندیمشک اظهار بی اطلاعی می کند: «این کلیسا متعلق به ارمنی ها نبود؛ این کلیسا در زمان حضور انگلیسی ها در جنوب کشور برای عبادت آن ها ساخته شده بود و شورای خلیفه گری مسوولیت و مالکیت آن را به عهده نداشت.»

پس از تخریب کامل این کلیسا، مالک فعلی هنوز بنایی در این محوطه نساخته است. این کلیسا، کاتولیک و آشوری بوده است و بنا به اظهارات مجتبی گهستونی، نماینده انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا، ایتالیایی ها آن را در سال 1332 ساختند. ایتالیایی ها برای ساخت سد دز به خوزستان آمده بودند و علاوه بر این کلیسا، کلیسای بسیار کوچکی را نیز در سد دز بنا کردند. مردم اندیمشک پیش از لوله کشی آب در این شهر از آب انبار این کلیسا استفاده می کردند و برای این کلیسا قداست و احترام بسیار قائل بودند.

هفته میراث فرهنگی و موزه ها را در حالی پشت سر می گذاریم که علی رغم انجام اقدامات مفید ، تعرض گسترده و بی توجهی به محوطه های باستانی در سراسر کشور همچنان ادامه دارد. هفته میراث فرهنگی و موزه ها را در حالی پشت سر می گذاریم که نارضایتی در حوزه میراث به فراوانی صورت گرفته شده و عملکرد سازمان میراث فرهنگی برای به ظاهر در اولویت آخر قرار دادن میراث فرهنگی به نسبت گردشگری مورد نقد قرار گرفته است.

این هفته را در استان خوزستان در حالی پشت سر می گذاریم که آستانه تحمل نقد پذیری مدیران سازمان میراث فرهنگی خوزستان به نسبت سال گذشته کاهش پیدا کرده است ، به گونه ای که ریاست سازمان میراث فرهنگی خوزستان با ارسال دستورالعملی به روسای ادارات و معاونین سازمان میراث فرهنگی پاسخگویی به هر خبرنگاری را منع کرده است و عنوان نموده که انجام هر گفت و گو باید به تائید و یا از طریق رییس سازمان در استان صورت بگیرد. ظاهرا همه آنان می پندارند که دیگران در حال توطئه چیدن برای آنان هستند.

طی سال گذشته میراث استان با چالش های مختلفی مواجه بود که سازمان را در مقام موضع گیری های پی در پی قرار داد. چالش بر سر توجه نکردن برای نجات بخشی شهر هرمز اردشیر، تهدید محوطه باستانی زرگان، تخریب بالکن مهدیان، بی توجهی به محوطه باستانی جوبجی، رهایی دو شهر باستانی و مهم جندی شاپور و ایوان کرخه، اظهار نظر رییس مرکزی سازمان مبنی بر اقامتی کردن قلعه شوش، عدم تلاش برای جلوگیری از تخریب پایه ستون های آپادانا، تعرض به محوطه ارجان، عدم تلاش برای ثبت کلیسای اندیمشک و در نتیجه مشاهده تخریب کامل آن، هفته میراث فرهنگی را در خوزستان در حالی پشت سر می گذاریم که مقوله "حفاظت از آثار و اشیاء تاریخی" تبدیل به یک حلقه مفقوده شده است. به گونه ای که حفاظت از آثار در حد جزیی با همه توان یگان حفاظت صورت می گیرد و اگر در محوطه یی اتفاقی هم دمی افتد به دلیل کمبود نیرویی است که وجود دارد. حال باید چکار کرد؟ به گفته آگاهان تنها چاره در آن است که مسئله حفاظت باید به صورت ملی به اجرا درآید .

با وجود اینکه محیط های طبیعی زیادی در حال تخریب هستند، اما هنوز هیچ اعتراض جدی و تاثیرگذاری از سوی سازمان های غیردولتی طرفدار محیط زیست انجام نگرفته و همان اعتراض های کوچک نیز، اکثراً در قالب امضاهای اینترنتی و محیط های مجازی، آن هم به صورت فردی و نه از طرف NGOها انجام شده است. NGOهایی که در سال پایانی دهه 1370 برای اعتراض به آزادراه تهران- شمال، قطع درختان در جنگل های شمال، تخلیه زباله در تالاب انزلی و... دست به اعتراض های گسترده و تجمع و تحصن می زدند، امروز در برابر انحلال شورای عالی محیط زیست، تخریب و پاکتراشی جنگل ابرشاهرود، احداث کنارگذر انزلی، تعریض جاده گلستان، تخریب پارک ملی خجیر و... تقریباً سکون کرده اند و در بهترین حالت، پا را فراتر از یک بیانیه نمی گذارند.

علیرغم ادعاهای مطرح شده ؛ اگر محوطه های باستانی در رامهرمز مورد تعرض قرار می گیرند چرا چاره ای اندیشیده نمی شود؟

هر گاه د رخصوص مسائلی که در حوزه میراث فرهنگی اتفاق می افتد به اظهار نظر و انعکاس دیدگاه افراد می پردازیم با واکنش های مختلفی روبرو می شویم . این واکنش ها عمدتاً به این دلیل به وقوع می پیوندد که نشان از توجه مردم به این حوزه دارد .

چندی پیش فیلم و نامه ای به دستم رسید که محتوای آن فیلم و نامه برخوردار از مطالب مهمی بود که نیاز به بررسی کافی دارد . در آن فیلم که از سه تراکت برخوردار بود تصاویری از اشیاء باستانی به چشم می خورد که ن اشیاء در بین دستان افرادی که چهره شانقابل مشاهده نیست رد وبدل می شوند .

در نامه ای که به همراه فیلم ارسال شده است مطالبی نگارش شده است که جمعی از حزب الله شهرستان رامهرمز آن را امضاءکرده اندنویسندگان این نامه در توجیه مطالبی که نگارش کرده اند متذکر شده اند : آنچه که نوشته شده است در راستای انجام فضیه امر به معروف .نهی از منکر است و مواردی که خدمتتان عرض می شود با اطمینان خاطر نقل می گردد تا انشاءالله در محضر الهی و پیشگاه باری تعالی و ائمه اطهار و شهدای اسلام شرمنده نباشیم .

امضاء کنندگان این نامه در بخش دیگری از نامه خود یادآور شده اند که ما این متن را بدون تحقیق و تفحص ارسال نکرده ایم چرا که خود را در پیشگاه خداوند متعال و در روز جزا جواب گو می دانیم . چرا که اقدامات این افراد باعث شده که مردم نسبت به میراث فرهنگی بی اعتماد گشته و افراد سود جو و منفعت طلب و متجاوز به بیت المال به عبارت بیشتری اقدام به تخریب و قاچاق عتیقه کنند .

اردشیر باکبان بنیادگذار سلسله ساسانی یک حکومت ملی بر پایه ی فرهنگ ایرانی را بنیاد نهاد و با تلاش فراوان جلوی نفوذ فرهنگ یونانی را که از زمان سلوکیان و اشکانیان به تدریج در ایران راه یافته بود گرفت به همین سبب در تاریخ ایران باستان یک چهره درخشان واستثنایی است و دوام حکومت ساسانی در چهار قرن به طور حتم نتیجه سیاست اصیل وخردمندانه اوست . نظریه پرداز اصلی حکومت ساسانی که خود پرورش یافته شهر و جامعه شهری بود سعی در بوجود آمدن یک جامعه شهری را آغازکرد که البته دراین شهرها نظام کاستی یا طبقاتی رعایت می شد و به همین دلیل شهررا مکان اصلی استقرار طبقات برتر اجتماعی قرار داد .
طرح قطار شهرى اهواز چالش هاى گوناگون پيش رو دارد؛ چالش هايى كه به اصطلاح مى توان آنها را دست اندازهاى اين طرح توصيف كرد. گزارشى كه مى خوانيد، مبين اين موضوع و مسائل حاشيه اى آن است.

اين روزها دراهواز حتى اگر نخواهيد به مسأله قطار شهرى فكر كنيد، كافى است چند دقيقه پشت چراغ قرمز يكى از ميدان هاى اصلى شهر بمانيد تا دوباره به فكر آن بيفتيد. حفاظ هاى دور ميدان كه براى حفارى تعبيه شده اند، اين سؤال را در ذهن ايجاد مى كنند كه با توجه به مشكلات ترافيك شهر چه زمانى مى توانيم شاهد بهره بردارى اين طرح باشيم؟

بيش از يك صد سال از ساخت نخستين مترو در جهان مى گذرد. در برخى كشورها سيستم حمل و نقل به آن درجه از پيشرفت رسيده است كه به ساخت مونوريل روى آورده اند و برخى ديگر براى جابه جايى مسافر بين دو كشور ريسك بالايى را پذيرفته اند. ساخت تونل زيردريايى مانش كه دو شهر بندرى در فرانسه و انگلستان را به هم پيوند مى دهد و يا ساخت پل بر روى تنگه جبل الطارق كه حجم زيادى از بار ترافيك هوايى ميان مراكش و اسپانيا را كاهش مى دهد، گواه اين مدعاست.

حمل و نقل، يكى از عوامل اساسى در پيشرفت اقتصادى است، چنانكه تحكيم موقعيت اقتصادى يك منطقه يا يك كشور بدون توسعه و بهبود وضع حمل و نقل آن امكانپذير نيست.

با وجود اين واقعيت عوامل اقتصادى، اجتماعى و زيست محيطى گوناگون روند ساخت مترو را در برخى كلان شهرها، از جمله اهواز، با كندى مواجه كرده است؛ البته در اين شهر از خطراتى كه اين طرح را ممكن است تهديد كند نيز نبايد غافل شد.

با وجود ۸ سال مطالعه در زمينه ساخت قطار شهرى در اهواز، همزمان با آغاز طرح، سؤالات زيادى حول آن شكل گرفت كه با وجود رفع شدن برخى از موانع بر سرراه، هنوز براى مردم بى پاسخ مانده است.

مشكلات حمل ونقل در اهواز
بنا به تصويب دولت، هر شهر با بيش از يك ميليون جمعيت بايد صاحب مترو باشد. البته در كريدورهايى كه حجم مسافر بيش از ۴۰ هزار مسافر در يك ساعت در يك جهت باشد معمولاً سيستم مترو مطرح است و اگر حجم مسافر بين ۱۰ هزار تا ۳۰ هزار مسافر در يك ساعت در يك جهت باشد سيستم قطار سبك شهرى و كمتر از آن نيز در سيستم اتوبوسرانى مطرح است. در شهر اهواز با توجه به حجم جابه جايى مسافر از سيستم قطار سبك شهرى استفاده شده است. شبكه پيشنهادى طرح قطار شهرى اهواز شامل ۴ خط و يا طول تقريبى ۴۶ كيلومتر است و عبارتند از: خط شمال شرقى به جنوب غربى (خط شماره ۱)، خط شرقى (خط شماره ۲)، خط شمال غربى به جنوب شرقى (خط شماره ۳) و خط غربى (خط شماره ۴).

خط شماره ۱ به عنوان اصلى ترين خط از نيروگاه زرگان در شمال شرقى اهواز شروع مى شود و پس از عبور از ميدان هاى اصلى شهر، در منطقه بقايى در جنوب غربى اهواز به انتهاى مسير خود مى رسد. طول مسير خط ۱ براساس مصوبه شوراى عالى ترافيك كشور ۲۳ كيلومتر و شامل ۲۴ ايستگاه است همچنين حداكثر زمان سفر از ابتدا تا انتهاى مسير ۴۰ دقيقه برآورد شده است. براساس مطالعات به عمل آمده، منفعت اجتماعى ساخت نخستين خط قطار شهرى اهواز حدود ۴۰۰ ميليون دلار و همچنين صرفه جويى در سوخت وسايل نقليه شهرى در مسير اين خط حدود ۹‎/۲ ميليون دلار در سال اول بهره بردارى پيش بينى شده است. انرژى قطار شهرى اهواز با برق توليد شده از گاز طبيعى تأمين مى شود كه اين امر موجب صرفه جويى ۰‎/۷ ليتر بنزين در هر سفر ريلى است. درست است كه وجود سيستم قطار شهرى براى كلان شهر اهواز بسيار مفيد است و سهم قابل توجهى دركاهش بار ترافيك اين شهر و صرفه جويى در مصرف بنزين خواهد داشت، ا ما بايد گفت اين كلان شهر در سيستم حمل و نقل درون شهرى خود با مشكلات عديده مواجه است.

به گفته هاشمى زاده، مديرعامل سازمان قطار شهرى اهواز، در سال ۱۳۹۰ شاهد راه اندازى خط يك و ۱۳ سال ديگر شاهد راه اندازى ۳ خط ديگر خواهيم بود و تا سال ۲۰۲۰ مردم اهواز همچنان بايد از سيستم كاركرده و قديمى اتوبوسرانى استفاده كنند. گرماى هواى اهواز در ۸ ماه از سال، كمبود اتوبوس و مجهز نبودن آنها به سيستم خنك كننده عملاً مردم را مجبور به استفاده از تاكسى به هر قيمت مى كند. به علاوه ساعات استفاده از اتوبوس محدود است. مشكل ديگر اهواز در زمينه حمل و نقل نداشتن جاده كمربندى است كه اين مسأله سهم زيادى در افزايش بار ترافيك درون شهرى دارد. به گفته رئيس پليس راهنمايى و رانندگى اهواز، به علت نبود جاده كمربندى مناسب و كافى كل تردد خارج از شهر يعنى تريلى ها واتوبوس ها از پل درون شهر (پل كيانپارس) صورت مى گيرد و در واقع ترافيك اهواز تركيبى از ترافيك درون شهرى و برون شهرى است.

اين در حالى است كه در هيچ يك از كلان شهرهاى ايران تردد و سايل نقليه سنگين از درون شهر صورت نمى گيرد. در كنار آن، مشكل كمبود خيابان و اتوبان مناسب در شهر نيز وجود دارد، به طورى كه خيابان هاى منتهى به مركز شهر به هيچ وجه گنجايش پذيرش خودروها را ندارند.

بنابر اين، با توجه به اين كه حتى با راه افتادن خط ۱ فقط ۱۵ درصد سفرهاى درون شهرى به زير پوشش شبكه قطار شهرى مى رود؛ ضرورى است به مسأله حمل و نقل درون شهرى توجه جدى شود.

شهر باستانى هرمز اردشیر در مسير پروژه
خبرها حاكى است كه مسير عبور خط ۱ قطار شهرى اهواز در محدوده شهر باستانى هرمز اردشير است و امكان تخريب آن با ساخت طرح قطار شهرى وجود دارد.

به گفته حسينى، معاون پژوهشى سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى اهواز، اين شهر باستانى مربوط به دوره اردشير اول ساسانى است كه در محل كنونى شهر اهواز و در محدوده منطقه دروازه (بخشى از مسير خط ۱) قرار دارد كه متأسفانه با گسترش شهرنشينى حدود ۹۵ درصد آن تخريب و در زير منازل مسكونى آن منطقه مدفون شده است.

مسأله مطرح اين است كه اين شهر باستانى سال هاست كه در فهرست آثار ملى به ثبت رسيده اما هيچ اقدامى براى تعيين حريم آن صورت نگرفته بود. با توجه به اين كه منطقه دروازه بخشى از مسير قطار شهرى است و با توجه به حفارى هايى كه در آنجا صورت مى گيرد، لازم است كه هرچه زودتر حريم شهر باستانى مشخص شود تا خداى ناكرده اين شهر بيشتر تخريب نشود. در حال حاضر نيز اين طرح در محدوده منطقه زرگان به دليل كاوش هاى باستان شناسى متوقف شده و اين امر به كندى اجراى طرح دامن زده است.

ويژگى هاى گسل اهواز
بخشى از مسير خط ۱ نيز از زير رودخانه كارون و از كنار گسل اهواز عبور مى كند. عبورگسل از اهواز، اين شهر را داراى پتانسيل هاى لرزه خيزى ساخته است، به طورى كه صاحبنظران پژوهشگاه بين المللى زلزله آن را سن كواترنر (جوان ترين دوره زمين شناسى) فعال و عميق شناخته اند.

با آغاز طرح قطار شهرى اهواز و عبور جبرى آن از بخش هايى از اين گسل و با توجه به نقش اين گسل در شكل دهى محيط زمين شناسى منطقه، انتخاب مسير ترديدهايى است. در نقشه زمين شناسى شركت ملى نفت ايران جايگاه عمومى گسل در جنوب طاقديس اهواز و تقريباً بين پل سفيد و پل نادرى و در جنوب تپه هاى حصيرآباد ترسيم شده است. روند اين گسل شمال غرب - جنوب شرق و طول آن بيش از ۳۰۰ كيلومتر شناخته شده است.

پس از حفرگمانه به منظور تعيين جايگاه گسل، مشخص شد كه زون گسلى به صورت فضاى گسسته و باز و با جهش آب زيرزمينى توأم بوده و در مغزه هاى حفارى آثارى از راندگى گسل در حوالى پل نادرى ديده مى شود كه اين امر موجب بالا آمدن خشكى در قسمت شرقى آن (جزيره شادى) شده است. وجود اين گسل و تحرك آن نيز در جابه جايى هاى بستر جوان رودخانه كارون بى تأثير نبوده است. در تفسير عكس هاى هوايى از منطقه نيز جوان و نابالغ بودن عوارض رسوبى و تغييرات در پيچ و خم كارون، پويايى و جنبش گسل در اعصار جديد را تأييد مى كند. وفور زمين لرزه هاى كوچك كه آخرين آن در ساعت ۱۷‎/۲۰ روز ۲۰ اسفند سال ۸۵ رخ داد، بالا بودن تنش و خطر لرزه خيزى در منطقه را نشان مى دهد. بنابراين براساس شواهد و مستندات به اين نتيجه مى توان رسيد كه اين گسل عميق، جوان و فعال است و پتانسيل لرزه خيزى دارد كه ناديده گرفتن آن مى تواند طرح را با ريسك خطرپذيرى جدى مواجه سازد؛ لذا، قرار گرفتن در حريم امن و سازنده مناسب و اجتناب از ساخت خط ۱ قطار شهرى در زون گسلى مى تواند ريسك احتمالى را كاهش دهد.

كارشناسان عقيده دارند كه گذر از دماغه جزيره شادى واقع در رودخانه كارون؛ مسير امن ترى نسبت به اين مسير و عبور از سمت جنوبى پل نادرى است و اين امر طرح را با ريسك كمترى مواجه مى كند.

براين اساس، با توجه به ۸ سال مطالعه در زمينه ساخت قطار شهرى در اهواز، انتظار مى رود كه اين مشكلات و موانع از قبل ارزيابى و برطرف شود.

با عرض سلام وادب واحترام خدمت مدعوین محترم که در مراسم نکوداشت بناها ومحوطه های باستانی حضور به هم رساندید. همان طور که شعار این روز جهانی مطرح شده است با برسی کوتاهی در تاریخ و جغرافیای خوزستان میتوان به تقدس ایران بزرگ میتوان اطمینان کافی یافت در این میان محوطه ها و بناهای بزرگ تاریخی خسته و زنجور از ناملایماتی که بر آنها روا داشته می شود به حیات خود ادامه می دهد.

تا شاید ما دلمان بسوزد از سکوتی که می کنیم. حکایتهای فراوانی از مام وطن وجود دارد زیرا تاریخ این سرزمین به هزاره هایی تعلق دارد که کمتر کسی از آن اطلاع کافی دارد. اما هرمزداردشیرقصه دیگری است. قطع به یقین اهواز به دلیل پیشینه 4000ساله اش گستره بزرگی است. بنای هرمزاردشیردر مجاورت کارون بزرگ شهری بوده است که شهرکهای اقماری در مجاورت آن وجود داشته و شاید به همین دلیل است که محوطه های تاریخی حمدیه و زرگان را به تاریخ اهواز اضافه می کنند. حتما بقایایی از هرمزاردشیر در اهواز کنونی دور از چشم ما وجود دارد.

خوزستان بهشت باستان‌شناسی ایران در سال 86 پر ازقصه های دردناک از تخریب و تهدید محوطه های مهم و تاریخی کشور چون چغازنبیل و ارجان بود.

کشف گنجینه رامهرمز مهمترین اتفاق در حوزه باستان شناسی استان خوزستان بود.استانی که بسیاری از باستان شناسان آن را بهشت باستان‌شناسی ایران می دانند و قید بسیاری به این دلیل است که برخی کرمان بویژه جیرفت را بهشت باستان‌شناسان می دانند.

البته خیلی زود دفتر این کشف بسته شد و شاید کمتر کسی یادش باشد که عملیات خاکبرداری شرکت آب و فاضلاب خوزستان در یک محوطه2500 ساله در رامهرمز در اردیبهشت سال 86 ، به کشف 600 قطعه و شی طلا، سفال، فلز، سنگ مرمر و بسیار آثار دیگر منجر شد. وجود پنج حلقه موسوم به قدرت در این گنیجنه از جمله نادرترین اتفاقات در دنیای باستان‌شناسی تا به امروز بود.

مطالعات "آرمان شیشه گر باستان‌‌شناس"، قدمت این اشیا را به 2600 تا 2700 سال پیش نسبت می داد. اما وجود چنین گنجینه‌ای هم باعث نشد تا ساخت و سازها در این منطقه کنار گذاشته شود و پس از بیرون کشاندن این گنجینه، لوله کشی‌ها توسط شرکت آب و فاضلاب انجام شد و پرونده این گنجینه برای همیشه بسته شد.

گستردگی فرهنگی- تاریخی و طبیعی، خوزستان را در جغرافیای فرهنگی- تاریخی و طبیعی ملی و بین المللی در جایگاه ویژه و منحصر به فرد قرار داده است.
استان خوزستان با وجود ابنیه، بافت‌ها، تپه‌ها، مجموعه ها و محوطه های ارزشمند و بی بدیل فرهنگی، تاریخی و جلوه ها و مناظر طبیعی و خدادادی، گنجینه ای از شگفتی‌های طبیعی و موزه ای بی نظیر از آثار فرهنگی، تاریخی را که بعضاً قدمتی به قدمت تاریخ بشریت داشته و همچون خورشیدی بر تارک جهان امروزی می درخشند، در خود جای داده است.

آثار تاریخی بی شمار و منحصر به فردی همچون محوطه جهانی شوش، معبد چغازنبیل، سنگ نگاره های ایلامی ایذه، سازه های آبی تاریخی شوشتر، محوطه باستانی جندی شاپور بعنوان تنها دانشگاه ایران باستان، منطقه "بریم" و "بوارده" در آبادان قدیمی‌ترین تلمبه خانه نفت خاورمیانه در دارخوین، وجود چهار رودخانه بزرگ و سواحل نیلگون خلیج همیشه فارس، چهار تالاب بزرگ، دشت "شیمبار" در مسجدسلیمان، دریاچه سد "دز" در اندیمشک و آبشار شوی در دزفول تنها گوشه ای از این گنجینه بی نظیر فرهنگی- تاریخی و طبیعی است.
این گستردگی فرهنگی- تاریخی و طبیعی خوزستان را در جغرافیای فرهنگی- تاریخی و طبیعی ملی و بین المللی در جایگاه ویژه و منحصر به فرد قرار داده است.

صفحه‌ها