ایذه و باغملک مجتمع بزرگ تفرجگاه های شمالی خوزستان

مجتبی گهستونی: شهرستان های ایذه و باغملک در شمال شرق استان خوزستان، غرب استان کهکیلویه و بویراحمد و جنوب استان چهارمحال بختیاری در میان کوهستان های سربه فلک کشیده رشته کوههای زاگرس قرار گرفته اند. وسعت این دو شهرستان حدود ۱۰ هزار کیلومتر مربع و جمعیت آنها بر روی هم بیش از ۴۵۰ هزار نفر می‌باشد که در شش شهر ایذه، باغملک، قلعه تل، دهدز، صیدون، میداود و روستاهای تابعه پراکنده‌اند.

ایذه و باغملک از سابقه تاریخی کهنی برخوردارند به گونه‌ای که از ادوار تاریخی مختلف نشانه‌های فراوانی در این دو شهرستان یافت می‌شود. از دوران های کهن یعنی روزگار امپراتوری ایلام آثاری چون نقش برجسته سرهانی و سنگ نوشته قلعه تل در شهرستان باغملک و آثاری چون نقش برجسته‌های اشکفت سلمان، شهسوار، خنگ اژدر و کول فرح در ایذه باقی مانده‌اند.

در ایذه و باغملک باستانی مردم لر و بختیاری، به جای مانده از هزاره های پیش از میلاد مسیح زندگی می کنند. اسقرار و حاکمیت پادشاهان پارینه سنگی، ایلامی، هخامنشی و ایلیمایی در سرتاسر کوهستان و دشت ایذه باغملک، این دو شهر را در زمره مهم ترین شهرهای تاریخی با ده‌ها نقش برجسته و سنگ نوشته قرار داده است. در روزگار هخامنشیان این منطقه از اهمیت بسزایی برخوردار بود به گونه‌ای که بنیان گذار امپراتوری هخامنشیان با افتخار خود را اهل آن دیار که نام بخشی از دیار شمال شرقی خوزستان بود می‌دانست.

در روزگار بعد از هخامنشیان یعنی سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان ایذه نقش تاریخی خود را حفظ کرد و از آن دوران‌ها آثاری چون نقش برجسته شیمن، جنگه، شیوند در و ویرانه‌های شهر تاریخی تازنگ باقی مانده‌اند. در قرن‌های نخستین اسلامی ایذه از اهمیت فراوان برخوردار بود به گونه‌ای که جغرافی نویسان بزرگ اسلامی همچون مقدسی از آن به نیکی یاد کرده‌اند. در قرن‌های ششم تا نهم هجری قمری ایذه و باغملک مرکز حکومت اتابکان لر بزرگ بوده‌اند و سفرنامه نویسانی همچون ابن‌بطوطه مراکشی در قرن هشتم از آن دیدن کرده و از مدارس و مساجد و کاروانسراهای آن یاد کرده است. در دوره صفویه بزرگان این منطقه در دربار صفویان دارای حشمت و جلال بوده‌اند و در کتب تاریخی از ده‌ها شاعر و نویسنده اهل این سرزمین نام برده شده است.

نقش مردم این منطقه در زمان افشاریان تا زندیان رو به افزایش بوده است تا اینکه در اوایل دوره قاجار که سرزمین‌هایی از کشورمان به دنبال جنگ‌های ایران روس و پس از انعقاد قراردادهای ترکمنچای و گلستان جدا شدند یکی از بزرگان منطقه به نام محمد تقی‌خان، قلعه تل را مرکز خود قرار داد و علیه ناتوانی قاجارها در اداره مملکت قیام کرد. همین موضوع در واقع مقدمه حضور بختیاری‌ها و در انقلاب مشروطه بود.

ایذه و باغملک از نظر توانمندی برای توسعه و پیش رفت از مناطق منحصر به فرد در کشور به شمار می‌روند. گذشته از توانمندی انسانی وجود استعدادهای خداداد طبیعی همچون رودخانه‌ها، معادن، جنگل‌ها، عرصه‌های طبیعی، مناطق سیاحتی و… در ایذه و باغملک را می‌توان از پتانسیل‌های بالا برای توسعه دانست. به عنوان نمونه از نظر روان آب‌ها سه رودخانه دایمی کارون، مال آقا و علاء و دهها چشمه سار بزرگ و کوچک بخشی از توانمندی‌های خداداد منطقه‌اند که اگر در سرمایه گذاری‌ها به آنها توجه شود بی شک در برون رفت منطقه از توسعه نایافتگی موثر خواهند بود.

یکی دیگر از توانمندی‌های منطقه، پتانسیل‌های سیاحتی آن است به عنوان نمونه مناطقی چون امامزاده عبدالله، رباط، سنگار و مال آقا در شهرستان باغملک و مناطقی چون حاجی کمال، شیوند، سادات حسینی، غریبی ها، دشت‌های کوچک و بزرگ در دهدز، شمین و سوسن در ایذه را می‌توان یاد کرد. لازم به یادآوری است وقتی که در اهواز، دزفول، آبادان، ماه شهر و… هوا حدود ۵۰ درجه سانتیگراد است هوای این منطقه به دلیل نزدیکی به قلل پربرف در حدود ۲۲ تا ۳۵ درجه سانتیگراد می‌باشد.

چگونه برویم؟

برای سفر به ایذه و باغملک از اهواز از میدان چهارشیر (شهیدبندر) به سمت شرق که بروید تابلوها شما را به جاده ایذه و باغملک منتهی می کند. گردشگرانی که از استان چهارمحال و بختیاری وارد خوزستان می شوند ابتدا به شهر دهدز و سپس به ایذه وارد می شوند و پس از آن می توانند به باغملک بروند. از اهواز به باغملک 145 کیلومتر و به ایذه 185کیلومتر است. در مسیر اهواز به باغملک از سه راهی شهرهای رامهرمز و کمربندی هفتکل عبور کرده و به باغملک می رسید. پس از باغملک با گذر از شهر تاریخی و کوچک قلعه تل و عبور از روستای بارانگرد که بیشتر شغل ساکنین آن قصابی و گوشت فروشی است وارد ایذه می شوید. فاصله شهرکرد مرکز استان چهارمحال و بختیاری به ایذه 260 کیلومتر و تا باغملک 300 کیلومتر است.

کجا اقامت کنیم؟

برای اقامت در ایذه و اطراف این شهر علاوه بر اینکه می توانید با گذر از دریاچه سد کارون سه آن هم از طریق شناور به روستاهای گردشگری سادات حسینی و شیوند بروید امکان اقامت در دهکده گردشگری زراس هم وجود دارد. البته در ایذه هتل و مسافرخانه هم وجود دارد. برای اقامت در باغملک که بیشترین تفرجگاههای خوزستان را در خود دارد می توانید علاوه بر خود باغملک به روستای تاریخی و طبیعی مال آقا در مسیر ایذه به باغملک بروید. البته اگر به شهر باغملک هم ورود پیدا کردید می توانید پس از گذر 50 کیلومتر به منطقه امامزاده عبدالله رفته و از منطقه گردشگری آنجا هم بهره ببرید. امکان اقامت در نزد روستاییان هم وجود دارد. اکثر ادارات کل خوزستان نیز در همین منطقه کمپ دارند که باید با هماهنگی قبلی آنجا را رزرو کنید. البته از دیگر اقامتگاههای روستایی در اطراف باغملک را می توان روستاهای رباط و ابوالعباس نام برد. در باغملک هم مدتی است که مهمانسرای فجر به همراه رستوران و دو تالار در محله رستم آباد احداث شده و گردشگران می توانند علاوه بر اقامت، خوراکی های مورد نظر خود را از آنجا تامین کنند. مهمانسرای فجر در مسیر باغملک به قلعه تل قرار گرفته و برای گردشگران مکان سر راستی محسوب می شود.

صنایع دستی سوغات هر دو شهر

بافت قالي وقاليچه‌هاي بختياري از ديرباز در ايذه و باغملک، مانند ساير مناطق بختياري رونق داشته‌است. قالي بختياري نوعي قالي کهن ايراني است که در آن از نقش‌ حيواناتی همچون بز کوهي (کل، پازن) و کبک و... در کنار نقش گل و بوته بهره‌گرفته مي‌شود. البته عمده شهرت قالي بختياري به دليل به‌کارگيري اشکال هندسي به شکلي بسيار هنرمندانه در آن است. از ديگر صنايع دستي ايذه و باغملک سیاه چادر بافی، گلیم بافی، آوار و وریس بافی، تی یر بافی، خورجین بافی و سفره سنتی و سایر وسایلی که در زندگی عشایری مورد استفاده بوده از جمله رشته های صنایع دستی اند که ریشه در تاریخ اجتماعی این شهرستان ها دارند. گلیم و قالی بهترین کتیبه برای تحلیل شرایط اجتماعی طبیعی عشایر و روستاییان است. گلیم بافی از قدیم در بین آنها رایج بوده و مردم عشایر طرح و نقشه های بسیار متنوع را بر روی دست بافت های خود نقش می زدند.

ایذه شهری با سه منظر جاذبه های تالابی، دشتی و کوهستانی

با توجه به اینکه ایذه دارای سه منظر جاذبه های تالابی، دشتی و کوهستانی است و در کمتر شهری از جهان این سه جاذبه با هم تلاقی می کنند اما وجود چنین پدیده ای در اکوتوریسم و ژئوتوریسم هم نقس قابل توجه ای می تواند داشته باشد. با این حال برخورداری از ویژگی های تاریخی بود که در مقاطعی ایذه به عنوان محلی برای دوره عالی آموزش باستان‌شناسی از سوی مرکز وقت باستان‌شناسی کشور انتخاب شد. همین موضوع باعث شد تا گروهی از بهترین باستا‌ن‌شناسان امروز کشور که در آن زمان می‌خواستند در مرکز وقت باستان‌شناسی استخدام شوند در دهه ۱۹۷۰ با "هنری رایت" به ایذه بیایند و کاوش‌های باستان‌شناسی خود را انجام دهند. از جمله این افراد می توان به سید منصور سید سجادی (سرپرست کاوش‌های باستان‌شناسی شهر سوخته)، اسماعیل یغمایی (از باستان‌شناسان پیشکسوت که تاکنون سرپرست چندین محوطه باستانی بوده است)، الهه شاهی، اسماعیل بنایی، شهین عاطفی و حاتمی اشاره کرد. بعدها جعفر مهرکیان که وی نیز دانش آموخته همین دوره ها بود و در گنبد سلطانیه به سرپرستی سعید گنجوی، تپه نور را مورد کاوش قرار داده بود به ایذه آمد و سالها در این شهر کار کرد.

وجود آثار و سنگ نبشته‌های و سنگ نگاره های باستانی مربوط به همه دوران های تاریخی ایذه کنونی، آیاپیر، آنزان، مالمیر قدیمی را به عنوان شهر نگارکنده‌های سنگی و صخره‌ای ایران برجسته کرده است. مطالعات فعالیت های باستان شناسی که منجر به بررسی محدوده سدها گردید حکایت از آن دارد که نخستین بررسی های محوطه های تاریخی به منظور نجات بخشی آثار که در محور دریاچه ها قرار دارند در دهه ۷۰ میلادی در ایذه و در محدوده سد شهیدعباسپور که قبل از انقلاب به سد رضاشاه معروف بود آغاز شد که بعدها در سال ۱۳۸۳ خورشیدی در طرح نجات‌بخشی محوطه سد کارون ۳، هیاتی به سرپرستی جعفر مهرکیان این محوطه را مورد بررسی قرار دادند.

مطالعات بعدی باستان شناسی به منظور نجات بخشی آثار در محدوده سدها در سال ۱۳۸۶ مربوط به نجات بخشی آثار در محدوده سد کارون ۲ دشت سوسن است که به سرپرستی سید محمود میراسکندری صورت گرفت. فارغ از همه خاصیت های مطالعات باستان شناسی در محور سدهای کارون ۲ و ۳ در ایذه باید اشاره کرد که آگاهی از قدمت دیرینه ایذه که به دوران فرا پارینه سنگی و عصر سنگ هم می رسد بیشترین اهمیت را داشت چرا که در یک بررسی مشخص شد که ۳۱ غار و اشکفت و محوطه باز با سنگ ابزارهایی که اکثراً‌ متعلق به فراپارینه سنگی هستند شناسایی شده اند.

از آنجایی که آثار به دست آمده در ایذه به دو دوره" ایلام قدیم" و "ایلام نو" تقسیم می شود، از دوره ایلام قدیم هم اکنون آثاری همچون نقش برجسته شهسوار و نقش برجسته خنگ اژدر نمایان و از ‏دوره ایلام نو نیز نقش برجسته و سنگ نوشته هایی به جای مانده در کول فرح و اشکفت سلمان وجود دارد. همچنین از دوران اشکانی و الیمایی نیز می توان به آثار بر جای مانده همچون سنگ نگاره خُنگ یارعلی وند، خنگ کمال وند و کتیبه‌ الیمایی اش، نقش برجسته شاخص خنگ اژدر و قلعه کژدمک اشاره کرد.

کوشک نورآباد ایذه، در روستای نورآباد واقع شده و این اثر متعلق به دوره قاجار در تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۷۸ با شماره ثبت ۲۵۷۰ به‌ عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این کوشک تنها عمارت تاریخی بازمانده از تاریخ گذشته شهر باستانی و تاریخی ایذه است. کوشک نورآباد پشت کوه الهک منتهی به یک آبشار قرار گرفته است. از جمله دلایل ساخت این بنا وجود همین آبشار بوده است. نورآباد به دارا بودن آب زلال و گوار معروف بوده است و شکل گیری اشکفت ها و غار های کم عمق در دوره پارینه سنگی و سازه های دوره عیلام میانه و برگوری (گورهای دخمه ای الیمایی) در این منطقه مشهور است. در روستای چلکی که ورودی ایذه از سمت باغملک است یک مجسمه نیم تنه زن وجود دارد که شما در هیچ کدام از گورستان های خوزستان آن را مشاهده نمی کنید. می گویند مجسمه نیم تنه این زن به خانمی به نام ماه بس متعلق دارد که ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻣﻠﮑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻩ که ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۸۹۶ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺠﻠﻪ ﺍﯾﻠﻮﺳﺘﺮﺍﺳﯿﻮﻥ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﻣﻠﮑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ انتخاب شد. همچنین می گویند ﺍﻭ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۳۲۶ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯼ ﭼﻠﮑﯽ ﺩﺭﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ ﺍﯾﺬﻩ ﺗﮏ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﺁﻧﮑﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺷﺪ.

ایذه که در مسیر راه ارتباطی خوزستان به چهارمحال و بختیاری و اصفهان قرار دارد اما با توجه به اهمیت و موقعیت خود رشد نکرده و اگر تنها بخشی از پیشنهادات همایش راهکارهای توسعه پایدار شهرستان ایذه عملیاتی و اجرایی درباره آن اجرا می شد می بایست امیدوار بود که تحولی در این شهر در حوزه اشتغال زایی، تبدیل این شهرستان به یک پایگاه درجه اول باستان شناسی، رونق اقتصاد محلی، محرومیت زدایی، ارتقاء سطح علمی و فرهنگی و... رخ می داد.

باغ ملک؛ مجتمع تفرجگاههای طبیعی

می گویند ‌باغ‌ملك باغی پهناور و متعلق به حكم‌ر‌ان آن منطقه بوده که رفته‌رفته آباد و گسترده شده و به مرور به شهر تبدیل شده است. اما وجود آثار تاریخی در پیرامونش به اهمیت آن اشاره می کند. شهرستان باغ‌ملك در قديم «جانكی» نام داشته و نام آن مخفف «جوانكی» است كه نام طايفه ای از اكراد بوده كه در دوره اتابكان لر بزرگ به اين منطقه آمده و تا روزگار صفويه در اين نواحی می زيسته اند. برخی از نظر تاريخی آن را به دوران حكومت شاه طهماسب اول صفوی نسبت داده اند كه نخست، طايفه ای به نام آل خورشيدی از ايلات بختياری درآن تسلط داشته و بعدها در روزگار شاه طهماسب دوم با پيروزی ايل زنگنه بر طايفه آل خورشيدی اين دو قوم با هم اختلاط يافته و مردم كنونی باغ‌ملك از آن دو طايفه هستند. باغملک دارای سه شهر به نام قلعه تل و صیدون و میداود است که میداود به شهر برنج در استان خوزستان معروف است.

کوه برفگیر منگشت با ارتفاع ۳۶۱۳ متر از ارتفاعات مهم خوزستان محسوب می شود. این شهرستان دارای آب وهوایی معتدل وسرد در زمستان وتقریبا خنک و سرد کوهستانی در تابستان می‌باشد به همین دلیل در تابستان سیر عظیمی از جمعیت استان خوزستان از این منطقه دیدن می‌کنند. منطقه گردشگری مال آقا این مجموعه در فاصله 30 کیلومتری باغملک و در فاصله 15 کیلومتری قلعه تل در دامنه زاگرس واقع است. پل تاریخی "بیاره"، گور دخمه سنگی، آسیابهای آبی از جمله آثار دوره ساسانیان در این منطقه اند. عبور رودخانه ابوالعباس از این محل، مناظر بدیع و زیبایی را خلق کرده است. طرح گردشگری این منطقه در سال 1382 تهیه شده است. در اطراف باغملک در منطقه برم جمال روستای میداود يک پل بند تاريخي مربوط به دوره افشاريه با پيشينه اي حدود 300 سال وجود دارد که بسیاری از مردم در تابستان ها و در آب گوارای آن شنا می کنند. اين پل بند که در پنج كيلومتري شمال شرقي بخش ميداوود قرار دارد در حاضر براي آبياري مزارع کشاورزي پيرامون آن استفاده مي شود.

شهر قلعه تل در فاصله 15 کیلومتری شمال شرق باغملک قرار دارد. این قلعه در دوره قاجاریه توسط محمد تقی خان چهار لنگ بختیاری بر بلندی تپه ای متعلق به دوره ایلامی مشرف به دشت قلعه تل ساخته شد. بسیاری از طبیعت گردان از قلعه تل راهی محلی به نام تنگ کرد می شوند تا از آبشار عظیم، چشمه ها، درخت های بلندش و چشم انداز کوهستانی آن دیدن کنند.

روستای رباط حضرت سلیمان یک منطقه تفریحی دیگر در 15 کیلومتری شرق باغملک در حاشیه رودخانه ابوالعباس واقع است. سالانه هزاران نفر گردشگر در این منطقه که در فاصله 2 کیلومتری از منطقه توریستی مال آقا واقع است به تفریح و تفرج می پردازند. محله منجنیق باغملک در مجاورت رودخانه ابوالعباس قرار دارد. پل تاریخی سنگ و ساروج و سنگ آسیاب این محوطه به دوران ساسانی تا دوره اسلامی تعلق دارد. محلی ها معتقدند حضرت ابراهیم (ع) از این محل با منجنیق در آتش رها شد. به همین خاطر بقعه ای که در منجنیق قرار دارد به نام حضرت ابراهیم نامگذاری شده است.

از دیگر روستاهای زیبا که یکپارچه سنگ است، تخت کبود نرگسی نام دارد که در کنار کوه آسماری واقع است. اکثر زنان این روستا صنعتگر هستند و در فصل زمستان در بخشی از روستا گل نرگس به صورت طبیعی می روید. این روستا به آسماری هم معروف است. اگر خواستید به روستایی کاملا سنگی که بر روی تخته سنگی بزرگ از خارا ساخته شده است قدم بگذارید باید اهواز را به سمت شمال شرقی خوزستان ترک کنید. ۲۵ کیلومتر بعد از هفتکل و پیش از رسیدن به باغملک، تابلو روستاهای پیر موسی، آبلشکر و آسماری نظر تو را جلب می کند. آسماری جوان‎ترین سنگ مخزن پهنة زاگرس است. در گذشته از این واحد سنگی به نام‎هایی مانند سازند آهکی جریب، سازند آهکی کَلهُر و سنگ‎آهک خمیر یاد می‎شد، ولی سازندهای یاد شده، تنها با بخشی از بُرش الگوی سازند آسماری مترادف ‎است و تمامی این سازند را در بر نمی‎گیرند. نام این سازند از کوه آسماری در جنوب خاوری مسجد سلیمان)اقتباس و بُرش الگوی آن در تنگ گل ترش همین کوه اندازه‎گیری شده است.

پیشنهاد ویژه؛ کول فرح

از جمله گنجینه هایی که در شمال شرقی خوزستان ثبت جهانی خواهد شد نقش برجسته های کول فرح است. كول فرح نام تنگه اي در 7 كيلومتري شمال شرقي ايذه است كه 6 نقش برجسته ايلامي در آنجا حجاري شده است و بقايايي از محل زندگي آنها در گذشته هاي دور در ميان كوهها باقي مانده است مانند گورها كانال آب و بقاياي ساختمان و نقطه ديدباني. از سنگ نبشته ها مي توان فهميد كه اين محل عبادتگاه نارسينا يكي از خدايان ايلامي بوده است.

نخستين نقش برجسته مراسم قرباني را نشان ميدهد و در ارتفاع 6 متري از دامنه كوه قرار دارد. پهناي صفحه يك متر و هفتاد سانتيمتر دريك متر است . در آن شاه هاني يكي از حاكمان مستقل آياپير كه همزمان با شوتروك نهونته دوم پادشاه ايلام در سال 2700 پ م بوده در حال قرباني كردن نشان داده شده است. سنگ نبشته 24 سطري افراد حاضر را با خط ايلامي نام برده است. قسمتي از آن به اين شرح است‌ : من هاني پسر تاهي هي حاكم آياپير هستم. من مجسمه ام را در اين جا بر پا داشته ام پس از آنكه رب النوع سراپا مسلح تيروتور خداي منطقه سيل هيته حمايتش را بر من ارزاني كرده بود.

دومين نقش برجسته بر روي تخته سنگي مثلثي قرار دارد و باز هم صحنه مراسم مذهبي قرباني كردن را نشان مي دهد. فردي در ميان صحنه وجود دارد كه دستان خود را به حالت نيايش جلوي صورت خود گرفته است. لباس او بر خلاف معمول ايلاميها تا زانوي او است ولي در اكثر موارد مشاهده مي كنيم كه لباس ايلاميها تاقوزك پا است. در جلوي صورت اين شخص صحنه قرباني كردن حجاري شده است و مردي گاو نري را از پشت بر زمين زده است و چند قرباني ديگر نيز روي زمين قرار دارند. در سمت چپ نيز 4 مرد با احترام دنبال شخصيت وسط صحنه در حال حركت هستند.

نقش برجسته شماره سه بر روي يك سنگ چهار گوشه بزرگي حجاري شده است. بلندي سنگ دو متر و هشتار سانت است و در چهار سمت آن تصاويري به چشم مي خورد. موضوع اين طرح حمل مجسمه يكي از خدايان ايلامي بر دوش چهار مرد است و شاه با عده زيادي از همراهان آنها را دنبال مي كنند. مجسمه اين خدا بر روي تختي به صورت ايستاده قرار دارد ودستان خود را به كمر زده و لباسي بلندبر تن دارد. در پشت مجسمه 67 نفر در چهار صف قرار دارند و دو نفر اول در بالا كه از قد بلندتري برخوردارند افراد مهمتري هستند. در قسمت غربي سنگ چهار صف ديگر قرار دارد و 49 نفر ديگر دنباله روي صفهاي جبهه جنوبي هستند. در جبهه شمالي 45 نفر دنباله روي شخصي هستند كه دست بر سينه ايستاده است. در قسمت شرقي هم صحنه قرباني ديده مي شود و 36 غزال و سه گاو بزرگ به سمت راست در حركتند. 7 مرد كوچك ديگر نيز ديده مي شوند و از آنجا كه لخت هستند احتمالا اسيران جنگي هستند. در گوشه ديگر شمالي 9 نفر ديگر به سوي شاه ميروند. سنگ ديگري در شمال سنگ اصلي افتاده است و احتمال مي رود قربانگاه بوده باشد.

نقش برجسته شماره چهار بسيار شبيه نقوش حجاري شده در تخت جمشيد مي باشد و چون از نظر زماني بسيار قديمي تر از نقوش تخت جمشيد است ،آنرا مادر نقوش زيباي درگاههاي كاخ صد ستون و پلكان آپادانا مي دانند. در بالاي اين نقش برجسته شاه با رداي بلند بر تخت نشسته است و جلوي او يك ميز هدايا قرار دارد.پشت سر او نيز سه نفر ايستاده اند. دو ميز ديگر نيز در جلوي شاه قرار دارد. پايين اين تصوير درچهار رديف افرادي ديده مي شوند كه يك دست خود را به جلو دراز كرده اند و دست ديگر را در برابر صورت خود به عنوان احترام گرفته اند. در طرفين اين نقش افرادي در حال اهداي هدايا هستند

در نقش برجسته شماره پنج يك ايلامي در حال اجراي مراسم مذهبي است. اين نقش از نظر طرز قرار گرفتن دستها و فاصله پاها همانند نقش شماره دو كول فرح است. جلوي فرد ايلامي يك آتشدان قرار دارد. در برابر اين فرد حيوانات قرباني شده به صورت وارونه حجاري شده اند .در اين تصاوير شخص كاهن ديده نميشود و شايد در اثر زمان نقش او از بين رفته باشد نقش برجسته شماره شش نيز به حمل مجسمه مربوط است و همانند نقش شماره سه است به اين ترتيب كه چهار نفر مجسمه يكي از خدايان را بر دوش دارند. اين چهار نفر كلاه بر سر دارند در حال بلند كردن مجسمه هستند.

شهر: 
دسته بندی: 

افزودن یک دیدگاه تازه