سفرنوشت ۱ / سفر به کویر در مسیر جاده تاریخی

مجتبی گهستونی: من دعوت شدم تا به یک سفر بروم. آرش نورآقایی که معرف بسیاری هست. او راهنمای تور است و مدرس گردشگری. کسی که برای توسعه گردشگری ایران زحمات فراوان کشیده است. او از مبتکران و برگزار کنندگان اصلی بسیاری رویدادهای گردشگری است که تقریبا همه آنها به همت خود او و بسیاری از دوستانش به نحو مطلوبی برگزار می شود.
وحید نظری دیگر راهنمای تور است که با شیرین کاری هایش نگذاشت که بد بگذرد. اما آرش صادق زاده راهنمای تور و یکی از فعالان عرصه کامپیوتر و اینترنت دیگر پدیده این سفر بود که گاهی رگ آبادانی اش می گرفت و غیرتی می شد. در کنار هر سه آنها تجربه قشنگی بود.

پس ما چهار نفر بودیم که یک سفر چهار روزه را از ۱۲ خرداد آغاز کردیم و شانزدهم همان ماه به پایان رساندیم. سفر با خودرو ال ۹۰ آرش صادق زاده انجام شد. در طول سفر علاوه بر آرش صادق زاده، وحید نظری و آرش نورآقایی هم رانندگی می کردند.

سفر از ساعت ۸ صبح از منزل آرش نورآقایی در تهران آغاز شد. با پشت سر گذاشتن شرق تهران در جاده خاوران ادامه یافت. خوب می دانستیم که باید سفر فشره ای را در یک مسیر تاریخی تجربه کنیم. با این که هر چهار نفرمان به بخش هایی از این خطه کشورمان سفر کرده بودیم اما همه چیز برایمان تازگی داشت.

استپانوس مقدس

در مسیر دامغان که قرار گرفتیم آرش صادق زاده رانندگی می کرد، آرش نورآقایی کتاب ره آورد ستوده را می خواند و از حاجی آباد و خاتون آباد می گفت که در این هنگام وحید نظری در خاوران، کلیسای "استپانوس مقدس" که در قبرستان ارامنه قرار دارد و در سال ۱۹۷۴ میلادی بنا گردیده است را نشان مان داد.

در کیلومتر ۱۵ به سمت گرمسار در کوههای مسیر پیش رویمان شیارهایی دیدیم که به آنها "بت لند" یا "هزار دره" می گویند.

ساعت ۱۱:۴۰ دقیقه گرمسار را در استان سمنان پشت سر گذاشتیم. پانزده کیلومتر آن طرفتر از شهر آرادان رد شدیم. تابلویی داشت که ورود تو را به شهر محمود احمدی نژاد خیرمقدم می گفت.

ده نمک در مسیر راه تاریخی

در کیلومتر ۱۵۰ تهران نخستین توقف ما روستای تاریخی "ده نمک" یکی از روستاهای شهرستان آرادان بود که در ۷۵ کیلومتری شهرستان سمنان قرار دارد. با توجه به اینکه ده نمک دارای قلعه، آب انبار، یخچال، کاروان سرا و... است می گویند بیش از یک هزار سال قدمت تاریخی دارد که به دلیل قرار گرفتن در مسیر راه تاریخی ری به خراسان (تهران-مشهد امروزی) اغلب جغرافی دانان و سیاحان داخلی و خارجی در آن اقامت داشته اند.

از وقایع مهم تاریخی ده نمک، جنگ ارسلان سلجوقی است با امیر حاکم ری و درگیری سهراب خان برادر سلیمان خان زرین کمر و تعدادی از افراد ایل اصانلو به طرفداری از باقر خان با قوای ارشد الدوله و قوای حامی محمد علی شاه در سال ۱۳۲۹ هجری قمری.

لاسجرد

در کیلومتر ۱۹۰ در سمت چپ جاده کاروانسرای لاسجرد را دیدیم. در زمان شاه عباس صفوی در هر ۶ فرسنگ (۳۶کیلومتر) محلی برای اسکان و استراحتگاه مسافرین در نظر گرفته و در سراسر کشور ایران ساخته شد.


کاروانسرای لاسجرد مکانی است که در سال ۱۳۶۲ لوکیشن فیلمی به نام تفنگدار بود که جمشید مشایخی در آن بازی می کرد. همچنین مدتی هم در زمان جنگ از این کاروانسرا به عنوان زندان برای اسرای عراقی مورد استفاده قرار می گرفت.

با توجه به اینکه سفر ما در آستانه یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در حال برگزاری بود رد شدن ما از شهر سرخه که زادگاه سید حسن روحانی بود نظر مرا جلب کرد. در ساعت ۱۳:۲۵ در ۲۲۰ کیلومتری تهران هستیم و شهر سمنان را رد کردیم.

سنگسر

با گذر از شهر درجزین اندکی آن سوتر به شهر زیبا و کوهستانی مهدی شهر در ساعت ۱۳:۳۵ رسیدیم. شهری که مردم آن به گویش سنگسری حرف می زنند. اینجا پیش تر سنگسر نام داشته است. به قول آرتور کریستن محقق دانمارکی، استان سمنان جزیره لهجه ها است و خوش نشین ترین جزیره سنگسر است.

با این حال من اعتقاد دارم خوزستان هم می تواند یکی از جزایر لهجه ها باشد چرا که شما لهجه هایی مثل بختیاری، بندری، شوشتری، درفولی، بههبانی را به وفور می توانید بشنوید. زبان عربی هم که در بخشی از استان وجود دارد.

به هتل سنگسر می رویم.هتلی در دامنه ییلاقی شهر. اینجا قبلا خانه هژبر یزدانی بوده که در سال ۱۳۵۲ توسط او ساخته شد.نهار را در این هتل می خوریم. هر ۴ نفر یک غذای متفاوت می گیریم تا در نهایت طعم غذاهایش را بچشیم. آنچه که در کنار غذای هتل نطرمان را جلب می کند رب انار اختصاصی آنها است.

سردار اسماعیل خان، مجید درخشانی، عباس معروفی، سید حمید روحانی، احمد نادعلیان برخی از چهره های شاخص این شهر محسوب می شوند.

ساعت ۳:۱۵ از شهر خوش آب و هوای سنگسر خارج شدیم. پنج دقیقه بعد هم شهمیرزاد را رد کردیم. از جاده ای که به سمت چشمه علی دامغان می رود تابلو رضا آباد را می بینیم که قلعه ای دارد. آن را به تماشا می نشینیم. تک قلعه ای که آثاری از زندگی در آن دیده می شود.

چشمه علی

در فاصله بین این قلعه تا چشمه علی دامغان خوابم می گیرد. ساعت ۵ عصر خود را در محوطه چشمه علی می بینم. این چشمه در ۳۰ کیلومتری دامغان واقع شده است. تعدادی از گردشگران در اطراف چادر زده اند. خربزه ای را بر می داریم تا در کنار آب زلال و خنک چشمه علی میل کنیم. در این مکان استخری بزرگ که آب آن از چشمه ای در همین محل تامین می شود شکل گرفته که در درون آن دو بنا رو در روی هم با فاصله قرار گرفته اند.


می گویند اسم اصلی این چشمه علی بولاغ است که در شمال غربی دامغان و در مسیر راه دامغان ـ کیاسر ـ ساری و به فاصله ۳۲ کیلومتری از دامغان قرار گرفته است. در اطراف آن باغات و کوه های زیبا و سرسبزی وجود دارد که از آب چشمه علی آبیاری می شوند.

در قسمت جنوبی مجموعه چشمه علی ساختمانی قرار دارد که توسط آغا محمدخان قاجار ساخته شده است. درسمت شمالی و در داخل دریاچه به فاصله قریب پانصد متر از تپه های آبده، ساختمانی است دو طبقه و دارای ایوان محصور در آب که توسط فتحعلی شاه قاجار ساخته شده است. طبقه فوقانی و تحتانی از دو طرف باز است و هر کس در آن بنشیند دو طرف دریاچه را می تواند مشاهده نماید. در تاریخ آمده است چون فتحعلی شاه قاجار در مولود خانه دامغان دیده به جهان گشود پس از رسیدن به سلطنت، علاقه زیادی به محل تولد خود پیدا کرد و چند دفعه به دامغان سفر نمود. وی در سفری که برای جلوگیری از پیشرفت نادر میرزا پسر شاهرخ نادری در مشهد، به طرف خراسان می رفت در چشمه علی توقف نموده و دستور ساخت عمارتی را بدون فوت وقت داد. در مراجعت با مشاهده عمارت چشمه علی، شعف و شادمانی وی را فرا می گیرد و شعرای وقت نیز فرصت را غنیمت شمرده و اشعار بسیار زیبایی را می سرایند و حکاکان آنها را بر سنگ حک کرده و در عمارت نصب می کنند.البته ما در این بازدید خود به دلیل گچ کردن دیواره ها شعری مشاهده نکردیم.

چشمه علی علاوه بر مناظر و طبیعت زیبایش ، منبع تامین کننده آب شهرستان دامغان محسوب می شود و مهمتر آنکه آن را به حضرت علی (ع) نسبت داده اند و قطعه سنگی که روی آن منقوش است مورد توجه بازدیدکنندگان بوده است البته در حال حاضر اثری از آن سنگ نیست. این چشمه در سال ۱۲۱۷ هجری قمری وقف امام زمان (عج) شده است. در هر صورت چشمه علی علاوه بر مکانی توریستی محلی مذهبی و مورد احترام مردم می باشد.
نیم ساعت بعد چشمه را که به قول آرش تمیز تر شده بود و البته تعداد زیادی از درخت های صنوبرش را قطع کرده اند ترک می کنیم.

عبور از نگار

۱۰ کیلومتر آن طرفتر بعد از چشمه علی به سمت دامغان در سمت چپ قلعه ای بر نوک کوه نظرمان را جلب می کند که بعدها از نگهبان مسجدتاری خانه به نام سید شعبان عمادی دامغان شنیدم که این قلعه، نگار نام دارد و در مجاورتش قلعه ای به نام منظرکوه قابل دیدن است.

تاریخانه

در دامغان از مسجد قرن دوم هجری به نام تاریخانه بازدید کردیم. خوشبختانه در آن باز بود. در اینجا با یک از راهنماهای گردشگری به نام شکری زاده دامغان مواجه می شویم. او آرش را از نزدیک می شناخت و با من از طریق گزارش ها و خبرهایم آشنا بود.

در ورودی مسجد تاریخانه درختچه ای به نام کنگر دیدیم که خار نداشت. آنچه که در بیزرون مسجد باز نظرمان را جلب کرد رنگ قهوه ای آب جوی بود که با فشار در حرکت بود. عمادی به سیلابی اشاره کرد که به دلیل بارندگی ایججاد شده است.مسجد تاریخانه دامغان جزو اولین مساجد ایران است که ترکیبی از دو کلمه ترکی (تاری؛ خدا) و خانه فارسی است.

صحن مرکزی این مسجد، سنگ فرش یا آجرفرش نشده و تنها با ماده ای آهکی یا گچی پوشیده و کوبیده شده است. این صحن با هیچ پله ای از صفه های طاقدار جانبی متمایز نمی شود و این از ویژگی ها و سادگی این مسجد است که در جنوب شرقی دامغان واقع شده و یکی از کهن ترین و بهترین نمونه های مساجد اولیه در ایران است.

مسجد تاریخانه دامغان یک حیاط مربع است که در سمت قبله، یک تالار ستوندار و در قسمت دیگر آن یک ردیف رواق ساخته شده است.تالار ستوندار دارای هفت ناو طولی در جهت قبله و سه ناو عرضی است.

پوشش مسجد با طاق های گهواره ای بر روی قوس ها و ستون های مستحکم صورت گرفته است.ستون های این مسجد، مدور به قطر ۱۶۰ سانتیمتر و محیط چهار متر است و ارتفاعش از سطح زمین تا محلی که طاق بر آن متکی است، ۲۸۴ سانتیمتر و تا پشت بام شش متر تمام است. آجرهای مربع این مسجد به پیروی از آجرچینی دوره اشکانی و ساسانی، افقی و عمودس روی هم چیده شده اند.

پیر علمدار

پس از بازدید از این مسجد به اتفاق آقای عمادی و شکری زاده که شش مسافر داشت به پیر علمدار دامغان رفتیم. عمادی همزمان نگهبان دو اثر بود. خوش برخورد و مودب. این پیر در نزدیکی مسجد جامع و مدرسه علمیه حاج فتحعلی بیگ واقع شده که آرامگاه محمد بن ابراهیم پدر ابو حرب بختیار ملقب به پیر علمدار، حاکم ایالت قومس است.

در پیر علمدار کتیبه‌ای زیبا به خط کوفی و به صورت دایره ای نیز وجود دارد. این آرامگاه در سال ۴۱۷ قمری ساخته شده و ارتفاع گنبد آن ۱۳ متر، قطر داخلی آن چهار و نیم متر است. همچنین این بنا در فضای داخل و خارج، طرحی دایره شکل به قطرهای داخلی و خارجی ۴/۷۰ و ۶/۴۰ متر دارد. درگاه ورودی آن، در جنوب غربی رو به سوی مسجد و صحن است.

پوستهٔ خارجی آن با پوشش آجری، پس از گذشت بیش از ۱۰ قرن همچنان آراسته و بدون تخریب برجامانده است.

بدنهٔ استوانه‌ای برج این آرامگاه به دو بخش متفاوت تقسیم شده است. قسمت پایین که حدود نیمی از ارتفاع کلی برج را دربرمی‌گیرد. آجرکاری ظریف و ساده بدون بندکشی بین آجرها دارد. در این بخش فقط دروازه ورودی بنا جای گرفته که با تزئینات خود یکنواختی سطح برج را تغییر می‌دهد.

ورودی آرامگاه یک قاب مستطیل شکل ۲/۷۰ ×۱/۳۰ متری است که سردر و ستون‌هایی پیل پا مانند آن را با قوسی زیبا و شکسته دربرگرفته‌اند.آجرکاری تزئینی حاشیهٔ این مستطیل، روی بدنهٔ برج و به عرضی معادل دو آجر با بقیهٔ تزئینات متفاوت است و در فاصله بین آجرها، شکاف مستطیل شکلی وجود دارد.

روی نوار حاشیهٔ قوس سردر کتیبه‌هایی تزئینی قرار دارند که روی آنها بقایای نوشته‌هایی با گچبری زیبا قابل تشخیص هستند. بخش بالای برج شامل ۷ نوار با تزئینات زیبای آجر تراش و یک کتیبهٔ تسمه‌ای است که دورتا دور پیکرهٔ برج را فراگرفته‌اند.

طرح‌های تزئینی نوارهای هفت گانه در چهار اندازه مختلف‌اند. این نگاره‌ها، به دو روش هندسی و دوردار با ظرافت و دقت کار شده‌اند.نمای خارجی آرامگاه با گنبد مدور آجری کم‌خیز آن از نمونه‌های ارزشمند معماری آغاز قرن پنجم هجری قمری ایران به شمار می‌رود.

در شبستان سپهسالار

۲۰۰ متر آن سوتر در یک گذر قدیمی مسجد سپهسالار دامغان قرار دارد. در روبروی آن حوزه علمیه ای قدیمی واقع است. به محض ورود به حیاط مسجد، خادم درِ شبستان را باز می کند. شبستان خنک بود و فرش شده. چون طالق های شبستان ظربی هستند ستون ها به صورت ضربدری انعکاس صدا دارند.

مسجد دامغان را میرزا محمد خان سپهسالار دامغانی بنا کرده است.دالان ورودی به صحن منتهی می شود. طول صحن مسجد ۳۸ و عرض آن ۳۶ متر است.در ضلع جنوبی صحن مسجد سه ایوان می باشد که ایوان وسط آن مرتفع تر و عریض تر از ایوان های طرفین است و محراب در همین ایوان واقع است. دهانه این ایوان هفت متر و درازای زیر سقف ۱۶ متر است. همچنین این مسجد دو شبستان دارد که یکی در ضلع غربی و دیگری در ضلع شرقی قرار گرفته است.

در کنار ۴۰ دختر

با جدا شدن از آن دوستان ما ۴ دوست به برج ۴۰ دختر در حیاط امام زادگان جعفر و محمد رفتیم که در غرب شهر دامغان قرار گرفته است. برج ۴۰ دختر شبیه برج پیرعلمدار اما زیباتر از آن است.

ارتفاع برج تقریبا ۱۵ متر و محیط خارجی آن ۲۳ متر و قطر داخلی آن ۵/۵ متر است. این برج که تقریبا به سبک برج طغرل ری و میل رادکان بنا شده در سال ۴۴۶ هجری (۱۰۵۴میلادی) به امر ابو شجاع ساخته شده است.

بر دوره این برج کتیبه ای است به خط کوفی که خواندن آن بسیار مشکل می باشد و فقط امر ببنا هذا القبه الامیر الجلیل ابوشجاع و در آخر (ثلثمائه) از آن خوانده می شود.این برج که درِ ورودی آن قفل بود از بناهای قرن چهارم هجری است و به علت استحکام بنا خوب دوام آورده است.

در وسط برج، قبر ساده ای است که صاحب آن معلوم نیست. می گویند اسم چهل دختر یا چهل دختران مربوط به دوره های قبل از اسلام می باشد و بعید به نظر نمی رسد که ساختمان چهل دختر دامغان نیز مانند ساختمان چهل دختر سمنان از خشت خام بوده باشد.

شواهد حاکی از آن است که شهرداری در حال تعریض خیابان است که این موضوع باعث تعرض به عرصه و حریم این بناهای تاریخی دارد.

در کنار امام زادگان به تلفن خانه ای مواجه می شویم که امروزه به دلیل گسترش موبایل و تلفن های خانگی، کمتر اثری از آنها در کشور وجود دارد. وارد تلفن خانه می شویم. تنها یک نفر در کابین تلفن خانه در حال صحبت است که البته صدایش را هم نمی شنویم. این تلفنخانه که کوثر نام دارد متعلق است به مهدی صادقیان که وقتی می شنود اهوازی هستم از خاطرات حضورش در خوزستان و زمان جنگ می گوید.

در خانه آشوری

ساعت ۱۹:۴۰ دامغان را ترک کردیم و ساعت ۸:۲۰ به شاهرود رسیدیم. شب قرار است در خانه آشوری که همگی با صنعت گردشگری آشنا و درگیر هستند اقامت کنیم.در خیابان با آشوری و همسرش که اهوازی است دیدار می کنیم. ما را به سمت منزل خود راهنمایی می کنند. پدر خانواده که خود از بهترین فعالان گردشگری استان سمنان است موفق به دیدار نمی شویم او در حال برگزاری تور در استان دیگری است.

به محض ورود به اتاقی که درِ آن به سمت حیاط باز می شود با تابلویی مواجه می شویم که اثر خواهر آشوری است. با حضور خالق اثر بحث های ما درباره چگونگی اثر گل می گیرد.

در ادامه لطف و محبت و پذیرایی خانواده شامل حال ما می شود تا اقامت خوبی را پشت سر بگذارنیم.

و این چنین بود که روز نخست سفر به پایان رسید.

p

دسته بندی: 

دیدگاه‌ها

افزودن یک دیدگاه تازه