قلعه شاداب شهیون؛ قلعه ای بی ره

مجتبی گهستونی: چند روز پیش با همراهی دوستانی که از تهران آمده بودند تا خوزستان را از نظر ویژگی های گردشگری و میراثی مورد توجه قرار بدهند راهی سفر چهار روزه ای در سطح خوزستان شدیم. یکی از مناطقی که من به آنها پیشنهاد دادم تا به آن سفر کنند روستای پامنار منطقه شهیون در شمال دزفول است که نزدیک به چهل خانوار و بیش از ۲۵۰ نفر خانوار دارد. منطقه شکار ممنوع قلعه شاداب با مساحت حدود ۵۰۰۰ هکتار در ۴۰ کیلومتری شمال شهرستان دزفول واقع است که در بخش شهیون با ارتفاع ۷۰۰ الی ۸۰۰ متر از سطح دریا از ضلع غربی مشرف به دریاچه سد دز و از شمال به روستاهای اسلام آباد، پامنار و از جنوب به رودخانه دز و از شرق به روستاهای بیشه بزان و بازارگه منتهی می گردد.

جدا از ویژگی های خود روستا و مجاورت آن با دریاچه سد دز، به بازدید از قلعه (دژ) شاداب پرداختیم که تا اوایل دهه ۶۰ خورشیدی همچنان ساکنانی در منزل گاههای خود داشت. تاریخچه این قلعه تاریخی را به دوران ساسانی نسبت می دهند. اما عده ای دیگر معتقدند که در دوران حکومت ایلامیان از این دژ به نحو مفیدی استفاده می شده است چرا که انسان مکانی امن را در کنار رودخانه برای سکونت انتخاب می کرده است.

وسعت کوهی که این قلعه بر آن قرار گرفته و همچنین جای مناسب آن که اشراف کامل به منطقه دارد و قرار گیری اش در کنار رودخانه دز (به نظر راویلنسون این رود کوپراتس نام دارد) و وجود زمین های حاصلخیز دیگر دلایل قانع کننده اهمیت این قلعه است. ما در پی آن بودیم تا برای دست یافتن جواب پرسش های خود در این منطقه پی جویی کنیم که آیا این دژ با آوان در پایین دست دز، سیماش در شمال آن، آنزان در شرق خود ارتباطی داشته است.

در این ماجرا صنعلی شهی زاده یکی از ساکنان روستای گردشگری "پامنار" میزبان و همراه ما بود. صنعلی شهی زاده متولد ۱۳۲۰ در جایی به دنیا آمد که امروز زیر دریاچه سد دز است و اسم منطقه "شها" و اسم روستا پامنار بود که البته الان پامنار در بالا دست سد ایجاد شده است که در آنجا ساکن می باشم. شهی زاده در طول مسیر با عبور از هر مکانی که برای او خاطره های بسیار به همراه دارد می گوید: "زمانی که جایگاه ما را هنوز آب نگرفته بود تقریبا سن من کم بود. ساخت سد که در سال ۱۳۳۵ شروع شد در سال ۴۱ بهره برداری رسید. ما آن موقع گوسفند داشتیم. بردارم در سد سرپرست (فورمند) کارگاهی بود و تعدادی هم زیر دست داشت."

او در ادامه به کوچ اجباری خود از روستای قدیمی شان که به زیر آب رفت اشاره می کند و می گوید: "دقیقا در سال ۱۳۴۱ به پامنار فعلی آمدیم. سال ۱۳۴۴ هم ازدواج کردم. آن موقع با برادرم گوسفند مشارکتی داشتیم. چند سالی در هفت تپه و کاغذ پارس نقاش ساختمان بودم و سه مانده به انقلاب از آنجا بیرون آمدم و کارهای متفرقه انجام می دادم."

شهی زاده می گوید که از سال ۱۳۲۸ زمستان ها بنوارمان (نشیمنگاه) قلعه شاداب بود که "کلاوه" نام داشت. که بخش استقرارگاه برای خود تعیین حدود داشت که بابا بزرگمان آن را از فردی ایلخان خریداری کرد.
او به یاد دارد که تا سال ۱۳۶۰ افرادی از جمله برادر خودش در قلعه شاداب زندگی می کردند. شهی زاده یادآور می شود که در قلعه شاداب ۷ طایفه مثل شهایی، کایدگپ، کاید خورده، نرکی، پاپی، تختایی و چمایی با هم زندگی می کردند که سالکنان این منطقه هفت لنگ هستند.

این مرد ساکن پامنار که خود و خانواده اش از فعالان عرصه گردشگری و صنایع دستی هستند از کپوبافان و حصیربافان چیره دست منطقه محسوب می شود که او این هنر را از زنان که صنایع دستی می بافتند یاد گرفته است.
او برای بازدید از قلعه شاداب ما را از مسیری دست ساز در دل کوه که نشان از عظمت کوه بود ما را عبور داد. برای ورود به درون قلعه حتما باید کلید به همراه داشته باشی. قلعه شاداب از یک ورودی بیشتر برخوردار نیست که درِ آن قفل است و فقط برای ساکنان باز می شود. با عبور از دروازه قلعه و طی کردن مسیری دالانی به سطح کوه رسیدیم. اولین جایی که نظرمان را جلب کرد دره ها و کوه ها و مزارعی بود که در پائین کوه شاداب دیه می شد. کنارستانی را دیدیم که به آن "چاکه کنارستان" می گویند.

در بازدیدمان از قلعه شاداب اشکفت هایی را دیدیم که هر کدام به یک خانواده تعلق داشت. مثل اشکفت نثارمحل که هم نگهداری آذوقه در آن صورت می گرفت و هم محل دیده بانی بود. هرچه در قلعه تاریخی طبیعی شاداب پیش می رفتیم و از آن بالا کوهها و دره های بسیار در زیر پایمان بود با اشکفت های دیگری هم مثل کلاوه، برگه مو، اسفندیاری، چویل سون (متعلق به طایفه تختایی و چمایی)، برگ چوک ( نرکی ها)، برگ فردی (کاید گپ)، گرمحل (پاپی و کاید خورده) و... مواجه شدیم.

در اشکفت "آسیابادی" با پنجره ای مواجه شدیم که از آن طریق باد بسیار خنکی به داخل اشکفت می زید. من و همراهانم که گرممان شده بود در مقابل این پنجره ایستادیم تا خنکای هوا شادابمان کند که در اینباره صنعلی شهی زاده از این محفظه به عنوان "آسیابادی" نام می برند و اظهار داشت: "در این اشکفت دهلیزی را در آوردند که آسیابی چوبی کار می کرد. شدت باد پره های آسیاب را به حرکت در می آورد و غلات را آرد می کرد به همین دلیل اینجا را آسیا بادی می گفتند."

از شهی زاده درباره اشتغال و درآمد مردم ساکن در قلعه و ارتباط آنها با سایر روستاها و شهرها پرسیدم که گفت: "مردم در مواقع ضروری رفت و آمد داشتند و از اینجا سدر (ختمی)، بادام کوهی، زغال به دزفول می بردند و می فروختند."

در طول مسیر و بازدید از بخش های مختلف قلعه با دیواره ای آجری مواجه شدم که در اولین بازدیدم در سال ۱۳۸۹ ابوطالب شهی زاده فرزند صنعلی شهی زاده از این مکان به عنوان آب انبار نام برد که در اینباره صنعلی شهی زاده بیان کرد: "همان طور که خودتان می بینید از دل کوه آب خارج می شود که ساکنان قدیمی این قلعه با ساخت دیواره تشکیل آب انبار داده بودند که هم چنان آثارش موجود است."

از ایشان درباره سایر منابع آبی قلعه شاداب پرسیدم و او گفت: "چشمه های متعددی در این محل وجود داشته و دارد که یکی از این چشمه ها آقا میرزا نام دارد. چشمه های دیگر هم هان دیفه، برگ مو، سه کار، کول دیفه، تم گاوها و...نم دارند."

از صنعلی شهی زاده خواستم که داستان چشمه چشمونی که یه داستان عاشقانه دارد را برایم تعریف کند که در این باره گفت: "یک روحانی داشتیم به نام ملا اسد الله که قبل از تولد من فوت کرد. می گفت هر کسی از این چشمه آب بخورد عاشق می شود. به همین دلیل به آن چشمه، چشمونی می گفتند. مردم روایت کرده اند که این روحانی از کنار این چشمه نوری را در آسمان دیده است."

البته این قلعه داستان های دیگری هم دارد که از جمله آن می توان به افسانه سروگل، فلک ناز، خورشید آفرید، اغتشان شاه اشاره کرد که شهی زاده درباره اینها گفت: "من هم از زبان پدران و مادران خود اسم اینها را شنیده بودم که می گفتند اینجا محل حکومت سرو گل، فلک ناز، خورشید آفرید، اغتشان شاه بوده است که احتمالا تاریخ آنها به پیش از اسلام برمی گردد."

مردم ساکن در این قلعه تاریخی و طبیعی از زندگی ساده ای برخوردار بوده و خود تولید کننده و در نهایت مصرف کننده بودند و مابقی محصول مازادشان را می فروختند تا امرار معاشی هم داشته باشند. آنان در مقابل سختی ها و ناملایمات طبیعی مقاوم بودند و در نهایت برای در مواقع ضروری داروهایی از گیاهان محلی تهیه کرده و برای مرهم درد خود استفاده می کردند. صنعلی شهی زاده در این باره به مشاهدات خود اشاره می کند و می گوید: "زمان های قبل یک نفر که چمشش درد می کرد از درختی به نام "زرو" شیره ای استخراج می کردند که خشکش کرده و می ساییدند و قندی هم در آن حل می شد و به چشم بیمار می زدند و خوب می شد. یا اینکه خودم از کوه به پایین افتاده بودم و چند ساعت در بیهوشی بودم "تی" و "پنبه" را با هم می سوختند و با روغن حیوانی قاطعی کردند و مرهم درست می کردند و به سرم مالندند که بعد از مدتی خوب شد."

البته یادم نمی رود که خود در سفر قبلی ام به پامنار هنگامی که پایم پیچ خورد همسر صنعلی شهی زاده مرهمی از روغن حیوانی و خرما گرم آماده شده کرد و بر روی پای ورم شده بستند که فردای آن روز در به کلی برطرف شد. صنعلی شهی زاده در این باره یادآور شد: "اگر پایی هم زخم نبود می توان نمک و آرد هم قاطی کرده و به پای فرد بمالیم تا ورم را بخواباند."

البته شهی زاده به خاطره دیگری از مداوای فردی که صدایش قطع شده بود اشاره کرد و گفت: "طبیب گفت خروسی برایم بیاورید. سر خروس را در دهن آن مرد گذاشتند و طبیب دو بار به پشت خروس زد و خروس جیغ زد. بعد صدای فرد بالا آمد. طبیب گفت به همین دلیل این فرد خروسک گرفته است."

تماشای قلعه شاداب پامنار بخش شهیون دزفول فرصتی استثنایی است که گردشگران نباید آن را از دست بدهند چون این قلعه در سال های اخیر، به منظور حفاظت بیشتر و احیای گونه های جانوری، منطقه شکار ممنوع اعلام شده است.

رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان دزفول گفت: قلعه شاداب از آثار ارزشمند تاریخی و طبیعی بخش شهیون دزفول محسوب می شود و تمام تلاش ما حفاظت از آن است.

فرهاد قلی نژاد، هدف از اعمال ممنوعیت شکار و صید در منطقه قلعه شاداب را ارتقای توان احیاء جمعیت حیات وحش و افزایش تعداد گونه ها و جلوگیری از انقراض در زیستگاه ارزشمند یاد شده عنوان کرد و افزود: این منطقه بدلیل داشتن شرایط زیستگاهی مطلوب نظیر آب فراوان، غذا، پناه جانور، وسعت و دست نخوردگی طبیعت و وجود گونه های مختلف پرندگان و پستانداران بویژه پازن (بز کوهی) تحت حفاظت قرار گرفته است.

رئیس اداره حفاظت محیط زیست دزفول با اشاره به ساخت و نصب تابلوهای هشدار دهنده و معرفی منطقه، کنترل درب ورودی قلعه شاداب و جمع آوری سیم های حفاظ مسیر این شکارگاه گفت: ساخت پاسگاه محیط بانی قلعه شاداب از دیگر اقدامات انجام شده توسط اداره حفاظت محیط زیست دزفول در منطقه است.

وی اولویت کاری اداره حفاظت محیط زیست دزفول در سال ۹۲ را ارتقای سطح منطقه قلعه شاداب از شکار ممنوع به منطقه حفاظت شده عنوان کرد و اظهار داشت: منطقه شکار ممنوع قلعه شاداب علاوه بر غنای زیستی بدلیل وجود دریاچه سد دز و روستاهای گردشگری پامنار و پاقلعه یکی از جاذبه های مهم گردشگری استان خوزستان می باشد.

گونه شاخص منطقه کل و بز است که از جمعیت خوبی دارد و سایر گونه هایی که در منطقه زیست می کنند پلنگ، گرگ، کفتار، روباه، شغال، گربه وحشی، خرگوش، خرچنگ، شنگ (سگ آبی)، خارپشت، انواع خفاش می باشد. شاخص پرندگان منطقه که بیشترین جمعیت در منطقه را دارد کبک و تیهو است پس از آن می توان به کبوتر چاهی، کمرکولی، بلدرچین، سهره طلایی اشاره کرد.

عمده پوشش گیاهی منطقه به صورت مرتعی است ولی تک درختان و درختچه های بادام کوهی، کنار، رملیک، جاز (بنگله)، انجیر و گز و پده در منطقه دیده می شود. کوه قلعه شاداب دزفول یکی از کوه های زاگرس میانی خوزستان است که از زیستگاهی مطلوب برخوردار می باشد.

شهر: 
دسته بندی: 

دیدگاه‌ها

سلام من امسال تصمیم دارم به دزفول سفر کنم و یکی از مناطقی که خواهان دیدار آن هستم این قلعه است. شما درون گزارشتون اشاره به بسته بودن درب کردید ما باید با چه کسی برای باز کردن درب بکنیم تا بتوانیم داخل قلعه را بازدید کنیم؟ و آیا خودمان بدون راهنما میتوانیم به قلعه برسیم؟

افزودن یک دیدگاه تازه