همه مقصران تخریب سرای عجم/ آیا سرانجام تلخ «سرای عجم» مایه عبرت می شود

 از «سرای عجم» جز نام چیزی نماند. چند روز قبل از نوروز ۹۳، مالک این عمارت تاریخی، شبانه با کلنگ به جانش افتاد و ویرانه‌ای به جا گذاشت. حالا اما از تل خاک و خشت و چوب هم اثری نیست. یک محوطه خالی، محصور در بین مغازه‌های «بازار عبدالحمید»، و یک در بسته آهنی تنها بقایای عمارتی است که روزگاری کسب و کار در اهواز را روایت می‌کرد.

به گزارش خبرگزاری میراث‌فرهنگی «سرای عجم» که به نام مالک سابقش «حاج حسن عجم» در سال 82 ثبت ملی شده بود، در مرکز شهر اهواز و در منطقه بازار عبدالحمید قرار دارد که بخشی از بافت تاریخی است. این ساختمان یک طبقه دارای یک حیاط مرکزی با حجره‌های متعدد در اطراف حیاط، دالان سرپوشیده، طاق‌ها و قوس‌های هلالی استوار بر ستون‌ها و پایه‌های مدور سنگی بود که تلفیقی از معماری سنتی و معماری مستعمراتی به شمار می‌رود و به معماری عصر استیلای انگلیسی‌ها تعلق دارد که در دخل و تصرف های بعدی تغییراتی در آن به وجود آمده. سرای عجم حکم کاروانسرا و بازار را داشته و تا یک دهه پیش هم به عنوان مرکز تجاری در مرکز شهر اهواز مورد استفاده قرار می گرفت.

اما این عمارت تاریخی که در تملک مالک خصوصی است در پی شکایت مالک (به این بهانه که در زمان ثبت رضایت مالک جلب نشده) و با حکم دیوان عدالت اداری، در سال 87 از فهرست آثار ملی خارج شد. پیگیری و نامه و اعتراض و راه اندازی کمپین دوستداران میراث فرهنگی، نه توانست حمایت مسئولان را برای حفاظت از بنا جلب کند و نه مانع تخریب آن شود. عاقبت «مهدیان» مالک عمارت، در آخرین روزهای سال 92 با ادعای داشتن مجوز از دادستان اهواز این اثر تاریخی را تخریب کرد.

قانون در مقابل میراث

فرهاد افشارنیا دادستان اهواز در این باره می‌گوید: دادستانی هیچگونه مجوز یا نامه ای مبنی بر تخریب برای مالک این عمارت صادر نکرده است. او توضیح می‌دهد: شهریور ماه 92 اداره کل میراث فرهنگی خوزستان طی گزارشی اعلام کرد که تعدادی سفال در سرای عجم پیدا شده که مربوط به یکی از دوره های تاریخی است و احتمال وجود لایه های فرهنگی در قسمت های تحت الارضی بنا مربوط به شهر باستانی «هرمز اردشیر» وجود دارد.

افشارنیا می افزاید: صرفنظر از اینکه وکیل مالک، این گزارش را صوری می دانست، به کلانتری 13 اهواز دستور دادیم که از عملیات ساختمانی در ملک خودداری و مراتب به مالک ابلاغ شود. متعاقب آن اسناد میراث فرهنگی درباره اشیای کشف شده اخذ شود.

به‌گفته دادستان اهواز، یکم آبان ماه 92 در جواب نامه شهرداری منطقه یک اهواز که با توجه به صدور پروانه ساختمانی به مالک درخواست تعیین تکلیف کرده بود، جواب دادیم که عملیات اداری (و نه عمرانی) بر اساس ضوابط جاری شهرداری انجام، اما مفاد پروانه از سوی مالک خصوصی همچون تجدید بنا یا تخریب ملک تا حصول نتیجه نهایی به حالت تعلیق درآید. گزارش میراث فرهنگی نیز به شعبه ششم دادسرای عمومی و انقلاب اهواز ارجاع شد.

دادستان اهواز با اشاره به رای دیوان عدالت اداری در سال 87 مبنی بر خروج این اثر تاریخی از فهرست آثار ملی می گوید: دادسرای عمومی نهایتا به لحاظ عدم احراز وقوع جرم از ناحیه مالک در تاریخ 28 مهر ماه 92 قرار منع پیگرد مالک را صادر و پرونده را مختومه اعلام می کند. بنابراین مالک از لحاظ قانونی می تواند هر گونه دخل و تصرف در ملک داشته باشد. با توجه به اینکه بنا از فهرست آثار ملی خارج شده مالک جرمی مرتکب نشده است.

افشارنیا می گوید: در صورتی که اداره کل میراث فرهنگی خوزستان، رای دیوان را صحیح نمی داند، تنها کاری که می شود کرد این است که از طریق رئیس کل دیوان درخواست بازنگری رای ارائه و دستور موقتی نیز برای توقف عملیات ساختمانی اخذ شود.

همه مقصران تخریب

سعید محمدپور رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان اما معتقد است: از نظر سازمان میراث فرهنگی «سرای عجم» هنوز هم یک اثر تاریخی است. بلکه یک اثر تاریخی منحصر بفرد و شاخص و بسیار حائز اهمیت است. به همین دلیل پیگیری های حقوقی تخریب بنا هنوز ادامه دارد و شکایتی علیه مالک در دادگاه در جریان است. وی می افزاید: مدیرسابق میراث فرهنگی خوزستان اهمیت چندانی برای حفاظت از آثار تاریخی قائل نبود بنابراین معلوم است که در این دوره چه بلایی بر سر این بناها آمد. در زمان مدیر جدید نیز علیرغم تلاش های بسیار اداره میراث اما بسیار دیر شده بود. پیگیری های انجمن تاریانا برای خرید بنا توسط بخش خصوصی و یا شهرداری اهواز نیز نتیجه نداد. از سوی دیگر اقدامات انجام شده منسجم و با برنامه ریزی مدون نبود. اقدامات مالک نیز قانونی تلقی می شد. بنابراین تلاش ها نتیجه ای در بر نداشت و نهایتا بنا تخریب شد.

محمدپور تصریح می کند: به نظر می‌رسد، شهرداری اهواز با صدور مجوز تخریب در بافت تاریخی مرتکب تخلف شده است. شهرداری باید متناسب با قوانین کشور در زمینه بافت های تاریخی رفتار می کرد، در حالی که نسبت به وظایف خود بی توجهی کرده و با وجود ابلاغ محدوده بافت تاریخی اهواز هنوز حتی «شهرداری بافت» را تشکیل نداده است. شهرداری منطقه یک اهواز (که بیشتر بناهای تاریخی در این منطقه قرار دارد) ماهانه 70 مجوز پروانه ساخت صادر می کند که در هیچکدام ضوابط قوانین میراث فرهنگی و بافت های تاریخی را در نظر نمی گیرد.

وی تاکید می کند: زیرساخت های حقوقی برای حفاظت از بناهای تاریخی مشکل دارد وگرنه مالک نمی توانست این بنا را تخریب کند. به طور نمونه دیوان عدالت اداری اگر چه برای خود صلاحیت رسیدگی به پرونده های میراث فرهنگی را تعریف کرده اما در واقع این صلاحیت را ندارد و اعلام نظر درباره تاریخی بودن یک بنا، فقط در صلاحیت سازمان میراث فرهنگی است. این یک بحث حقوقی است و ما نسبت به آن اعتراض داریم. میراث فرهنگی جزو مصالح عمومی، اقتدار حاکمیتی و منافع ملی است اما دیوان عدالت اداری به هیچکدام از این موارد توجهی نشان نداده است.

این دوستدار میراث فرهنگی با انتقاد از قوانین موجود می گوید: در مالزی مجازات قطع یک درخت، 80 سال حبس است اما در کشور ما تخریب یک اثر تاریخی هیچگونه تبعاتی در پی ندارد. بر همین اساس قوانین میراث کشور مستلزم بازخوانی و انطباق با شرایط روز است تا بتوان بناهای در معرض خطر تخریب را حفظ کرد.

یادبودی برای میراث خوزستان

رئیس انجمن تاریانا خوزستان همچنین هشدار می دهد: عمارت های تاریخی متعددی در اهواز همچون سرای دادرس، هتل قو، سرای قزلباش، کاروانسرای شماسی و سرای معین التجار که در تملک بخش خصوصی هستند در خطر تخریب و تغییر کاربری قرار دارند که با قوانین موجود شانسی برای حفاظت ندارند.

محمدپور با اشاره به ابعاد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بناهای تاریخی، اظهار می کند: تخریب بناهای تاریخی مانند این است که ریشه هایمان را با دست خودمان قطع کنیم. نتیجه این امر استحاله جامعه و نابودی فرهنگ و تاریخ آن است که زمینه را برای تاریخ سازی توسط دیگران مهیا می کند. از نظر اقتصادی اکنون میراث فرهنگی در تمام دنیا محور توسعه فرهنگی، توریسم و اشتغال شده است. از دید اجتماعی این آثار می توانند عامل همبستگی ملی باشند. از جنبه سیاسی نیز کشور بدون آثار تاریخی امکان اثبات پیشنه تمدن و فرهنگ خود را نخواهد داشت. بنابراین از تمام جنبه ها تخریب میراث فرهنگی ضررهای جبران ناپذیری به جامعه وارد می کند و قابل تصور نیست. از آن گذشته نمی توانیم پاسخگوی آیندگان در مقابل نابودی این آثار باشیم.

وی اذعان می کند: متاسفانه کار عمارت تاریخی سرای عجم تمام شده است. زیرا دولت برای تملک بنا پولی ندارد. مگر اینکه سرمایه گذاری پیدا شود و آن را بازسازی کند که خیلی دور از ذهن و محال به نظر می رسد. او تاکید می کند: سرای عجم باید درس عبرتی شود برای اینکه دیگر چنین اتفاقاتی در خوزستان تکرار نشود. این واقعه باید زمینه رابرای جلوگیری از حوادث مشابه ایجاد کند. اکنون بناهای تاریخی دیگری در خوزستان در معرض خطر هستند و باید زمینه قانونی و مشارکت مالکان بخش خصوصی برای حفاظت از آنها مهیا شود.

محمدپور اضافه می کند: بزرگترین اشتباهی که تا کنون مرتکب شدیم این بود که با تخریب یک اثر تاریخی آن را به بوته فراموشی می سپردیم در نتیجه حادثه برای دیگر بناها هم تکرار می شد. تجربه نشان داده که بسیاری از پرونده های گذشته مسکوت و بی نتیجه مانده که تخریب «کاخ فیلیه» یکی از مهم ترین آنهاست. اما این بار نمی خواهیم سرای عجم را به فراموشی بسپاریم. سرنوشت این بنای تاریخی باید بهانه ای شود برای جلوگیری از تخریب دیگر بناهای تاریخی خوزستان.

بهانه ای برای نجات

درپی تخریب «سرای عجم» دوستداران میراث فرهنگی تجمع کردند. تعدادی از فرهنگدوستان برای دکتر روحانی رئیس جمهوری نامه نوشتند و معرفی و مجازات مقصران را خواستار شدند. به تازگی نیز انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا به در نامه ای به دکتر امین زاده معاون حقوقی رئیس جمهوری خواستار بازنگری در قوانین و مقررات ناظر برحفاظت از میراث فرهنگی شده اند. با این حال آیا می توان امیدوار بود که سرانجام تلخ «سرای عجم» مایه عبرت شود و زمان برای نجات «هتل قو»، «سرای دادرس»، «کوشک حمیدیه» و... دیر نشود؟

گزارش از نادره وائلی زاده

شهر: 
دسته بندی: 

افزودن یک دیدگاه تازه