پاسخی به سیاهه روزنامه فرهنگ جنوب و یادادشت نشانی‌های غلط میراثی

آقای امید حلالی میراث فرهنگی قیمت ندارد
پاسخی به سیاهه روزنامه فرهنگ جنوب و یادادشت نشانی‌های غلط میراثی

یادداشتی به قلم امید حلالی با عنوان نشانی های غلط میراثی در روزنامه فرهنگ جنوب منتشر شد که بسیاری از دوستداران میراث فرهنگی و خوانندگان مطبوعات با تماس های مکرر به این نوشته واکنش نشان داده و از قلم این شخص که خود را از نظریه پردازان در حوزه های مختلف می داند متعجب شدند.

چنین نوشته بی پایه و اساس و پُر از فرافکنی که خالی از هرگونه آگاهی از معیارها و ضوابط میراث فرهنگی است چنان شرمسارمان کرد که ابتدا تصمیم گرفتیم پاسخی به آن ندهیم اما به خاطر اینکه دیگران را از نشانی های غلط آگاه کنیم تصمیم به پاسخ گرفتیم. از سوی دیگر اصرار فراوان داریم که مباحث میراثی جزیی از دغدغه اهالی مطبوعات و دیگر صاحب نظران شود. حیف از جریده ای که اسم آن "فرهنگ جنوب" است و گاه بویی از فرهنگ نمی برد.

پرسش ما این است که چرا در این سیاهه هدف دار!! به جای آنکه رسالت روزنامه نگاری اعمال شود و از آثار تاریخی - فرهنگی دفاع شود به حمایت از اقدام غیرقانونی شهرداری پرداخته اید و مسئولیت اداره کل میراث فرهنگی خوزستان را نادیده گرفته اید.

با توجه به مجموعه شناختی که از ایشان و نوع تعاملشان با بعضی مدیران و جریان ها داریم یک پرسش اساسی به ذهنمان رسید که واقعا چرا ایشان این چنین کورکورانه و بی بنیان دست به قلم برده است. از کسی که درباره "عقل سرخ سهروردی" و "نیهیل" و... می گوید و کتاب می نویسد بعید است که بخواهد به هر قیمتی نظر شهرداری اهواز با همه قوم و خویشی که با آن دارد را تامین کند و کم کاری مدیریت میراث فرهنگی خوزستان که پروژه مدیر کلی آن از دفتر فرهنگ جنوب کلید خورد را لاپوشانی کند. آقای حلالی عزیز حداقل برای میراث فرهنگی حرمت بگذارید. حیات خلوت درست کردن شما برای شهرداری اهواز و مدیرکل میراث فرهنگی که نباید به پای تاریخ تمام شود.
واقعا ایراد و اعتراض ما به تخریب بخشی از میراث فرهنگی باقی مانده این قدر برای روزنامه فرهنگ جنوب دردناک بود که این همه هجمه را نثار دوستداران میراث فرهنگی که از جان و مال خود مایه می گذارند می کند. خوب می داینم که نویسنده مذکور در لابه لای همه مطالبی که در حوزه های مختلف می نویسد وقت زیادی برای پرداختن به حوزه میراث فرهنگی ندارد اما جالب است که اصل کاری ها را رها کرده و دوستداران میراث فرهنگی را متهم می کند.

البته تا امثال پرویز پوفرخی به عنوان مدیر کل میراث فرهنگی از ایشان حمایت نکند که او را در روز ۱۰ اردیبهشت به هتل پارس دعوت نمی نماید تا به سخنرانی بپردازد.
اعتراض ما به نویسنده آن یادداشت این است که تکلیف تان در نوشتاری با عنوان "نشانی های غلط میراثی" مشخص نیست. بی انصافی هم حدی دارد. شما مدعی هستید که ما بر روی قبر بی مرده ای گریه می کنیم. پس به نظر می رسد که خوب از آدرس قبرهای مرده دار خبر دارید. اقدام شما نشان می هد در پی شناسایی گورهای با مرده می گردید تا از این رهگذر چیزی عایدتان شود. لابد این وسط ما هم بد جوری مزاحم شده ایم.

راستی ارتباط گزارش نیم صفحه ای روزنامه فرهنگ جنوب درباره پل روگذر کیان شهر که نیم تای بالای روزنامه را به خود اختصاص داده است با یادشت "نشانی های غلط میراثی" که یک روز قبل از آن منتشر شد چیست و منافع شما در نوشتن و اختصاص دادن این حجم از صفحه اول و سوم برای کوباندن دوستداران میراث فرهنگی که از نظر شما به ضد توسعه شهری متهم می شوند درباره محوطه کارخانه ریسندگی و بافندگی درکجاست؟

اما برگردیم به یادداشت روزنامه. نویسنده می گوید که دوستداران میراث فرهنگی در خبری با عنوان "جنایت فرهنگی شبانه در قلب اهواز" به تخریب محوطه کارخانه ریسندگی و بافندگی اعتراض کرده ایم. توضیح اینکه آن نوشتار مربوط به سال ۱۳۸۸ است که در رسانه های آن وقت منتشر شد و تیتر خبر جدید ما "تخریب بنای ثبت شده در نیمه شب" است.

انجمن دوستداران میراث رهنگی تاریانا خوزستان با اطلاع رسانی مستمر در خصوص انواع و اقسام مشکلات مبتلا به این اثر تاریخی عموم هموطنان علاقمند به میراث فرهنگی و مسئولین مربوطه را متوجه واقعیت های پیش روی محوطه مورد نظر نموده است.

ثبت کارخانه بافندگی و ریسندگی پس از بررسی های اولیه کارشناسان در خوزستان در نهایت توسط بزرگان بسیاری در حوزه باستان شناسی، مرمت و معماری در تهران مورد بررسی قرار گرفته است که از جمله آنها می توان به مهندس باقر آیت الله زاده شیرازی، مهدی رهبر، ناصر نوروز زاده چگنی و... اشاره کرد که در نهایت ثبت شده و نامه ثبت آن (که مجموع قوانین آن در دولت جمهوری اسلامی ایران تصویب شده است) به حدود ۲۰ اداره و ارگان از جمله دادگستری خوزستان، شهرداری، سازمان مسکن و شهرسازی، ابلاغ می شود. آیا شما قانون را کتمان می کنید؟ آیا دانش و تخصص این عزیزان را نادیده می گیرید؟

این مکان به تنهایی کارخانه ریسندگی و بافندگی نبوده است بلکه همزمان کارخانه تولید برق بخشی از شهر اهواز، یخ سازی و ریسندگی و بافندگی بوده که به گفته شاهدان عینی از جمله مرحوم منصور واحدی که مرحوم پدرش مدیر این کارخانه بوده بیش از سه هزار نفر در آن اشتغال داشته اند.

آیا در زمان سالم بودن آن که در یک دهه قبل امکان مرمت آن بنا وجود نداشت؟ آیا نمی توانست با حفظ اثر آن را به فرهنگسرا و مکانی فرهنگی و هنری تبدیل کرد؟ آیا نمی توانست محل اداره میراث فرهنگی خوزستان و یا حتی موزه ای برای شهر اهواز باشد.

این اثر در سال ۱۳۷۹ پس از طی مراحل مختلف کارشناسی و قانونی ثبت شده و توسط یکی از برجسته ترین مدیران کشور یعنی سیدمحمد بهشتی رییس وقت سازمان میراث فرهنگی کشور اهمیت موضوع و لوح ثبت آن به عبدالحسین مقتدایی استاندار وقت خوزستان ابلاغ می شود و تاکید می گردد که بر اساس مواد ۵۵۸ لغایت ۵۶۹ از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی هرگونه تخریب اثر ثبت شده جرم محسوب می شود و مجازات به همراه خواهد داشت.

نویسنده یادداشت در بخشی از نوشته خود مدعی شده چون به وضعیت بحرانی محوطه که محل تجمع معتادان، زباله ها، نخاله ها و به مکانی ناامن تبدیل شده اشاره کرده ایم پس دچار تناقض گشته ایم. حال آنکه همچنان به آن گفته های خود تاکید می کنیم. اما این موضوع دلیل بر آن نمی شود تا شهرداری و سایر ارگان های ذیربط چشم خود را ببندند و محوطه را پاکسازی نکنند. بیان گزارش وضعیت فعلی محوطه از سوی دوستداران میراث فرهنگی به این خاطر بود که بگوییم چشم خود را بر واقعیت ها نمی ببندیم و ما از وضع پیش آمده نگرانیم.

آیا در زمان سالم بودن این بنای با ارزش که در یک دهه قبل با درصدی اندک نیاز به مرمت داشت آیا نمی شد مرمت کامل صورت بگیرد؟ آیا نمی توانستند با حفظ اثر آن را به فرهنگسرا و مکانی فرهنگی و هنری تبدیل کنند؟ آیا نمی توانستند آن را به محل اداره میراث فرهنگی خوزستان و یا حتی موزه ای برای شهر اهواز تبدیل کنند؟

در بخشی از مطلب اشاره شده که درباره این تخریب اداره کل میراث فرهنگی خوزستان اظهارنظر رسمی نکرده است. حال پاسخ ما به این نویسنده یادداشت آن است که ما هم با او هم نظر هستیم اما چرا از ما ایراد می گیرد. اداره کل میراث فرهنگی خوزستان بارها و بارها ثابت کرده که حافظ امینی برای میراث به یادگار مانده از نیاکان فرهیخته این آب و خاک نیست. جلوی چشم مدیران این اداره خانه های تاریخی یکی پس از دیگری تخریب می شوند تا بساز بفروش ها پولدارتر شوند اما دریغ از تلاش برای نگهداری آن بناها. ما از نویسنده مورد نظر درخواست داریم که با ساختار انجمن ها و تفاوت اساسی این نهادهای مدنی با سازمان میراث فرهنگی بیش از پیش آشنا شوند تا باعث دادن نشانی غلط میراثی نشود.

نویسنده در بخش دیگر یادداشتش، پرسش "داشتن میراث فرهنگی به چه قیمت؟" را مطرح می کند. جواب ما هم این است که گذشته چراغ راه آینده است و ملتی که گذشته خود را نشناسد آینده را از دست داده است و باید به فرهنگ وارداتی بسنده کند. راستی از دست دادن میراث فرهنگی به چه قیمت باید تمام شود.

همکار محترم در کجای دنیا برای میراث فرهنگی قیمت می گذارند؟
نویسنده می گوید بر اساس چه معیاری بنای کارخانه ریسندگی و بافندگی ثبت شده است. در ادامه می گوید که تاریخ آن به صد سال هم نمی رسد و معماری فاخر ندارد. پاسخ ما به این نوشته طنز بی مزه آن است که طراحان اثر برای ساخت کارخانه از آرایه های آجری برای ادای دین به معماری کاملا ایرانی و سنتی استفاده کرده اند به گونه ای که درسرتاسر بنا نقش های در هم تنیده ای وجو دارد که به بنا اصالت بخشیده بود. در اصل خود بنا موزه ای از نقش ها و طرح های ایرانی است که چشم نوازی می کرد. نویسنده اگر اندکی از معماری هم سررشته داشته باشد و به محل فعلی مراجعه کند و از نزدیک بخش باقی مانده دیوار و برج را در محوطه نگاه بیندازد متوجه این طرح ها و نقش های زیبا خواهد بود و متوجه می شود که بنا در حد یک سوله بی هویت عمل نمی کرده است.

نکته بعدی اینکه بر اساس قوانین جدید جمهوری اسلامی معماری خاص و قدمت تنها یک ویژگی برای ثبت یک اثر در فهرست آثار ملی است.

نویسنده آن یادداشت در بخش دیگری از یادداشت خود نوشته چرا در موقع ثبت اثر از جامعه محلی و همسایگان نظرخواهی نکرده اند که پاسخ ما به ایشان چنین است: آیا برای ثبت زیگورات چغازنبیل و سازه های آبی شوشتر هم باید از محلی ها نظرخواهی می کردند. ظاهرا ایشان نمی دانند که سازمان میراث فرهنگی مرجع اصلی ثبت آثار و محوطه های تاریخی است. مگر شرکت نفت وقتی میخواهد چاهی را در بیخ گوش مردم حفاری کند از مردم محلی و همسایگان نظر خواهی می کند.

در ادامه نویسنده آن سیاهه ثابت می کند که هیچ شناختی از بنای کارخانه ندارد چون فکر می کند که کارشناسان میراث فرهنگی در سال ۱۳۷۹ محوطه مخروبه را ثبت کرده اند دریغ از اینکه این بنا در هنگام ثبت سالم بوده و فقط کاربردی نداشته است و کارشناسان وقت میراث با شهرداری و مسکن و شهرسازی به توافق می رسند که تلاش کنند این مکان فرهنگسرا شود که البته چنین موضوعی تحقق پیدا نمی کند. عدم مدیریت صحیح در میراث فرهنگی استان باعث ایجاد چنین اتفاقاتی در سطح خوزستان می شود. قطع به یقین شهرداری منطقه یک از بی بندوباری اداره میراث فرهنگی استفاده کرده و بدون حتی نظرخواهی تخریب بنا را شبانه انجام داده است.

بدون در نظر گرفتن اهمیت میراث فرهنگی، توسعه نمی تواند توسعه ای پایدار باشد و حکایت کلاغی که می خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد تکرار خواهد شد.

در پاسخ به نوشته پر از توهم و خالی از محتوای فرهنگ جنوب که می کوشد تا القا کند ما دوستداران میراث فرهنگی برای اهواز تاریخ سازی کرده و بناهای قدیمی را با ارزش معماری قلمداد می کنیم باید گفت اهواز شهری است تاریخی که وجود محوطه های تاریخی در چهار گوشه اهواز گویای اهمیت آن است که شما خبر ندارید و در میان خانه های موجود اهواز حداقل ۲۰۰ خانه با ارزش معماری بالا وجود دارد که نویسنده مورد نظر سعادت ورود به آن را نداشته است. نکته دیگر اینکه اگر در اهواز فعلی بناهای مهم یکی پس از دیگری تخریب می شوند به خاطر مشاوره هایی است که امثال آن نویسنده ارایه می دهند. ظاهرا باید نویسنده را دعوت کنیم تا از بناهای ثبت شده ای مثل دانشکده ادبیات، مسجد بگیدلی، معین التجار، سرای دادرس، هتل قو و... بازدید کند.

قطعا ما هم رویمان نمی شود که بناهای مخروبه را به گردشگران نشان بدهیم ما هم به دنبال حفظ، احیاء ، مرمت و بهره برداری صحیح از بناهای تاریخی هستیم. در ضمن اگر امثال شما به تخریب یک بنای ۷۰ ساله رضایت دادید قطعا از تخریب بنا و محوطه ۷ هزار ساله هم حمایت خواهید کرد.

مجتبی گهستونی
سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان

 

دسته بندی: 

افزودن یک دیدگاه تازه