گفت و گو با آقای ماشاالله روغنیان سازنده ساز؛ من دنبال بهترین صدا هستم و نه بازار خوب

مجتبی گهستونی: ماشاالله روغنیان از جمله هنرمندانی است که غبطه می خورم که چرا خیلی زود با ایشان گفت وگو نکردم. سالهاست می شناسمش اما هر بار حسی به من می گفت باید در وقت مناسبی به دیدن او بروم. روزی که با همکاری و همراهی خانم "منصوره رضوی" کارشناس مردمشناسی به دیدن ایشان رفتم حس خوبی را به ما منتقل کرد. صمیمانه و بی ادعا حرف می زد. هنرمند فروتنی که علی رغم همه بی نیازی اش مثل هر هنرمند دیگری نیاز به توجه دارد.

ماشاالله روغنیان انسان خود ساخته است که حس کنجکاوی اش باعث شده هنرهای مختلفی را تجربه کند. او حدود پنج سال است که به عنوان کارمند از شرکت نفت بازنشسته شده و از کودکی به کار خطاطی و نقاشی مشغول بوده است و سالها بعد به نقشه کشی ساختمان روی می آورد.

با این هنرمند گفت وگویی انجام داده ام که تقدیم شما خوانندگان می کنم.

چه طور شد که به ساخت ساز روی آوردید؟

بعدا به دلیل علاقه ای که به موسیقی داشتم و بچه هام که بزرگ شدن از سال 74 به ساختن ساز پرداختم. برای من همیشه کنجکاوی وجود داشت که پیکره ساز چگونه صدا تولید می کند و به چه شکلی ساخته می شود. کم کم به ساختن ساز روی آوردم. ابتدا با چوب کار نکردم. با مقوا ساز می ساختم. ساز را جلویم می گذاشتم و ساعت ها ساختار آن را بررسی می کردم. خب من چون هنرستانی بودم و ریاضی را می شناختم با محاسباتی که می  کردم موفق شدم یک ساز واقعی را بسازم. احساس می کردم موفق شدم. اساتید فن هم از ساز من تعریف کردند ولی باز فکر می کنم باید بیشتر مطالعه و تحقیق کنم. من دنبال این هستم که بهترین صدا را پیدا کنم نه بهترین بازار را.  

با توجه به اینکه به نقاشی و خطاطی تسلط دارید آیا به خاطر ، هنرهای دیگر را فراموش کردید؟

خیر. همیشه یکی از این هنرها همراه ساز سازی با من حضور دارد. من از کودکی خطاطی میکردم. اساتید خط سفارش می کنند که حتی با دستی که خطاطی می کنید اجسام سنگین هم بلند نکنید ولی من اره کاری هم می کردم و چوب و ابزار کار را بلند می کنم. با این حال متوجه لرزش های روی دستم شدم.

ابتدا چه سازی را ساختید؟

ابتدا سه تار ساختم، بعد تار و سپس کمانچه و تنبور را ساختم.

در ساخت چه سازی بیشتر موفق بودید؟

من سه تار را بیشتر دوست دارم

شما سفارشی کار می کنید یا برای بازار ساز می سازید؟

من عمدتن سفارشی کار می کنم. ولی در دو سه مورد برای دوستان بازار هم ساز ساختم تا اشتغالی برای جوانان علاقمند بوجود بیاید. من خیلی اعتقاد به سازسازی برای بازار ندارم. ولی همه آموزشگاههای موسیقی مرا می شناسند و گاهی هنرحویان خود را به سراغم می فرستند تا ساز خوب تهیه کنند و من هم نهایت همکاری را با آنها دارم. حتی ساز را میدم تا به استادش نشان بدهد. گاهی هم هنرجو با استادش میاد. من انتظار مشتری را نمی کشم. من همیشه و برای دل خودم ساز می سازم. چون لذت می برم. من از ساز سازی تا نوازندگی بیشتر لذت می برم.

آیا ساز های شما را اساتید برجسته امتحان کرده اند؟

بله خدمت استاد شعاری و استاد جلال ذوالفنون ساز دارم. جناب ذوالفنون استاد پسرم بود. روحش شاد. فرزندم وقتی می خواست بره خدمت ایشان هر بار با یک ساز اصلی خودش با ساز دیگری هم می رفت تا استاد ذوالفنون ببیند و بررسی کند. من همیشه خوشحال می شوم که استادی ساز مرا نقد سازنده بکند و ایراد فنی بگیرد تا عیب آن را برطرف کنم. من هیچگاه از نقد شدن دوری نمی کردم. چون هیچ ادعایی ندارم.

برای ارتقای ساز سازی چقدر پژوهش کردید؟

من دو سال اول شروع کارم بدون هیچ مطالعه ای بود. ولی واقعن احساس نیاز کردم که مطالعه کنم. به همین دلیل دنبال پژوهش رفتم تا علمی کار کنم. یک کتاب بسیار خوب از استاد چایچی پیدا کردم که با مطالعه آن متوجه شدم بخشی از مسیر را به درستی طی کردم و این باعث خوشنودی من شد. مطالعه آن کتاب بسیار راهگشا بود. اولین سازی که ساختم با چوب کُنار بود. با اساتید ساز سازی استانهای مختلف دیدار کردم و از محضرشان بهره بردم. حتی در سفرهای خانوادگی هم دنبال اساتید سازسازی می رفتم. در سفرها خانواده یا به تفریح خود می پرداختند و یا در پارکی می نشستند تا من به دنبال استاد و یا چوب خوب می رفتم که تهیه کنم و حتی گاهی بریده و به اهواز ارسال شود. حتی گاهی باید سفرهایی میرفتم که عده ای توصیه می کردند چون مسیر خطرناک نباید بروم. روزی به یک روستای دورافتاده کردستان رفتم و با پیرمردی بسیار تکیده دیدار کردم که ساز می ساخت. حتی در کوچه های آن روستا زنانی را میدیدم که کاسه تار درست می کردند. حیرت میکردم. دیدن این آدم ها به من انگیزه بیشتری می داد.

برای عرضه آثارتان آیا در نمایشگاه هم شرکت کردید؟

به هفت – هشت نمایشگاه در اهواز و یک بار در تهران دعوت شدم و آثارم را عرضه کردم.

چند نفر سازنده ساز در اهواز فعال هستند؟

چند نفر را می شناسم که فعال هستند. آقای عبدالخانی که سه تار می سازد. آقای باجلاوند که از نوازندگان خوب کمانچه است که کمانچه می سازد. حسن زاده هم تار می سازد.

به نظر شما یک سازنده ساز باید چه ویژگی داشته باشد؟

انگیزه و علایق سازنده ساز در ساخت ساز خیلی مهم است. سازنده ساز باید حوصله داشته باشد. در ضمن ساخت ساز را باید یک نفر انجام بدهد. چون در غیر این صورت سلیقه متفاوت می شود و ممکن است در کیفیت ساز تاثیر بگذارد.

برای ساخت ساز خوب از چه نوع چوبی استفاده می کنید و باید از چه ویژگی هایی برخوردار باشد؟

چوب روح دارد و حس را منتقل می کند. طبق توصیه اساتید و افراد با تجربه چوب باید کهنه باشد و از دو نوع درخت گردو و شاه توت استفاده شود. برای "دسته" ساز از گردو و برای "کاسه" از شاه توت بهره گرفته می شود. حالا چرا باید درخت کهنه باشد. چون به مرور شیره های درخت خشک شده است. چوبی که در ساز سازی استفاده می شود نباید "باختگی" داشته باشد. در دل چوب نباید شکاف بوجود بیاید. مثلا ممکنه از سالها پیش به درخت میخ کوبیده باشند و این میخ وارد بدنه شده باشه که حتی اره نجار را بریده است.

به عنوان یک سازنده مواد اولیه را چگونه تهیه می کنید؟

ما در منطقه ای زندگی می کنیم که مواد اولیه خوبی در دسترسمان نیست. لذا چوب های مورد نیاز را با سختی از استانهای دیگر تهیه می کنیم.

برای اینکه صدای زیبایی از ساز شنیده شود نوازنده باید حرفه ای باشد یا ساز باید خوب باشد؟

هردو باید خوب باشند. اما ساز باید خوب باشد که نوازنده خوب بنوازد. ساز بد صدا را "فالش" می کند.

عده ای می گویند اگر موسیقی سنتی ما پیشرفتی نمی کند به خاطر این است که به روز نشده اند. شما به نوآوری در ساخت ساز اعتقاد دارید؟

نوآوری خوب است ولی نباید از اصول خارج شد. بعضی ها می گویند چرا صدای سه تار کم است. خوب نباید صداش بلند باشد. اگر غیر از این بود که سه تار نبود. یا می گویند چرا تار جیغ نمی زند. تار باید صدای خودش را داشته باشد. وقتی آمپلی فایر هم می ذارند تا صدای ساز بلندتر باشد باز باید صدای خاص آن تار به گوش برسد.

شما خودتان به دنبال ساخت ساز ابداعی هستید؟

بله به فکر آن هستم. تلاش هایی هم کردم. ولی همین  موسیقی خاص خودمان و سازهایمان باید حفظ شود. همین گیتار از نوعی ساز ایرانی به نام عود و یا بربط ساخته شده ولی به مرور تغییر شکل داده است.

 

شهر: 
دسته بندی: 

افزودن یک دیدگاه تازه