خرمشهر

نفیسه حاجاتی: شش روستای منتخب که چهار وجه مشترک نهر، نخلستان و آرامش دارند و در مرز ایران با عراق قرار گرفته‌اند، این ماه میزبان یک گروه از اکوتوریست‌ها و فعالان گردشگری و میراث فرهنگی بودند. هدف این گردهمایی تسهیل‌گری گردشگری در این مناطق بود، به امید این‌که این صنعت سبز بتواند برای روستاهای محروم، اما بسیار باقابلیت منطقه وجه دیگری از زندگی را که مساوی با اشتغال‌زایی همراه با حفظ محیط زیست، میراث ناملموس و ارزش‌های سنتی و مذهبی است، به نمایش بگذارد.

مجتبی گهستونی: با اینکه خرمشهر؛ شهری در آسمان و تکه ای از بهشت ایران ایت اما نمی توانم خرم بودن آن را باور کنم. چون قطعه از بهشت بودنش فقط یک توصیف معنوی  برای شهری است گردشگرانش به از گردشگری سیاه می پردازند. گردشگری سیاه شاخه ای از گردشگری است که گردشگران به دیدن مکان هایی می روند که یادآور خاطرات ناراحت کننده است. مثل بازدید از جرج های دوقلو آمریکا، خرابه های شهر تاریخی پالمیرا در سوریه که داعش تخریب شان کرد، بازدید از بقایای جنگ، موزه های جنگ و یا سفر به خرمشهر که نوعی از گردشگری سیاه محسوب می شود. 

جان داد تا ايران،خوزستان و خرمشهر بماند

مجتبی گهستونی: در بلوار ساحلی خرمشهر که به شهر خون و حماسه معروف است تابلویی ایستاد در مقابل رخسار مردم که نام یک قهرمان بر او است.

شاید با پرسش از بسیاری جوانان وقتی درباره شناختشان از نام حک شده بر تابلو خیابان بپرسی پاسخ چندان قابل توجهی نیابی اما بزرگسالان خوب به یادشان هست که دریابان غلامعلی بایندر کیست.

او دلاورمردی بود که به عنوان نخستین فرمانده نیروی دریای ایران، در شهریور ١٣٢٠ تسلیم در برابر دشمن متجاوز انگلیسی را تحمل نکرد چهره در رخ خاک کشید.

هر چند این روزها مخروبه های باقیمانده از دوران جنگ، چهره شهرهای آبادان و خرمشهر و سایر شهرهای درگیر در جنگ را ناپسند کرده ولی می توان با بهسازی و حفظ وضع موجود آنها، اماکن مذکور را برای معرفی دستاوردهای جنگ به آیندگان و گردشگری جنگ مورد استفاده قرار داد. آبادان و خرمشهر به عنوان دو کانون اصلی جنگ هشت ساله و نماد مقاومت مردم ایران در برابر دشمن متجاوز، بیشترین خرابی‌های هشت سال جنگ را به خود دیدند به گونه ای که اکنون با گذشت بیش از دو دهه از پایان جنگ، هنوز آثار و خرابیهای جنگ در جای جای این شهرها دیده می شود و در اغلب موارد، چهره ای ناپسند به شهرهای جنگی بخشیده است.

حتی دیده شده برخی از این خانه ها به محل تلنبار شدن زباله ها، پاتوق معتادان و محل تجمع حیوانات تبدیل شده و این در حالی است که برخی از و شاید هم اغلب این خانه ها در وسط مناطق مسکونی و حتی برخی در مرکز شهر نیز هستند و این وضع باعث شده مردم شهرهای جنگی با نگرانی به این خانه های مخروبه نگاه کنند.

بیش از ۲۰ سال از جنگ می‌گذرد، جنگی که خرمشهر را خونین کرد و زخم پیکرش شد میراث جنگ. خانه‌های به رگبار بسته شده، خمپاره‌های فرودآمده برسقف‌ها و نخل‌های درهم شکسته همگی روایتی است که شهر از تکرارش بیم ندارد. اما اکنون نه شهر توان دارد تا دوباره خرم شهر شود نه رمقی برای میراث‌اش باقی مانده تا بازگو کند آنچه بر آن گذشته است.

شاید بتوان گفت خرمشهر تنها موزه شهری است که وقتی پا برآن می گذاری دستانت شروع به ورق زدن تاریخ می کند. عمق خمپاره ها و رد مسلسل ها در کوچه کوچه های شهر هنوز هم خودنمایی می کند. نمادها و بناهای شهر امروز بدون برنامه ای هدفدار تبدیل به تلی ازخاک می شوند تا جایش را زندگی بگیرد. بسیاری از محله های شهر که بعد از بمباران خالی از سکنه رها شده اند الان خانه های موقت عده ای از مردم اند که توجهی به از بین رفتن بنا ندارند. این درحالی است که نبود متولی برای حفظ نمادهای جنگ و مقاومت و همچنین عدم مرمت بناهای ثبتی وتعریف نکردن مسیرهای گردشگری در محلات تخریب هایی را به بار آورده که شهر را درهمان قالب جنگ زده حفظ کرده است.

مچتبی گهستونی: بیش از ۲۰ سال از جنگ می‌گذرد، جنگی که خرمشهر را خونین کرد و زخم پیکرش شد میراث جنگ. خانه‌های به رگبار بسته شده، خمپاره‌های فرودآمده برسقف‌ها و نخل‌های درهم شکسته همگی روایتی است که شهر از تکرارش بیم ندارد. اما اکنون نه شهر توان دارد تا دوباره خرم شهر شود نه رمقی برای میراث‌اش باقی مانده تا بازگو کند آنچه بر آن گذشته است.

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ سعید محمد پور، رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان ـ بندر خرمشهر در جنوب غربی استان خوزستان، شمال جزیره آبادان و در محل تلاقی دو رودخانه کارون و اروند، در میان مدار '۱/۴۸-'۲۴/۴۸ طول شرقی و '۱۹/۳۰-'۵۹/۳۰ عرض شمالی یکی از مهمترین جاذبه‌های گردشگری کشور است.

به لحاظ تقسیمات کشوری خرمشهر دارای دو بخش مرکزی شامل شهر خرمشهر و سه دهستان حومه شرقی، حومه غربی و غرب کارون و بخش مینوشهر شامل شهر مینو و دهستان جزیره مینو است.

در مورد تاریخ خرمشهر نظرات مختلفی وجود دارد که با تجمیع این نظرات می‌توان آغاز تاریخ خرمشهر را از پادشاهی هخامنشی نسبت داد. در زمان هخامنشیان در ۱۸ کیلومتری شمال غرب خرمشهر و در محل فعلی قریه تمار شهری به نام بارما ساخته شد که ظاهراً در زمان داریوش بسیار آباد بوده است. این شهر در زمان حمله اسکندر تخریب می‌شود و پس از آبادی مجدد با نام «بیان» به حیات خود ادامه می‌دهد.

در زمان ورود اسلام شهر بیان شهری آباد بود و تا نیمه قرن سوم هجری به حیات خود ادامه داد لکن بدلیل جنگ‌هایی که در آن زمان رخ داده، ویران می‌گردد و از آن پس تا قرن هفتم هجری در کتب تاریخی نامی از آن برده نشده است.

بار دیگر بلدوزرها دور از چشم متولیان و دوستداران میراث فرهنگی کشور یک بنای ثبت شده در فهرست آثار ملی را موسوم به قصر فیلیه خرمشهر، برای همیشه تخریب کردند.

گفته می شود که تخریب قصر فیلیه خرمشهر از سوی نهادی دیگر که در محوطه شرکت تاسیسات دریایی خرمشهر قرار دارد با اعتراض سازمان میراث فرهنگی قرار گرفته است اما تاکنون واکنشی علنی توسط سازمان میراث فرهنگی آبادان در این مورد مشاهده نگردیده است.

تخریب قصر قاجاری فیلیه که در سال ۱۳۷۹ به شماره ۲۸۴۵ در فهرست آثار ملی ثبت شده بود در حالی صورت گرفت که بر خلاف گفته‌های مدیران میراث فرهنگی آبادان مرمت بخشی از این بنا از دو سال پیش آغاز شده بود. انتظار می رفت این بنا با توجه به مرزی بودن آن و همچنین شدت حملات در زمان جنگ تحمیلی تخریب شود ولی همچنان استحکام خود را حفظ کرده و در وضعیت نسبتا" خوبی به سر می‌برد در عین حال از نظر مرمتی و ساخت و ساز نیاز به رسیدگی فراوانی دارد.

قصر فیلیه در محدوده شلمچه در کنار اروند رود واقع است. آجری کاری های این بنا از ویژگی های آن محسوب می شد که در و پنجره‌های آن از چوب ساج و آبنوس ساخته شده و از آیینه‌کاری‌‌های سقف، داخل اطاق‌ها، طارم و ایوان‌های آن با تمثال‌های پادشاهان قاجار برخوردار بود.