نامه انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان به رئیس جمهور

حضور جناب آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام،
احتراماً همانگونه که مستحضرید میراث فرهنگی هر ملت شناسنامه و سند هویت و چیستی اوست. هر ملت با میراث منقول و غیرمنقول به یادگار مانده از نیاکان خود می‌تواند اصالت و ریشه دار بودن خویش را ثابت نماید. می‌تواند ثابت کند که تا چه اندازه در رشد تمدن بشری نقش داشته و سهیم بوده است. اهمیت حفظ و درک میراث فرهنگی به حدی است که خداوند متعال در هفت آیه از قرآن کریم به سیر در زمین و درک آثار گذشتگان و حفظ آنها تأکید فرموده‌اند. امروزه یکی از معیارهای سنجش حدود مدنیت ملت‌ها میزان توجه آنها به شناسنامه و هویت خویش است. ملتی که به میراث فرهنگی خود توجه نکند در تهاجم فرهنگی از دشمن شکست خواهد خورد. زیرا به آنچه خود دارد اهمیت نمی‌دهد و آنچه دیگران بر او تحمیل می‌کنند، می‌پذیرد. جامعه‌ای که به گذشته خود احترام می‌گذارد نسل آینده نیز او را محترم می‌شمارد.

کشور عزیزمان ایران یکی از بزرگترین گهواره‌های تمدن و فرهنگ جهانی است و هزاران سال است که نیاکان خردمند ما فرهنگ و تمدن با شکوه و منحصر به فردی را پی افکنده و برای ما به یادگار گذاشتند که علیرغم آسیب و گزند بسیار افقهای درخشان علم و اندیشه را پیش روی ملل مختلف گشوده است تا آنجا که این مواریث فرهنگی امروزه مایه مباهات بشری محسوب می‌گردند. لکن متأسفانه چندی است شاهد تعرضات گسترده و نابخردانه‌ای به این گنجینه بی‌بدیل فرهنگی‌ـ تاریخی می‌باشیم بطوریکه وضعیت تأسف‌بار موجود از حالت بحرانی خارج شده و در حال تبدیل به یک فاجعه ملی است.

محوطه باستانی جندی‌شاپور واقع در شرق شهرستان دزفول (در استان خوزستان) متأسفانه به چنین وضعیتی گرفتار شده و اگر توجه دولتمردان ایران اسلامی به حفاظت از این محوطه منحصربفرد ساسانی معطوف نگردد به زودی بزرگترین سند علم خواهی و علم‌طلبی تاریخی ایران زمین زیر چرخ‌های ماشین‌آلات کشاورزی به کلی از صحنه روزگار محو خواهد گردید.

الف) تاریخچه:
پس از 14 سال از سلطنت شاپور یکم، ناگهان در ارمنستان، به تحریک رومی‌ها شورشی برپا شد ولی شاپور آن را فرونشاند و پس از آن با ارتش خود به انطاکیه وارد شد و در نزدیکی شهر اُدِسا، در بین‌النهرین، لژیون 70 هزار نفری رومیان را شکست سختی داد و امپراتور والریانوس را در سال 260 میلادی اسیر کرده و او و همه لژیونرهای رومی را به سرزمین خوزستان منتقل کرد و سپس توسط معماران ایرانی و اسیران رومی شهری زیبا، شبیه انطاکیه ولی بهتر از آن در جنوب غربی ایران طرح‌ریزی و بنا کرد. این شهر بوسیله مهندسان ایرانی، طراحان یونانی و به دست اسیران رومی ساخته شد. طرح شهر روی اصول معماری یونانی به ویژه سبک معماری هیپوداموس بوده است. این طرح سبک ویژه‌ای است که از سده 5 پیش از میلاد در شهرهای روم و یونان اجرا می‌شده و در شهر جندی‌شاپور نیز پیاده شده است که عبارتست از طرح شهرسازی مستطیلی با خیابان‌های وسیع مستقیم، چهار راه‌های منظم و کوچه‌های موازی و بناهای شهر نیز اکثراً بین یک تا سه طبقه بوده‌اند.

بنابراین شهر گندی‌شاپور (جندی‌شاپور کنونی) دارای چندین خیابان طولی و چندین خیابان عرضی بوده که خیابان‌ها یکدیگر را قطع می‌کرده‌اند، به گونه‌ای که شهر شباهتی به یک صفحه شطرنج داشته است. شهر جندی‌شاپور پس از ده سال که از بنایش گذشت به یک شهر بزرگ علمی تبدیل شده و مرکزیت علمی یافت. بر سر در این دانشگاه نوشته شده بود: «دانش و فضیلت مافوق بازو و شمشیر است». شاپور اول با دعوت از دانشمندان سریانی، یونانی، مصری، یهودی، چینی و هندی ارتباط علمی خوبی میان ایشان و موبدان دانشمند و پزشکان ایرانی برقرار نمود و در حقیقت دست به یک جنبش علمی‌ـ فرهنگی زد که اثرات مثبت خود را تا قرن‌ها بعد در ایران و خارج از مرزهای ایران به نمایش گذاشت. مرکزیت علمی جندی‌شاپور پس از شاپور اول و توسط جانشینان وی ادامه یافت بطوری که در زمان شاپور دوم (شاپور ذوالاکتاف) پزشکان هندی و مسیحی به ایران فراخوانده شدند.

در زمان انوشیروان دانشگاه جندی‌شاپور رسماً تأسیس شد. در این دانشگاه با استفاده از تجارب طبی ملل مختلف و تغییرات جدیدی که در آن بوجود آمد، علم پزشکی کاملتر گردید. پزشکان جندی‌شاپور آنچه که در زمینه پزشکی قبلاً تحصیل شده بود را گردآوری کرده و موضوعات و تحقیقات جدید را به آن افزودند و دستورات و قوانینی برای آن تدوین نمودند.

انوشیروان سپس بیمارستان جندی شاپور را تأسیس نمود که شهرت بی‌نظیری در آن زمان پیدا کرد، بطوریکه در دوره اسلامی نیز اهمیت خود را حفظ نموده و خلفای عباسی به تقلید از این مؤسسه بزرگ علمی به تأسیس بیمارستان در بلاد اسلامی پرداختند. بیمارستان جندی‌شاپور بزرگترین بیمارستان پیش از اسلام بوده و مدت سیصد سال فعالیت کرد. در بیستمین سال فرمانروایی انوشیروان پزشکان جندی‌شاپور انجمنی تشکیل دادند و میان آنها پرسش و پاسخ جریان یافت که می‌توان گفت این انجمن اولین سمینار یا کنگره پزشکی در جهان بوده است. انوشیروان به غیر از مدرسه طب، مدرسه‌ای در فلسفه، حکمت و ریاضیات در جندی‌شاپور تأسیس نمود که از نظر شهرت و اعتبار در ردیف مدرسه اسکندریه مصر بود.

از نام‌آوران دانشکده پزشکی جندی‌شاپور می‌توان اشخاص ذیل را نام برد:
1. خاندان بختیشوع: یازده تن پزشک بودند. از مشاهیر این خاندان جورجیس بختیشوع، رئیس بیمارستان جندی‌شاپور است که معاصر با دوانیقی، دومین خلیفه عباسی است. تأسیس نخستین بیمارستان در بغداد توسط هارون‌الرشید با راهنمایی و کمک خاندان بختیشوع بوده است.

2. خاندان حنین ابن‌اسحاق که پزشکان متبحری بودند.

3. شاپور بن سهل‌بن جندی‌شاپوری: متوفی به سال 255 هجری که مدتی رئیس بیمارستان جندی شاپور بود.

4ـ دهشتک: که مدتی ریاست بیمارستان جندی‌شاپور را برعهده داشت.

خلاصه اینکه جندی‌شاپور بزرگترین مرکز علمی زمان ساسانیان بوده و طالبان علم از نقاط مختلف دنیای آن روز برای کسب علم به این شهر می‌آمدند. این مرکز علمی به اندازه‌ای شهرت یافت که به شهر بقراط یا(سی ویتاس هیپوکراتیکا) معروف گردید.

معروف است که پیامبر اکرم‌(ص) برای معالجه سعدابن وقاص از طبیبان حاذق این شهر دعوت فرمود.

از وقایع دیگر اتفاق افتاده در این شهر قتل مانی در زمان بهرام اول پادشاه ساسانی بود. آرامگاه یعقوب لیث صفار، اولین آزادیخواه ایران در این شهر می‌باشد. سرانجام این مرکز عظیم علمی جهان باستان بدلیل بوجود آمدن هرج و مرج در اواخر سلسله ساسانیان، ناتوانی دستگاه مدیریتی جندی‌شاپور در اداره آن، کوچ اساتید ایرانی و خارجی از این شهر، بی‌دانشی و عدم آگاهی تازه واردین از نحوه مدیریت چنین مرکز علمی عظیمی و خودسری‌های بیجا و غارت کتابخانه عظیم جندی‌شاپور که قریب به چند صدهزار جلد کتاب را نگهداری می‌کرد، آرام‌آرام رو به اضمحلال نهاد. جندی‌شاپور بین سالهای 17 یا 18 هجری قمری و در زمان خلافت عمر تصرف شد و بین سالهای 120 تا 165 هجری تمام سازمانهایش به بغداد منتقل گردید و از سال 201 هجری، در زمان مأمون عباسی با تأسیس بنیادی علمی در بغداد به نام بیت‌الحکمه، که با اقتباسی از دانشگاه جندی‌شاپور ساخته شده بود، عملاً حیات علمی این شهر خاتمه یافت و روبه ویرانی نهاد.

ب) پیشینه جندی‌شاپور در دوره جدید: محوطه باستانی جندی‌شاپور در مورخ 24/6/1310 تحت شماره 46 و برابر قانون حفظ آثار ملی، مصوب 1309 خورشیدی، در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. ظاهراً مالکیت محوطه باستانی موصوف تا سال 1350 نامشخص بوده است این اثر منحصر به فرد ساسانی بین سالهای 1350 تا 1352 توسط سازمان آب و برق خوزستان و در اجرای ماده 50 قانون نحوه ملی شدن آبها، از مالکین و نسق داران خریداری و توسط شرکتی چند ملیتی(که ملیتش ظاهراً نا معلوم است) تا پیروزی انقلاب اسلامی، به صورت اجاره، بهره‌برداری می‌شده است. پس از انقلاب محوطه باستانی موصوف تحت عنوان اراضی مستعد کشاورزی برابر قانون مربوط به اراضی زیر سد دز در مالکیت وزارت جهاد کشاورزی قرار گرفته و توسط هیأت هفت نفره واگذاری زمین در قالب گروه‌های مشاع به حدود 50 نفر، به صورت اجاره واگذار شده است و هم‌اکنون به صورت قرارداد اجاره ده ساله مورد بهره‌برداری زراعی قرار می‌گیرد. در جریان واگذاری که در سالهای 1358 الی 1360 انجام شد بیش از سی تپه باستانی توسط اداره امور اراضی شناسایی شده و از واگذاری مستثنی گردید. در تیرماه سال 1366 محوطه موصوف مورد بررسی مجدد اداره امور اراضی قرار می‌گیرد که مشخص می‌شود از بیش از 30 تپه باستانی تنها 16 تپه به وسعت 17 هکتار باقی مانده است. یعنی از سال 1358 تا سال 1366 کشاورزان 14 تپه باستانی را محو و نابود کرده‌اند. در سال 1376محوطه باستانی جندی‌شاپور مجدداً توسط اداره‌ امور اراضی مورد نقشه‌برداری قرار گرفت و مشخص گردید که تنها 8 تپه باستانی از 16 تپه نقشه‌برداری شده در سال 1366 باقی مانده است و این روند تخریبی همچنان ادامه دارد.

ج‌) وضعیت موجود:
فاجعه‌ای که در محوطه باستانی جندی‌شاپور، افتخار علمی ایران باستان، در جریان است با هیچ کلمه، جمله و عبارتی قابل توصیف نیست. دریایی از آجرهای سالم و شکسته و سفالهای خرد شده در محوطه پراکنده شده است که نشان از غنای بی‌بدیل منطقه دارد. تپه‌ها یا به منظور احداث کانال آب از وسط به دو نیم شده و یا به منظور انضمام دو متر زمین به اراضی کشاورزی، مورد تخریب مستمر واقع می‌شوند. کلیه تپه‌های موجود به طرز وحشتناکی بین 50 سانتیمتر تا 2 متر و هر تپه بین یک تا سه نقطه مورد حفاری قرار گرفته است. عبور و مرور ماشین‌آلات سنگین و آبیاری مستمر منطقه خسارات و لطمات جبران‌ناپذیری به محوطه باستانی وارد آورده و با صدمه غیرقابل جبران به لایه‌های باستانی امکان کاوش‌های علمی و باستانشناسی را با مشکل جدی مواجه ساخته است. میزان خسارات قابل برآورد نیست. جندی شاپور به برکت تدبیر مدیران و لیاقت لیاقتمندان و شعور کشاورزان مثل شمع آب می‌شود.

جناب آقای رئیس جمهور،
چه کسی جوابگوی این فاجعه فرهنگی است؟ آیا فقط فاجعه غارت محوطه‌های باستانی جیرفت و یا فاجعه زیر آب رفتن 70 محوطه باستانی پشت سد کارون 3 و یا زیر آب رفتن 120 محوطه باستانی پشت سد سیوند فاجعه به شمار می‌رود؟ در فاصله هزار کیلومتری محوطه‌های باستانی جیرفت فاجعه‌ای دیگر ولی این بار به آرامی و بدون هیچ دغدغه‌ای توسط کشاورزان و با مجوز یک اداره دولتی در حال انجام است. اعطای مجوزهای غیرقانونی به منظور کشاورزی بر روی تاریخ و هویت یک ملت چه معنایی جز دهن‌کجی به قوانین و مقررات مصرح مملکتی ناظر بر حفاظت از آثار فرهنگی‌ـ تاریخی، بی‌اعتنایی به تاریخ، شناسنامه و هویت یک ملت و مخدوش نمودن چهره متمدن و بین‌المللی ایران اسلامی دارد؟

تخریب یک اثر منحصر به فرد ملی و بین‌المللی و یک سند بی‌نظیر تاریخی آن هم توسط کشوری که مبدع نظریه گفتگوی تمدنها می‌باشد چه پیامی برای جهانیان دارد؟ تخریب اولین دانشگاه طب جهان در ایران چگونه قابل توجیه است؟ آیا کسی پیدا می‌شود به مسئولین محترم و ظاهراً فرهیخته بگوید که آقایان محترم متولی نان مردم، اراضی تحت کشاورزی در بخش اسلام‌آباد شهرستان دزفول محوطه باستانی جندی‌شاپور است. بزرگترین سند علمی خواهی و علم‌طلبی ایران باستان.

جناب آقای رئیس جمهور،
آیا نیاکان ما این همه عظمت و شکوه بی‌بدیل را به یادگار گذاشتند تا ما به بهانه کشاورزی خراب کنیم؟ با چنین وضعیت نامطلوبی چه تصویری از کشوری که از لحاظ میراث فرهنگی جزء ده کشور برتر جهان است در اذهان مجامع علمی و تحقیقاتی جهان نقش خواهد بست؟ آیا همان غربی‌هایی که انواع و اقسام افکار و فلسفه و تکنولوژی و محصولات کوچک و بزرگش را با کمال میل وارد می‌کنیم با هویت خود چنین می‌کنند؟ فقط می‌نشینیم و می‌گوییم که فلان کشور فلان بنا را دارد و فلان کشور فلان موزه را. ما چه داریم؟ ما کجای جغرافیای فرهنگی دنیا ایستاده‌ایم؟ هنر ما اینست که میراث فرهنگی را در آستانه دروازه تمدن جهان تازیانه می‌زنیم؟ آیا محصولاتی که از این محوطه باستانی بدست می‌آید خوردن دارد؟ تاریخمان را ویران می‌کنیم تا شکممان را سیر کنیم؟

جناب آقای رئیس جمهور،
محوطه باستانی جندی‌شاپور تاوان چه چیزی را پس می‌دهد؟ نه اینکه این شهر یادآور پیروزی ما بر امپراطوری روم و مایه سرافرازی ملتی است که اجازه عرض اندام به دشمنان خود نمی‌دهد؟ نه اینکه این شهر یکی از بزرگترین مراکز علمی جهان باستان بوده است؟ نه اینکه این شهر در پیشرفت تمدن اسلامی نقش غیرقابل انکاری داشته است؟ نه اینکه بسیاری از کشورهای جهان برای فقدان چنین سند و مدرک بی‌نظیری حسرت می‌خورند و به ملت ایران رشک می‌ورزند؟ نه اینکه این شهر مایه فخر و مباهات و سربلندی ملت بزرگ ایران اسلامی است؟ پس چرا و برای کدامین گناه نکرده باید چنین مورد تعرض و نابودی قرار گیرد؟ جندی‌شاپور تاوان کدام گناه ناکرده را پس می‌دهد؟

جناب آقای رئیس جمهور،
مگر میراث فرهنگی برابر نظریه فقهی امام خمینی(ره) در کتاب تحریرالوسیله جزء‌انفال یعنی ثروت‌های جامعه مسلمین نیست؟ مگر میراث فرهنگی برابر ماده 26 قانونی مدنی بعنوان مصالح ملی و منافع عمومی اعلام نشده است؟ مگر میراث فرهنگی برابر ماده 135 قانون برنامه چهارم توسعه از ارکان اقتدار حاکمیتی ایران اسلامی نیست؟ پس چرا ثروت‌های جامعه مسلمین و منافع عمومی و مصالح ملی و اقتدار حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران این چنین مورد تعرض قرار گرفته و نابود می‌شود و صدایی از کسی در نمی‌آید؟

جناب آقای رئیس جمهور،
حضرتعالی در اولین مصاحبه تلویویزنی خود، قبل از انتخابات ریاست جمهوری، حمایت قاطع خود را از میراث فرهنگی اعلام نموده و سرفصل برنامه‌های خود را بر محور مهرورزی قرار دادید. آقای رئیس جمهور به ما مهر نورزید، به تاریخ، فرهنگ و هویت ما مهر بورزید.

جناب آقای رئیس جمهور،
در بازی‌های المپیک رشته‌ای مورد رقابت قرار می‌گیرد به نام دو ماراتن. آیا می‌دانید ماراتن کجاست؟ آیا اطلاع دارید که ماراتن نماد چه چیزی است؟ جنگ ماراتن نام جنگی است که میان داریوش هخامنشی پادشاه ایران و یونیان در دشت ماراتن در 42 کیلومتری آتن انجام گرفت و سپاه ایران در این جنگ شکست خورد. شیرینی این جنگ چنان بر جان و روح تمدن غرب تأثیر گذاشت که تصمیم گرفته شد رشته‌ای به نام دو ماراتن به بازی‌های المپیک افزوده گردد. در حقیقت ماراتن نماد شکست ایران از روم بوده و هر چهار سال می‌بایست با مراسم و شکوه خاصی برگزار گردیده و به ایرانیان شکست خود از تمدن غرب را یادآوری نمایند و جوانان و نونهالان ما با این خفت و ذلت بزرگ شوند و غرب را یگانه پیروز و همیشه پیروز بدانند. جنگی که بیست و پنج قرن پیش در گرفته بود و اکنون آنان که سرفرازی و سربلندی تمدن عظیم ایران اسلامی را بر نمی‌تابند این واقعه را به صورت نماد پیروزی غرب بر ایران جلوه نموده و برای فراموش نشدنش آن را در بازی‌های المپیک گنجانده‌اند. آری تمدن غرب چنین برای جلوگیری از نورافشانی خورشید بی‌غروب تمدن ایرانی برنامه‌ریزی می‌کند.

تمام تاریخدانان و باستانشناسان می‌دانند که جنگ ماراتن اولین و آخرین جنگ میان ایران و یونان نبوده است. پس از هخامنشیان، پادشاهان اشکانی با ابداع شیوه‌ای نوین از جنگ‌های نامنظم که در غرب به نام جنگ‌های پارتیزانی شناخته می‌شود (پارتیزان شیوه جنگی پارتها یا اشکانیان بوده است) یونیان را از ایران زمین برای همیشه بیرون کردند(به قول برخی باستانشناسان اگر پادشاهان اشکانی نبودند ما اکنون یونانی حرف می‌زدیم) و پس از آن پادشاهان ساسانی با جنگ‌های متعدد و ایراد ضربات متوالی به ارتش روم تصرف یک وجب از خاکستر خاک ایران را برای یونیان به صورت یک خواب تعبیر نشدنی در آورند. حال سئوال این است که در برابر دو ماراتن که نماد شکست ایران از غرب جلوه داده شده آیا نمادی برای شکست غرب از ایران وجود دارد؟ البته که دارد. جوابش یک کلمه است: جندی‌شاپور. شهری که بوسیله هفتاد هزار اسیر رومی ساخته شد.

پس از آنکه شاپور اول، پادشاه ساسانی والرین امپراتور روم را شکست سختی داد هفتاد هزار اسیر یونانی را به محل فعلی جندی‌شاپور آورد و دستور ساختن شهری به سبک شهرهای رومی را توسط اسیران رومی صادر کرد که در نتیجه شهری ساخته شد که بعدها مرکزیت علمی یافت و بزرگترین دانشگاه طب جهان باستان و اولین بیمارستان جهان در این شهر بنا گردید. آری جندی‌شاپور پیروزی ایران بر غرب است. آیا فرزندان ایران نباید خفت جنگ ماراتن را با حلاوت شکست والرین امپراطور روم از ایران، که سنگ نگاره آن در نقش رستم در استان فارس چون خورشیدی می‌درخشد، جبران نمایند. آیا برای حضرتعالی عزت‌نفس و سربلندی ایرانیان مهم نیست؟ حتماً هست.

جناب آقای رئیس جمهور،
با عنایت به موارد فوق و ذکر اینکه:
1. برابر ماده 558 قانون مجازات اسلامی تخریب آثار غیرمنقول فرهنگی‌ـ تاریخی ثبت شده در فهرست آثار ملی جرم می‌باشد لکن بدنبال مقصر گشتن برای فجایعی که در جندی‌شاپور در حال انجام است و کاری برای بازگشت آن نمی‌توان کرد موضوعی مهم اما موجب به حاشیه رفتن اصل موضوع یعنی حفاظت از این گنجینه و سند عظیم ایران اسلامی خواهد شد.

2. حفاظت از میراث فرهنگی برابر بند 9 ماده 135 قانون برنامه چهارم توسعه از ارکان اقتدار حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران بوده و آثار فرهنگی‌ـ‌تاریخی برابر ماده 26 قانون مدنی جزء مصالح ملی و منافع عمومی ایران اسلامی می‌باشد.

3. برابر نظریه فقهی امام خمینی(ره) آثار تاریخی جزء انقال یعنی ثروت‌های عمومی جامعه مسلمین می‌باشد.

از آن مقام محترم استدعا دارد که در خصوص عدم تجدید قرارداد با کشاورزان، پس از اتمام قرارداد آنها توسط اداره امور اراضی و خروج آنها از محوطه، اعلام جندی‌شاپور بعنوان پروژه ملی و تشکیل کمیته ویژه جهت نجات جندی‌شاپور بذل عنایت عاجل فرموده و با صدور اوامر مقتضی خاطره تلخ تخریب سند عظمت و سرافرازی ملت ایران و مدرک مستند علم‌خواهی و علم‌طلبی ایرانیان را از خاطره ملت بزرگ ایران پاک و محو نمائید.

جناب آقای رئیس جمهور تا نابودی کامل جندی‌شاپور فقط چند شخم دیگر مانده عجله کنید.

سوژه: 
دسته بندی: